همه ما اختلال اضطراب را تجربه می کنیم.

به عنوان مثال، سخنرانی در جلوی یک گروه می تواند ما را مضطرب کند، اما اضطراب نیز باعث می شود که ما خود را آماده و برای سخنرانی تمرین کنیم.

رانندگی در ترافیک سنگین یکی دیگر از منابع شایع اضطراب است، اما به ما کمک می کند تا از حوادث جلوگیری کنیم.

با این حال، زمانی که احساس ترس شدید و ناراحتی شدت پیدا می کند که باعث  جلوگیری از انجام فعالیت های روزمره می شود، تبدیل به اختلال اضطرابی می شود.

اختلال اضطراب

اختلال اضطراب و علائم آن

اختلالات اضطرابی شایعترین نگرانی در مورد سلامت روان در ایالات متحده است. تقریبا ۴۰ میلیون بزرگسال در ایالات متحده (۱۸٪) دارای اختلال اضطرابی هستند. در همین حال، حدود ۸٪ کودکان و نوجوانان یک اختلال اضطرابی را تجربه می کنند. اکثر افراد علائم اضطراب را قبل از ۲۱ سالگی تجربه می کنند.

علائم

اختلالات اضطرابی یک گروه از شرایط مرتبط به هم است که هر کدام علائم منحصر به فرد خود را دارند. با این حال، همه اختلالات اضطرابی یک چیز مشترک دارند: ترس و اضطراب و نگرانی در شرایطی که تهدیدی نیستند. افراد معمولا یک یا چند مورد از علائم زیر را تجربه می کنند:

علائم عاطفی:

  • احساس هراس یا نگرانی
  • احساس تنش
  • بی اعتقادی یا تحریک پذیری
  • پیش بینی بدترین چیزها و آگاهی از علائم خطر

علائم فیزیکی:

  • تپش قلب و تنگی نفس
  • عرق کردن، لرزیدن و لرزش
  • سردرد، خستگی و بی خوابی
  • ناراحتی معده، ادرار مکرر یا اسهال

انواع اختلالات اضطراب

انواع مختلف اختلالات اضطرابی وجود دارد که هر کدام دارای نشانه های مختلف هستند.

شایع ترین انواع اختلالات اضطرابی عبارتند از:

اختلال اضطراب عمومی (GAD)

اختلال اضطراب عمومی، مزمن و اغراق آمیز در زندگی روزمره تولید می شود.

این عامل نگران کننده ممکن است هرروز برای فرد تکرار شود، و تمرکز کردن برای وی یا تمام کردن کارهای روزانه سخت شده است.

فرد مبتلا به اختلال اضطراب عمومی ممکن است از نگرانی خسته شود و سردرد، تنش یا حالت تهوع را تجربه کند.

اختلال اضطراب اجتماعی

این اختلال باعث ترس شدید درمورد تعاملات اجتماعی می شود و بیشتر از خجالتی بودن فرد را آزار می دهد، که اغلب ناشی از نگرانی های غیرمنطقی در مورد تحقیر شدن است (مثلا چیزی احمقانه می گوید یا نمی داند چه چیزی باید بگوید).

فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است در گفتگوها شرکت نکند، در گفتگوهای کلاس ها شرکت نکند یا ایده های خود را ارائه ندهد و حتی ممکن است جدا از جمع شود.

وارد شدن در جمع هایی که به اجبار باید در آن ها حضور داشته باشد، باعث بروز حملات هراس اجتماعی در فرد می شود.

مشاوره حضوری آنلاین و تلفنی مشاورانه

اختلال هراس اجتماعی

این اختلال به صورت نا خودآگاه توسط حملات وحشت انگیز و هراس آور بروز داده می شود که اغلب با حمله قلبی اشتباه گرفته می شود، حمله هراس باعث ایجاد نشانه های جسمی قوی مانند موارد زیر بروز می کند.

  • درد قفسه سینه،
  • گرفتگی قلب،
  • سرگیجه،
  • تنگی نفس؛
  • ناراحتی معده

بسیاری از مردم به اقداماتی برای جلوگیری از این حمله ها، از جمله انزوای اجتماعی ادامه خواهند داد.

فوبیا چیست؟

همه ما تمایل به اجتناب از چیزهایی خاص و یا شرایطی که باعث ناراحتی یا حتی ترس ما می شود، داریم.

اما برای کسی که ترس و وحشت دارد، مکان ها، رویدادها یا اشیاء خاص، باعث بروز ترس قوی و غیر منطقی می شود. اکثر افراد از چیزهای مختلف ترس های خاص دارند که می تواند این واکنش ها را ایجاد کند.

برای جلوگیری از وحشت، آنها به بیش از اندازه کار خواهند کرد تا از رویارویی با ترسشان اجتناب کنند.

بسته به نوع و تعداد عوامل، تلاش فرد برای کنترل ترس می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد.

سایر اختلالات اضطراب

سایر اختلالات اضطرابی عبارتند از:

-اختلال هراس محیطی(Agoraphobia)

-اختلال اضطراب جدایی

-اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد مخدر / دارو، شامل مسمومیت یا قطع دارو و درمان

سایر اختلالات اضطراب- مشاورانه -بیماری روانی

عوامل اختلالات اضطراب

دانشمندان معتقدند که عوامل متعددی باعث ایجاد اختلالات اضطرابی می شوند:

ژنتیک

مطالعات و شواهد نشان می دهند که اختلالات اضطرابی “در خانواده ها” ایجاد می شود، زیرا بعضی از خانواده ها دارای اختلالات اضطرابی بالاتر از حد نرمال در میان بستگان خود هستند.

محیط

یک رویداد استرس زا یا ترسناک مانند سوء استفاده، مرگ عزیز، خشونت یا بیماری طولانی مدت اغلب باعث افزایش اختلال اضطراب می شود.

سرما خوردگی روانی

تشخیص اختلال اضطراب

نشانه های فیزیکی

نشانه های فیزیکی اختلال اضطراب می تواند به راحتی با سایر شرایط پزشکی مانند بیماری های قلبی و هیپرتیروئیدیسم اشتباه گرفته شود.

بنابراین، یک پزشک احتمالا یک ارزیابی شامل معاینه فیزیکی، مصاحبه و آزمایش را انجام خواهد داد.

پس از اینکه مشخص شد بیماری جسمی وجود نداشته است، پزشک ممکن است یک فرد را برای ارزیابی به یک مشاوره روانشناسی هدایت کند.

با استفاده از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) ، یک متخصص بهداشت روانی قادر به شناسایی نوع خاصی از اختلالات اضطرابی است که سبب ایجاد علائم و همچنین اختلالات احتمالی دیگر می شود.

درمان تمامی این اختلالات با استفاده از درمان جامع، بهترین استراتژی بهبود می باشد.

نشانه های رفتاری

اختلالات اضطرابی مختلف دارای مجموعه متفاوتی از نشانه های رفتاری هستند.

این بدان معنی است که هر نوع اختلال اضطرابی همچنین دارای برنامه درمان خاص خود است.

اما درمان های عمومی برای رفع این اختلالات استفاده می شود.

  • روان درمانی ، از جمله درمان شناختی-رفتاری
  • داروها ، از جمله داروهای ضد اضطراب و داروهای ضد افسردگی
  • رویکردهای بهداشتی تکمیلی ، از جمله روشهای رفع استرس و آرامش

شرایط مرتبط

اختلالات اضطرابی با دیگر شرایط روحی روانی دیده می شوند و اغلب می توانند شرایط را بدتر کنند.

بنابراین، اگر در معرض اضطراب و هر یک از موارد زیر هستید، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید:

  • افسردگی
  • استفاده از مواد
  • اختلال بیش فعالی و کمبود توجه  ADHD
  • اختلالات اشتها
  • مشکل خواب
اختلال شخصیت
مدیریت استرس
اختلالات عصبی شناختی
اختلال روان پریشی
مشاوره فوبیا و درمان فوبیا هراس و ترس
علائم فیزیکی اضطراب و نشانه های رفتاری اضطراب و عوارض اضطراب چیست؟
درمان فوبیای اجتماعی گوشه گیری و انزوا درمان
راهکارهای طلایی درمان اختلال پرخاشگری -باورهای غلط در معنی پرخاشگری
علت پرخاشگری و بی صبری - فرقش با شجاعت علت پرخاشگری
انواع پرخاشگری در روانشناسی - پرخاشگری چیست
راهکارهای جلوگیری از دزدی کودک - دزدی یا عدم درک مالکیت؟
مراحل کنار آمدن با فوت همسر و استرس ناشی از آن چه کنیم؟
با مشکل بی خوابی چه کنم؟ شبا خوابم نمی بره
مشاوره دو قطبی و اختلال افسردگی شیدایی
ویدیو-درمان-افسردگی-و-دوقطبی
مشاوره استرس - استرس چیست
افسردگی پدر و مادر و تاثیر آن بر کودک
The last comment and 33 other comment(s) need to be approved.
مشترک شوید
قابل توجه
432 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده تمام کامنت ها
Meysam Salehi
2 ماه پیش

سلام وقتتون بخیر من یک دانش آموزم ۱۸ سالمه و امسال کنکور میدم و رشته هم تجربیه من چند وقته یه یسری افکار به ذهنم راه پیدا کردند که خیلی مشکلات زیادی برای زندگی روز مره ام به وجود اوردن اصن داغون شدم فکر کنم ۱ سال پیش بود که یکی از دوستانم یک راهی رو برای پول درآوردن بهم معرفی کرد منم خوشم اومد و این کارو انجام دادم و تا حدودی موفق بودم به هر حال یک سال گذشت و من به یک درآمد ۷ رقمی رسیدم یک روز تو مدرسه با خودم فکر کردم که من همه… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  Meysam Salehi

سلام به شما عزیزم به طور کلی استفاده از راهنمایی و کمک های دیگران نه تنها بد نیست بلکه میتونه باعث پیشرفت شما هم بشه و اینکه شما از راهنمایی شخصی استفاده می کنید و در ادامه برای موفقیتتون تلاش می کنید توانایی شما رو می رسونه و در حال حاضر هزاران نفر هستن که با این پیشنهاد مواجه میشوند که رشته زبان رشته خیلی خوبیه ولی با این وحود برای موفقیتشون و قبولی در این رشته تلاشی نمی کنن بنابراین این توانایی و پشتکار شما رو میرسونه و نشون میده که از ایده ها به خوبی استفاده می کنید… ادامه دیدگاه »

Meysam Salehi
2 ماه پیش

سلام وقتتون بخیر من یک دانش آموزم ۱۸ سالمه و امسال کنکور میدم و رشته هم تجربیه من چند وقته یه یسری افکار به ذهنم راه پیدا کردند که خیلی مشکلات زیادی برای زندگی روز مره ام به وجود اوردن اصن داغون شدم فکر کنم ۱ سال پیش بود که یکی از دوستانم یک راهی رو برای پول درآوردن بهم معرفی کرد منم خوشم اومد و این کارو انجام دادم و تا حدودی موفق بودم به هر حال یک سال گذشت و من به یک درآمد ۷ رقمی رسیدم یک روز تو مدرسه با خودم فکر کردم که من همه… ادامه دیدگاه »

نیلوفر
2 ماه پیش

سلام
من ۳۳ سالمه و الان حدود ۲ ماهه که باردارم.
کلا از بچگی استرسم زیاد بوده و اصلی ترین اون از دست دادن والدینم بوده و هست.
مدتی بهتر بودم، الان چند روزه که دوباره فکرای بد میاد سراغم. در مورد از دست دادن مادر پدرم (الکی و نا بجا) میخوام بدونم چجوری میتونم ذهنمو کنترل کنم و جزچیزای خوب، به چیزی فکر نکنم.
ممنونم.

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  نیلوفر

سلام به شما نیلوفر جان ببین عزیزم این ترس ها و اضطراب هایی که بیان می کنید نشان از وسواس فکری می باشد که گاهی می تواند با رفتارهایی برای خنثی کردن این افکار نیز همراه شود . در این مورد نیزا است که شما برای درمان وسواس نیاز است که مسیر درمانی خود را طی کنید تا در این مسیر بتوانیم در این مورد به شما کمک کنیم تا شرایط روحی بهتری را تجربه کنید . وسواس می تواند با اضطراب زیادی برای شما همراه باشد به همین دلیل هم در رفتارها و عملکردهای دیگر و روابطتتان باهم با… ادامه دیدگاه »

2 ماه پیش

سلام من یه پسر ۱۴ ساله ام.چند روز پیش با یک مرد آشنا شدم که بهم گفت خوشنویسه.هم او شمارش رو به من داد هم من شمارم رو به او.او بعد چند روز بهم پیام داد و خوش و بش کرد و چندین بار ازم خواست آیدی و شماره دوستام رو بهش بدم و من هر دفعه به یه بهونخ در رفتم و در آخر گفتم این شماره بابامه دیگه پیام نده .گفتم گوشی دارم اما سیم کارت ندارم و…. او گفت که من بهت سیم کارت میدم ولی من قبول نکردم.و حالا نگرانم احساس ترس،استرس و اضطراب دارم و… ادامه دیدگاه »

2 ماه پیش

سلام من یه پسر ۱۴ سالم.چند روز پیش با یک مرد آشنا شدم که بهم گفت خوشنویسه .هم او شمارش رو به من داد هم من به او.یک روز بعد او بهم پیام داد و خوش بش کرد و چندین بار ازم آیدی و شماره دوستام رو خواست و من هر دفعه به یه بهونه از زیرش در رفتم و دیگه باهم در ارتباط نیستیم چون به یه بهونه گفتم این خط مال بابامه و دیگه بهم پیام نده.اما از اون روز به بعد کلا احساس ترس و استرس و اضطراب دارم و هی فکرای چرت و پرت بد به… ادامه دیدگاه »

2 ماه پیش

سلام من چند روز پیش با یه مردی آشنا شدم و هم او شماره اش رو به من داد هم من شماره ام رو به او.اون مرد می گفت خوشنویسم و اینها اما بعد یک روز پیام بهم داد و خوش و بش باهام کرد.اون مرد چند بار ازم آیدی و شماره دوستام رو خواست و من هربار به یه بهونه ای این کار رو نکردم.از اون به بعد کلا نگرانم و فکرای چرت و پرت به سرم میزنه.راستی من یه پسر ۱۴ ساله هستم

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  حسین

سلام به شما
عزیزم‌‌‌ اگر اطلاعات خاصی به ایشون ندادید نگران نباشید و فقط ایشون رو بلاک کنید و ارتباطتون رو باهاشون به طور کامل قطع کنید و این ارتباط رو تجربه ای بدونید که نیاز هست از اون درس بگیرید و بیشتر مراقب ارتباطاتتون باشید.

همتا
2 ماه پیش

کاملا غیر عمد و تصادفی متاسفانه چند وقت پیش متوجه رابطه والدین ام شدم از اون به بعد استرس و تپش قلب شدید پیدا کردم به طوری که شب ها نمیتونم بخوابم این موضوع هم طوری نیست که بتونی از کسی راهنمایی بگیری حالا واقعا حال روحیم بهم ریخته نمیدونم چیکار کنم

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  همتا

سلام به شما
همتا جان عزیزم شما چند سالتونه؟

همتا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

سلام ۱۹سالمه و دانشجو مهندسی پزشکی هستم

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  همتا

سلام مجدد
همتای عزیز میتونی از احساسی که در حال تجربه اون هستی بیشتر توضیح بدی؟ بیشترین مسئله ای که باعث شده از دیدن این صحنه احساس اضطراب و تنش بکنید چیه؟

همتا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

من احساس گناه میکنم که متوجه شدم استرس شدید دارم با این که چیزی ندیدم چون در اتاق بسته بود اما کاملا متوجه شدم این یک چیز طبیعی است اما من نتونستم بپذیرم همش احساس بدی دارم و از رابطه شدیدا ترسیدم چیز خوبی تو ذهنم نیست از ارتباط اون لحظه دست پاچه شدم ترسیدم و حتی تا الان نتونستم باخودم کنار بیام نمیدونم ترس یا شرم اما درکش برام سخته هنوزم من از قصد این کار نکردم اونشب کابوس دیدم برای بهتر شدن حالم رفتم آب بخورم که متوجه شدم اما احساس گناه میکنم اضطراب شبانه باعث شده نخوابم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  همتا

ببینید همتاری عزیز شما با موقعیتی مواجه شدین که براتون غیر منتظره بوده و همینطور این مسئله به عنوان یک تابو و مسئله ای که شرم اور هست در ذهن شما نقش بسته به همین دلیل تجربه چنین احساساتی در حال حاضر طبیعی هستش ولی عزیزم همونطور که خودتون اشاره کردین رابطه جنسی بین پدر و مادرتون یک امر طبیعیه و با توجه به سنتون نیاز هست که این مسئله رو درک کنید و البته خودتون رو بابت این مسئله سرزنش نکنید عزیزم شما هیچ کار ناخوشایندی نکردین و از مسئله ناخوشایندی آگاه نشدین بنابراین احساس گناه به دلیل اگاهی… ادامه دیدگاه »

همتا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

ممنون از راهنماییتون
سعی میکنم موضوع رو با خودم حل کنم و ترس و اضطراب رو از خودم دور کنم
بازم ممنون از پاسختون خوشحالم که مشورت کردم
داشتم از دلهره و ناآگاهی از پا میفتادم

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  همتا

موفق باشین عزیزم

Ahmadreza
2 ماه پیش

سلام وقت بخیر😔، من پسری ۲۱ ساله هستم، چند سالیه که متوجه شدم نوعی ترس یا نمیدونم اسمشو چی میشد گذاشت که حتی ساده ترین کار هارو نمیتونم بکنم، مثلا حتی از یه فروشگاه نمیتونم خرید کنم یا ترس از رانندگی دارم، حتی احساس میکنم بلد نیستم جایی برم واقعا دیگه زندگی برام جهنم شده، حتی یه دکتر رفتنم برام سخته،یه مهمونی رفتن یا این جور چیزا هم سخته برام، خیلی سعی کردم به خودم کمک کنم ولی نمیتونم نمیدونم چیکار کنم این تنها مشکل و بزرگترین مشکل منه تورو خدا کمکم کنید

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  Ahmadreza

سلام به شما دوست عزیز شما دارید از ترس صحبت می کنید و این ترس ها با اضطراب شدیدی همراه می شود و شما انها را تجربه می کنید و این باعث می شود که عملکرد شما تجت تاثیر قرار بگیرد علایم شما نیاز به بررسی دقیق دارد تا بتوانیم تشخیص گذاری دقیقی داشته باشیم و در این مسیر جهت بهبود علایم شما و بهبود عملکردتان به شما کمک کنیم . آنچه قابل مشاهده هست این است که عملکرد شما تحت تاثیر این ترس و اضطراب ها قرار گرفته و این می تواند با مشکلات زیادی برای شما زا نظر… ادامه دیدگاه »

تنها
2 ماه پیش

سلام.خانمی هستم ۳۷ ساله که ۱۱ ساله ی زندگی اشتباه رو شروع کردم و ادامه دادم من بخاطر مشکلاتی که توی زندگی مشترک دارم و رفتارهای اشتباه همسرم (۴۳ ساله بیکار)که همش توهین تحقیر تهدید به قتل و بی آبرویی کتک کاری های وحشیانه داره خیلی بهم ریختم اصلا اعتماد به نفس ندارم نمیتونم حرف بزنم انگار زبانم قفل میشه میدونم حق با منه میدونم باید از حقم دفاع کنم ولی نمیتونم احساس خفگی بهم دست میده میترسم حال روحی روانیم اصلا خوب نیس احتیاج به کمک دارم هیچ درآمدی هم ندارم که از مشاوران بیرون راهنمایی بگیرم لطفا کمکم… ادامه دیدگاه »

Last edited 2 ماه پیش by تنها
ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  تنها

سلام به شما دوست عزیز قابل درک هست که این سبک رفتاری و شخصیتی همسرتان برای شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما عزیزم در این مورد سوال این است که چرا شما این شرایط را تحمل می کنید و تا زمانی که شما در شرایط روحی مناسبی قرار نداشته باشید ممکن است به همین روند سالها زندگی مشترکتان را ادامه بدهید در این مسیر بهتر است قبل از تصمیم گیری برای زندگی مشترکتان برای ادامه و یا جدایی برای بهبود شرایط روحی خود اقدام کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم شرایط روحی بهتری را تجربه کنید… ادامه دیدگاه »

Erfaneh
2 ماه پیش

سلام خسته نباشید . من تابستون با یه دوره ای آشنا شدم که توش گفته شده بیاین روزه فکری بگیرید یعنی به هیچ چیز منفی فکر نکنین منم مصمم بودم هرکاری که ایشون میگه رو انجام بدم . ولی بعد از یه مدت ذهنم مقاومت میکرد یعنی وقتی فکری به ذهنم میومد سریع میخواستم جلوش رو بگیرم ولی وقتی نمی‌تونستم . اعصابم خورد میشد و سردرد های بدی می‌گرفتم و هی فکرو و هی فکرو سردرد شدید تر چون میترسیدم ولی خدارو شکر تونستم از اوایل سال تحصیلی مثل یه آدم عادی درس بخونم و یجواریی با بی خیالی یامقاومت… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  Erfaneh

سلام به شما دوست عزیز دقت کنید که قبل از شرکت در هر کلاس یا دوره ای در ابتدا اطلاعات لازم رو در مورد شیوه و درستی کار اون موسسه یا گروه خاص به دست بیارید و از آن ها مطمئن شوید و بعد در آن دوره یا شرکت کلاس کنید. متاسفانه دوره ای که شما از آن حرف می زنید شیوه کاری کاملا غیر علمی رو در پیش داشتن و همین امر باعث میشه که نه تنها شما نتیجه مثبتی دریافت نکنید بلکه احساس درماندگی و ناتوانی هم داشته باشید به این دلیل که احساس می کنید توانایی حذف… ادامه دیدگاه »

MOHAMMAD
2 ماه پیش

سلام وقتتون بخیر…من یک برادر ۱۰ ساله دارم که متاسفانه ایشون ترس از تنهایی دارن و بخاطر این موضوع خیلی دچار استرس و تنش میشن…مثلا داخل یک اتاقمون تنها خوابشون نمیبره و حتما باید کسی پیششون باشه…من بخاطر شرایط تحصیلی مجبورم که صبح های زود حدودا ساعت ۵ یا ۶ بیدار بشم و داخل اتاق دیگه ای درس بخونم اما ایشون از وقتی که این موضوع رو متوجه شدن اولا شب ها با آرامش نمیخوابن و دوما اون موقع بیدار میشن و دیگه خوابشون نمیبره…و همیشه مجبور میشم از کارهای خودم بزنم تا طلوع خورشید که هوا روشن میشه و… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  MOHAMMAD

سلام به شما آقا محمد در اول اینکه شما فشاری به ایشان وارد نمی کنید و این ترس ها می تواند دلایل دیگری داشته باشد در این مسیر بهتر است در کنار احترام به او شرایط رشدی خودتان را طی کنید چون اگر بخواهید تمام تمرکز خود را بر ایشان بگذاری ممکن است در مسیر رشدی خودت با مشکل مواجهه شوی . در این مسیر نیاز است با پدر و مادر صحبت کنید و برای بررسی این ترس ها و کمک به برادتان او را به روان درمانگر ارجاع بدهید چون اگر این مسیر بخواهد ادامه پیدا کند هم برای… ادامه دیدگاه »

نادر
2 ماه پیش

نادر

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  نادر

سلام میتونید در هیمن قسمت سوال خودتونو ارسال کنید

مریم
2 ماه پیش

سلام دختری ۱۶ ساله هستم..به همراه دوستم ک بعد از ۹ ماه از شهرش اومده بود تا منو ببینه رفتیم بیرون ک فامیلای پدریش هم سه نفر همراه ما اومدن یک دختر و دو پسر توی رستوران احساس کردم یکی از اشناهامونو دیدم که ب من همش نگاه میکرد و نگاه سنگینش باعث شد تا من از اون مکان برم بیرون..گلوم خشک شده بود و تپش قلب گرفته بودم و بدم سفت شده بود و یخ کرده بود..خانواده من یکمی رو رفاقتا‌حساسن و رفیقای من رو به طور کامل میشناسن ولی جوری شد خیلی مضطرب بشم چون از قضاوتهای زود… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  مریم

سلام‌ به شما
مریم‌ جان‌ اون شخص آشنایی که شمارو توی رستوران دید به پدر مادرتون چیزی نگفتن‌ تابحال؟

Hosein
2 ماه پیش

سلام من یک پسر ۱۳ ساله هستم من کامپیوتر بازی می کنم ولی هر وقت که روی میز کامپیوتر نشستم هی به پشت سر خودم نگاه می کنم و می ترسم این اتفاق هر وقت کسی خانه نباشد اتفاق می افتد احساس می کنم کسی پشت سرم است بخاطر همین استرس می گیرم اگر میشه کمکم کنید.

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  Hosein

سلام به شما آقا حسین در این مورد نیاز هست که برای بررسی ترس و اضطرابی که تجربه می کنی به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنی تا بتوانیم در این مورد بررسی لازم را انجام بدهیم و کمک کنیم تا شما بتوانی شرایط بهتری را تجربه کنی . در این مسیر از مادر و یا پدر بخواه که این شرایط را برای مراجعه حضوری شما ایجاد کنند . چون بدون بررسی افکار ، احساسات ، تجربیات و بررسی دقیق منظور شما از حضور فرد دیگر نمی توان نظری را بیان کرد . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران… ادامه دیدگاه »

Nashenas
2 ماه پیش

سلام ، من یه دختر ۱۵ ساله هستم . من وقتی به حموم میرم از اونجایی که حموم ما خیلی کوچیکه اخساس خفگی بهم دست میده، دستم میلرزه، و ضربان قلبم بالا میره. یا من حاضرم که با پله به طبقه چهارم برم تا با آسانسور و … قبلا فکر میکردم این ها همه یه چیز عادی هست و برای بقیه هم پیش میاد پس نادیدش گرفتم. ولی جدیدا حتی با فکر کردن به مکان های تنگ، تپش قلبم بالا میره. به طور ناگهانی مطلبی معتبر توی اینترنت در این باره دیدم. و فهمیدم که به کلاستروفوبیا مبتلا هستم. من… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  Nashenas

سلام به شما دوست عزیز با توجه به توضیحاتی که در مورد فضاهای بسته و علایم فیزیولوژیک خود بیان کردید بله احتمال این تشخیص گذاری برای شما وجود دارد این اختلال کلاستروفوبیا که از آن با نام تنگناهراسی بیان می شود نوعی اختلال اضطراب است که در آن فرد به هنگام قرار گرفتن در محیطی بسته، می‌ترسد در آن گرفتار شود و این ترس غیرمنطقی در نهایت می‌تواند منجر به وحشت‌زدگی او شود. افرادی که از این اختلال رنج می‌برند همه کار می‌کنند تا در محیط‌ها و موقعیت‌های تحریک کنندۀ ترس‌شان قرار نگیرند و دچار اضطراب و وحشت‌زدگی ناشی از… ادامه دیدگاه »

مهسا
2 ماه پیش

سلام من ۲۲ سالمه و شاغل هستم مدیر آی تی شرکت بازرگانی خارجی هستم و در سال ۹۶ مقام اول رزمی مشهد شدم وچیزی که دیگران از من میبینن یه دختر قوی و خودساخته اس که با وجود پدری که هیچوقت براش پدری نکرده تونسته روی پای خودش بایسته و اینکه توی زمینه عکاسی فیلمبرداری و فتوشاپ اولین نفره وچیزی که من هستم یه ادم افسرده و به شدت مضطرب و عصبی هستم و اینارو هیچکس از ظاهرم متوجه نمیشه جدیدا سردرد های شدید دارم حتی وقتی از خواب بیدار میشم و بخاطر زندگی سختی که داشتم همیشه خودم رو کم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  مهسا

سلام به شما
مهسا جان چه مدت هست که دچار چنین احساسات و نشانه هایی شدین؟
آیا ارتباطات نزدیک دوستانه دارید؟ در مورد این احساسات ناخوشایندتون با کسی صحبت نمی کنید؟
آیا علت خاضی داره که در مورد آقایون چنین دیدگاهی دارید؟ تجربه ناخوشایندی در این زمینه دارید؟
در حال حاضر شرایط خانوادگی شما از نظر اقتصادی و عاطفی چطور هست؟

مهسا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

سلام ممنون بابت اینکه جواب دادید من از وقتی بچه بودم همیشه مضطرب بودم و پرخوری عصبی داشتم و اینکه هیچوقت دوستی نداشتم که بتونم بهش اعتماد کنم تمام دوستام باهام قطع ارتباط کردن و فکر میکنم دلیلش رفتار بد من باشه . و درمورد احساساتم نمیتونم با کسی صحبت کنم چون هیچکس نمیدونه من اینقد ادم ضعیفی هستم هیچکس نمیدونه من چقد حالم بده و چقد دلم میخاد که فقط بمیرم اما بخاطر مامانم اینکارو نمیکنم اینکه من درمورد اقایون این احساس رو دارم دلیلش اینه که از وقتی بچه بودم نگاه ادمارو حس میکردم حتی بعضی از افراد… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  مهسا

سلام مجدد
عزیزم منظورتون از رفتارهای بد شما چیه؟ میتونید نوع رفتاری که از نظر خودتون باعث قطع ارتباط دوستانتون با شما شده رو برام توضیح بدین؟
در کامنت اولتون توضیح دادین که فرد موفقی هستین ولی در پاسخ به سوالات من فرمودین که با وجود تلاش هاتون نمیتونید پیشرفت کنید و موفق بشید منظورتون از این حرف چیه؟ منظورتون این هستش که از نظر شرایط اقتصادی فرد ضعیفی هستین؟

مهسا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

سلام وقتتون بخیر بله من فکرمیکنم بخاطر رفتارای خودم بوده اینکه اون دوست پسرم همیشه برام توی الویت بوده و بخاطرش حاضر میشدم از دوستام بگذرم و این برای قبل بوده و دوستانی که باهاشون اشنا میشم حس میکنم نمیخان زیاد بهم نزدیک بشن و ازم دوری میکنن من واقعا دلیلشو نمیدونم و یه چیز دیگه ای که هست من دختر زیاد مقیدی نیستم یعنی اینکه خیلی باحجاب باشم یا نماز بخونم اما یه خط قرمزهایی رو همیشه داشتم و نمیدونم چرا من باهرکسی که اشنا میشم خودمو به اون یه ادم دیگه نشون میدم یه ادم موجه یه دخترخیلی… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  مهسا

سلام مجدد مهسا جان رفتارهایی که شما شرح میدین در موقعیت شما اصلا فتارهای عجیبی نیستند و تجارب خانوادگی ناخوشایند می تونه سبب بروز چنین احساسات و بالبطع اون، چنین رفتارهایی بشه. قبل از هرچیز باید سعی کنید همونطور که در شرح وقایع و رفتارهاتون با بنده صادق بودین و صادقانه اون ها رو توضیح دادین با خودتون هم صادق باشید و سعی کنید رفتارها و احساسات نادرستتون رو به درستی بشناسید و بپذیرید که رفتارهاتون نیاز به اصلاح دارن. برای این کار نیاز هست که تمام مشکلات رفتاری که در خودتون احساس می کنید رو از طریق نوشتن روی… ادامه دیدگاه »

مهسا
1 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

سلام ممنونم خیلی لطف کردید وقت گذاشتید ممنون از راهنماییتون
یعنی پس شما فکرمیکنین من مشکل روانی ندارم؟میتونم عوض بشم؟ممنون از کمکتون

ویرایشگر
روانشناس
1 ماه پیش
پاسخ به  مهسا

ببینید مهسای عزیز زمانی که فرد در هر شرایطی وجود رفتار و احساسی رو در خود مشاهده کنه که باعث احساس ناخوشایند بشه و فرد احساس کنه که از اون شرایط ناراضی هستش میتونیم صحبت از اختلال کنیم ولی اختلال به این معنی نیست که شما بهبود پیدا نمی کنید. اختلالات روانی رو میتونیم به دو دسته سایکوز و نورز تقسیم بندی کنیم در اختلالات سایکوز بینش فرد به طور کلی نسبت به بیماری از بین رفته و اصلا به نادرست بودن رفتار خود واقف نیست در این اختلالات که با توهم و هذیان‌همراهن درمانپذیری بسیار پایینه ولی در اختلالات… ادامه دیدگاه »

مهسا
2 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

سلام من سوالاتونو جواب دادم اما فکرکنم ثبت نمیشه

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  مهسا

عزیزم پاسختون ثبت شد

maryam
2 ماه پیش

سلام دختری ۱۹ ساله هستم تماسی بافردی داشتم ک اینده پیش بینی میکردن من ازاون روزک باایشون صحبت کردم یکم ترس و دلهره داشتم تادیشب خواب دیدم و تعبیرشو بعدازبیدارشدن خوندم و اصلاخوب‌نبود ازصبح استرس و اضطراب دارم حالم بدشده حتی ب مکان مذهبیم رفتم اروم شدم اما این اضطراب تووجودم هس

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  maryam

سلام به شما مریم عزیز دقت کن که شما مسیر اشتباهی رو طی کردین و هیچکدام از حرف هایی که ایشون به شما به عنوان پیش بینی آینده گفتن سندیتی نداره بلکه تنها باعث آشفتگی فکر شما می شه و باعث میشه که شما ناخوداگاه هر اتفاق و رویدادی رو به حرف های ایشون نسبت بدین و اونها رو به هم تطبیق بدین، در واقع ایشون سعی کردن افکار شما رو دچار تحریف کنن و با این تحریف افکار، شما رو به باور پذیری در مورد حرف هاشون برسونن. سعی کنید واقع بینانه فکر کنید و افکار اشتباه و ترس… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  maryam

سلام به شما مریم عزیز دقت کن که مسیر اشتباهی رو طی کردین و هیچکدام از حرف هایی که ایشون به شما به عنوان پیش بینی آینده گفتن هیچ سندیتی نداره عزیزم بلکه تنها باعث آشفتگی فکر شما می شه و باعث میشه که شما ناخوداگاه هر اتفاق و رویدادی رو به حرف های ایشون نسبت بدین و اونها رو به هم تطبیق بدین، در واقع ایشون سعی کردن افکار شما رو دچار تحریف کنن و با این تحریف افکار شما رو به باور پذیری در مورد حرف های ایشون برسونن. سعی کنید واقع بینانه فکر کنید و افکار اشتباه… ادامه دیدگاه »

Aram
2 ماه پیش

سلام من دختر ۱۳ ساله هستم تقریبا تمام علایم گفته شده رو دارم یعنی از وقتی می خواستم برم مدرسه و ۷ سالم بود. تست های شناسایی اضطراب زیاد دادم و تو همه شونم نتیجه بالا بوده. من الان باید چیکار کنم چون الان کلاس ها آنلاین است و مسابقات حضوری نیستند ولی واقعا من نمی تونم مسابقات حضوری رو این مدلی شرکت کنم چون اصلا نمی تونم نفس بکشم موقع حرف زدن در جمع غریبه ها! درد شدیدی هم در قفسه ی سینه در چند ماه اخیر دارم. من چیکار باید بکنم؟

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  Aram

سلام به شما ارام جان در این مورد ارام جان مشکلات خود را باید به پدر و مادر بیان کنی و از آنها بخواهی که برای بهبود این مشکلات شما را به رواننشاس ارجاع بدهند تا بتوانیم در این مسیر کمک کنیم تا اضطراب شما درمان شود و بتوانید در شرایط روحی بهتری به این مسیر درسی خود ادامه بدهید . اضطراب زیاد می تواند با نشانه های بدنی همراه شود به خاطر همین ممکن است شما در نفس کشیدن دچار مشکل شوید و یا درد در قفسه سینه را تجربه کنید و یا مثلا عرق کنید و… در این… ادامه دیدگاه »

Zahra
2 ماه پیش

سلام، وقت بخیر، من یه مدته که احساس گرفتگی و فشار شدید توو قفسه سینه ام میکنم، دچار تپش قلب میشم و باعث میشه استرس شدیدی بگیرم، بعضی وقتا احساس نفس تنگی میکنم، چند بار آزمایشات کامل دادم، از نطر جسمانی هیچ مشکلی ندارم، میخواستم بدونم، این مشکلات من چه ریشه ای میتونن داشته باشن و چیکار باید کنم، چون این شرایط خیلی منو میترسونه…۲۱ سالمه….ممنون میشم پاسخ بدید

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  Zahra

سلام به شما زهرا جان ببین عزیزم اگر شما مشکل جسمی ندارید این علایم نشان از حملات پانیک باشد به این معنا که هجوم ناگهانیِ نگرانی و ترس بسیار شدید است. در این حالت قلب شما به شدت می‌زند و نمی‌توانید نفس بکشید. حتی شاید احساس کنید در حال مردن یا دیوانه شدن هستید البته این موارد در حملات شدید رخ می دهد. همه‌ی ما با ترس مواجه شده‌ایم. منظورمان همان احساس رایج و آشنایی است که هنگام روبه‌رو شدن با چیزی ناشناخته‌ یا موقعیتی نامناسب به سراغ‌مان می‌آید. این واکنش بخشی از پاسخ سیستم عصبی ما به موقعیت‌های خطرناک… ادامه دیدگاه »

مسعود مقدم
2 ماه پیش

سلام مسعود هستم پسری دارم ۲۴ ساله تک فرزند که حدود دو ماه پیش من و مادرش و خودش همگی انفاانزای شدید گرفتیم و خود را به مدت ۲۰ روز در خانه قرنطینه کردیم و بعد از آن بهتر شدیم بعد از آن پسرم برای اطمینان آزمایش خون داد و گفتند انتی بادی کرونا در خونش هست یعنی ما کرونا گرفته بودیم وتستهای کرونا دادیم و جواب منفی بود از آن روز به بعد اضطراب و دلهره وجود پسرم را گرفت هر روز ازمشکلی شکایت می‌کرد عکس سینه انداختند آزمایش خون گرفتند ادرار سیتی اسکن سینه و گردن ‌آزمایش مدفوع… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  مسعود مقدم

سلام به شما آقا مسعود با توجه به توضیحات شما به نظر می رسد که روبرو شدن با تشخیصی که برای پسرتان با ترس و اضطراب زیادی از قبل همراه بوده است باعث شده است که فرزندتان اضطراب شدیدی را تجربه کند و حتی دردهای معده و شکم بعد از آن نیز می تواند نشانه های اضطراب باشد اگر در آزمایشات و اسکن ها بیماری تشخیص گذاری نشده است و به صورت ناگهانی بعد از فهمیدن این موضوع که کرونا داشته اید ایجاد شده باشد . در این مسیر با توجه به شرایط اضطرابی که فرزندتان تجربه می کنند که… ادامه دیدگاه »

آهو
3 ماه پیش

باسلام
ببخشید خواهرم الان دو هفته ست اضطراب و استرس شدید داره نه چیزی میخوره نه می‌خوابه همش بی قرار هست و راه می‌ره یا وقتی که میشینه به یه نقطه خیره میشه اصلا هم حرف نمیزنه اگرم حرف بزنه هذیون میگه ، دوبار بردیم دکتر قرص دادن ولی هیچ اثری نداشت خواهش می کنم راهنمایی کنید باید چطور باهاش رفتار کنیم یا چیکار کنیم که بهبودیش به دست بیاره 🙏

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  آهو

سلام به شما
عزیزم آیا بروز این نشانه ها در خواهرتون دلیل خاصی داره یا به طور ناگهانی و بدون دلیل این نشانه ها در خواهرتون بروز پیدا کرد؟ ایشون رو پیش چه متخصصی بردین؟

علی
3 ماه پیش

سلام خسته نباشید.من ۱۶ سالمه. موهایه فر فری دارم . وقتی ۱۵ سالم بود تو مدرسه توسط یه معلم مسخره شدم.بچه ها بهم خندیدن.مثلا معلم دست میکرد توو موهام میگفت عین پشم گوسفند میمونه .و من مورد تمسخر هم کلاسی ها و خیلی از بچه ها مدرسه قرار گرفتم.اعتماد به نفس خیلی بالایی داشتم ولی متاسفانه پایین اومده .مثلا وقتی
از خونه میخوام برم بیرون میگم نکنه من اونارو ببینم و مورد تمسخر قر‌ار بگیرم یه ترس و اضطراب خیلی بدی دارم .واقعا به کمک نباز دارم.

کامران
3 ماه پیش

سلام خسته نباشید . خواهشاً کمکم کنید خواهشاً . بنده یک اشتباهی کردم خیلی زود تو سن ۱۸ سالگی وارد رابطه شدم و بعدش روز به روز که گذشت احساسم نسبت بهش کم و کمتر شد البته نه اینکه ازش بدم بیاد و این چیزا هرگز ، احساسم از اینکه باهاش تو رابطه باشم از بین رفته بود . اصلا نمی‌دونم چرا همون اول بهش نگفتم وارد رابطه نمیشم اما اشتباه کردم و گفتم وارد میشم . جرعت نداشتم بهش بگم احساسم عوض شده و مثه قبل نیست و بیا جدا بشیم بخاطر همین به دروغ بهش گفتم که برادرم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  کامران

سلام به شما کامران عزیز بسیار کار درستی کردین که در صورت عدم علاقه به ایشون رابطتون رو تمام کردین ولی بهتر بود که صادقانه در مورد احساستون با ایشون صحبت می کردین ولی اگر که فکر میکنید که با وجود آگاه شدن از دلیل جداییتون ایشون از نظر روحی و روانی آسیب می بینن بهتره که از شرح علت برای ایشون و صحبت کردن مجدد با ایشون خودداری کنید. در واقع صحبت کردن مجدد شما با ایشون می تونه از نظر روانی ایشون رو دچار آشفتگی کنه بنابراین بهتره که از صحبت کردن مجدد با ایشون خودداری کنید ولی… ادامه دیدگاه »

محمد ت
3 ماه پیش

با سلام ، ببخشید من خیلی روی مسائلی که برام پیش میاد به خودم اضطراب میدم و همش تو فکرشم و بیشتر هم نقاط منفیشو در نظر میگیرم به حدی که سینه و قلبم درد میگیره ، جدیدا هم یه مسئله مهمی که برام پیش اومده انتخاب همسره من عاشق یه دختری شدم که قبولش دارم ولی موضوع خانوادش هست که از نظر تحصیلات و معاشرت سطح پایینتری هستند ولی کلیش خانواده با ادب و بی آزاری هستند و مادرم نگرانی بابت اینکه اصالت مادریش خوب نیست و رنگ پوست از طرف مادریش سبزه هست یجورایی خیلی دلش راضی نیست… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  محمد ت

سلام به شما محمد عزیز توضیحات شما نشان دهنده ی نشخوار ذهنی در شماس. نشخوار ذهنی به معنی مرور مکرر اتفات در ذهن و درگیری بیش از حد معمول با یک مسئله هستش که در ایصورت نیاز هست که برای درمان و رفع کامل این مسئله چند جلسه روان درمانی رو پشت سر بزارید و اما در مورد مسئله ی ازدواجتون و درگیری بیش از حدتون روی خصوصیت این خانوم در ابتدا همونطور که گفتم نیاز هست که به روان درمانگر مراجعه کنید و بعد بتونید در این مورد تصمیم بگیرید چون درگیری ذهنی بیش از حد شما روی یکسری… ادامه دیدگاه »

محمد
3 ماه پیش

با سلام ، ببخشید من خیلی روی مسائلی که برام پیش میاد به خودم اضطراب میدم و همش تو فکرشم و بیشتر هم نقاط منفیشو در نظر میگیرم به حدی که سینه و قلبم درد میگیره ، جدیدا هم یه مسئله مهمی که برام پیش اومده انتخاب همسره من عاشق یه دختری شدم که قبولش دارم ولی موضوع خانوادش هست که از نظر تحصیلات و معاشرت سطح پایینتری هستند ولی کلیش خانواده با ادب و بی آزاری هستند و مادرم نگرانی بابت اینکه اصالت مادریش خوب نیست و رنگ پوست از طرف مادریش سبزه هست یجورایی خیلی دلش راضی نیست… ادامه دیدگاه »

5 1 رای
Article Rating