روانشناس و متخصصین علوم رفتاری در توصیف تأثیرات بسیار مهمی از شرایط خانوادگی بر شخصیت و آینده فرزندان می گویند:

بدون شک خانواده نقش مهمی در توسعه شخصیت فرزندان و در واقع محیط خانواده به عنوان اولین محیطی دارد که کودکان با آن از دوران کودکی ارتباط برقرار می کنند.

در چنین فضایی

  • صمیمیت
  • مهربانی
  • آرامش
  • گفتگو سازنده

نقش تعیین کننده ای در توسعه شخصیت فرزندان بازی خواهند کرد.

در غیر این صورت، در یک محیط استرس زا، تنها اضطراب، استرس و فشار وجود خواهد داشت.

وضعیت روحی و روانی ویرانگر نمی تواند نقطه محکمی برای امید به اینده ایجاد کند.

هر دو والدین در شکل دادن به شخصیت کودکان موثر هستند.

اما طبیعتا الگوی فرزند پدر و دختر از مادر قوی تر است و در واقع کوچکترین رفتار نیز کپی برداری می شود.

کودکان رفتارها را زیر ذره بین دارند و پس از آن، کودکان سعی می کنند در کنار پدر و مادر خود با راه و یک رویکرد احساسی، روانی، روحی و اجتماعی ان ها برخورد کنند.

کودکان طلاق چه مشکلاتی دارند؟ درمان روانشناسی

کودکان طلاق چه مشکلاتی دارند؟ درمان روانشناسی

کودک طلاق در بزرگسالی

شکاف والدین و طلاق به عنوان یک راه حل برای مشکلات میان زوجین یا والدین، با پیامدهای و پیامدهای خودشان، می تواند منجر به نادیده گرفتن پیامدهای آن شود که می تواند کودکان را به شکست های شدید منجر کند.

اساسا فقدان یک برنامه مستقل، اساسی و هوشمندانه برای چندین مرحله زندگی کودکان می تواند با هزینه های جدی، عمیق و سنگین و آسیب همراه باشد.

این خطرات در دوره های پس از طلاق یا دوران رضایت والدین به طور قابل توجهی کاهش می یابد.

پس از جدایی والدین از یکدیگر و طلاق معضلات بسیار زیادی برای اعضای خانواده و به خصوص فرزندان کوچکتر به وجود می آید.

به صورتی که این معضلات کودکان طلاق را می توان به چند دسته تقسیم نمود.

از جمله می توان به

  • مشکلات رفتاری
  • مشکلات عاطفی و درونی
  • مشکلات تحصیلی

اشاره کرد.

در این مقاله معضلات کودکان طلاق را به صورت کلی مورد بررسی قرار می دهیم.

مشکل رفتاری

عوامل زیادی در رشد اختلالات گوناگون عاطفی و رفتاری فرزندان دخالت دارند.

طلاق والدین را می توان یکی از قوی ترین عوامل در بروز معضلات رفتاری فرزندان دانست.

پژوهش ها نشان می دهند که کودکان طلاق در قیاس با دیگر فرزندان و فرزندان خانواده معمولی و طلاق نگرفته، عمدتا لجوج تر و بد رفتارتر هستند.

این معضلات رفتاری به صورت رفتارهای نامناسب در محیط بیرونی و مدرسه و کلاس به وجود می آید که ممکن است سبب تعلیق و اخراج آن ها شود.

پژوهش ها همچنین نشان می دهند که کودکان طلاق از روابط اجتماعی با افرادی مانند پدر و مادر، و برادران و خواهران و همسالان با معضلات زیادی روبرو هستند.

توان برقراری ارتباط اجتماعی از کودکان طلاق سلب می شود.

کودکان طلاق در مقایسه با دیگر فرزندان بیشتر به سوی همسالان اجتماعی خود تمایل پیدا می کنند.

از نظر تمایلات جنسی کودکان طلاق در سنین پایین تر تمایل به رابطه دارند.

در مقایسه با فرزندان خانواده هایی عادی تمایلات بزهکاری بیشتری از خود نشان می دهند.

این مسئله به خصوص در جنس پسر به شدت حائز اهمیت است.

پژوهش ها هم چنین نشان می دهد دخترانی که در سنین پایین و نوجوانی ارتباط عاطفی مطلوبی با پدر و مادر و به خصوص مادر خود دارند دیرتر رابطه های جنسی را شروع می کنند.

آن ها کمتر در خطر رابطه های جنسی خطرناک در دوران نوجوانی و جوانی خود هستند.

کودکان طلاق در مقایسه با فرزندان خانواده های عادی در خطر استفاده از مواد مخدر و الکل بیشتری قرار دارند.

این مشکل ناشی از کاهش نظارت مطلوب والدین بر رفتار فرزندان و پایین آمدن کیفیت تربیت و نیز عدم وجود رابطه عاطفی و عشق ورزی مناسب بین والدین و فرزندان می باشد.