اختلال دوقطبی چیست و چگونه درمان می شود؟

این مقاله به توضیحاتی در مورد مشاوره دوقطبی و اختلال دوقطبی می پردازد. دانش عامه ی مردم از افسردگی به عنوان سرماخوردگی روانی بالاست اما آن سوی این اختلال یعنی حالت خلق بالا و شنگولی که در اصطلاح روانشناسی به آن مانیک و هیپومانیک می گویند، چطور؟

مشاوره دوقطبی و اختلال افسردگی

اگر حالت خلقی را روی یک طیف در نظر بگیریم، یک سوی آن غم و افسردگی و دلگیری است که همه ی ما در لحظات خاصی از زندگی از جمله پس از یک دعوا، از دست دادن یک دوست، شکست تحصیلی یا عشقی تجربه نموده ایم،

در مقابل، آن سوی این طیف و در انتها به حالت سرخوشی بی حد و اندازه ای می رسیم که در آن فرد ممکن است  تصمیمات غیرمنطقی، ولخرجی، بلندپروازی و حتی عدم نیاز به خواب را تجربه کند.

ویژگی افراد مبتلا به اختلال خلقی دوقطبی نیز تجربه ی خلقی این دو قطب متضاد از هم است.

بنابراین می توان اختلال دو قطبی را به عنوان یک اختلال خلقی توصیف نمود که افراد مبتلا به آن به صورت دائمی و بی تناسب از مود یا خلق خیلی بالا به خلق خیلی بد یا افسرده در نوسان هستند.

مشاوره دوقطبی

وقتی فرد مبتلا به اختلال دوقطبی وارد فاز مانیک می شود تصمیمات و رفتارهایی از او سر می زند که با حالت کلی شخصت او در تضاد است.

به عنوان مثال یک فرد خجالتی در دوره ی مانیک بسیار اجتماعی و معاشرتی برخورد می کند، در ارتباط با دیگران حتی غریبه ها بسیار راحت بوده و از مسائل خصوصی خود با آن ها صحبت می کند.

از نشانه ها و علائم اختلال دو قطبی چه می دانید؟

الف: حداقل به مدت یک هفته فرد در حالت مانیک قرار دارد.

در طول این یک هفته روحیه فرد مبتلا به طرز غیرمعقول و عجیبی بالا، یا تحریک پذیر و زود رنج است.

پرش افکار دارد: یعنی در حالت مانیک ممکن اس فرد بلند و تند تند حرف بزند به گونه ای که قطع کردن حرف هایش غیرممکن یا سخت باشد.

در این حالت افکار یا ایده ها با سرعت زیادی به ذهن فرد هجوم می آورند و فرار می کنند بی آن که فرد فرصت کند درباره افکارش به طور کامل صحبت کند.

بی خوابی و کاهش نیاز به خواب:  به حدی که فرد اصلا در طول شبانه روز نخوابد و احساس خستگی و نیاز به خواب هم نداشته باشد.

خود بزرگ بینی: ممکن است شروع به انجام کاری کند که هیچ گونه مهارتی در آن ندارد.

مثلا شروع به تعمیر وسایل برقی یا نوشت کتاب کند یا تصور کند یک چهره سیاسی یا هنری مشهور است!

رفتارهای پرخطر:  به عنوان مثال خرید کردن افراط یا خرج کردن تمام پس انداز خانواده، سرمایه گذاری مالی احمقانه، رابطه جنسی متعدد با چندین نفر و…

ب: وجود دوره های افسردگی حداقل به مدت دو هفته

احساس غم: فرد اکثر روزها از نظر خلقی در حالت غم، ناراحتی، نومیدی قرار دارد.

غیرفعال بودن: بیشتر روز یا کل روز را غیرفعال است و از انجام تقریبا تمام فعالیت ها حتی رسیدگی به ظاهر و بهداشت خود امتناع می ورزد.

فکر کردن به خودکشی، مشکلات خواب و مشکل در تمرکز از دیگر نشانه های این دوره است.