فهرست زیر لیستی از روانشناسان معروف جهان در اختیار شما قرار داده شده است. وسعت و تنوع روانشناسی را می توان با نگاه به برخی از شناخته شده ترین متفکران آن مشاهده کرد. در حالی که هر نظریه پرداز ممکن است بخشی از یک مکتب فکری مهم بوده باشد، اما هر کدام دیدگاه منحصر به فردی را به حوزه روانشناسی آورده اند.

 این مطلب با همکاری دکتر روانشناس مرکز مشاوره ستاره تهیه شده است.

هدف این فهرست ارائه نگاهی اجمالی به برخی از دیدگاه‌های نظری اصلی است که نه تنها بر روان‌شناسی، بلکه بر فرهنگ بزرگ‌تر نیز تأثیر گذاشته‌اند.

روانشناسان معروف جهان

بی اف اسکینر 

رفتارگرایی بی‌اف اسکینر او را به قدرتی در روان‌شناسی و تکنیک‌های درمانی تبدیل کرد که امروزه نیز به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند. اسکینر به خاطر مفاهیم شرطی سازی عامل و برنامه های تقویتی به شهرت رسیده است.

رفتارگرایی که به عنوان روانشناسی رفتاری نیز شناخته می شود، یک نظریه یادگیری است که بر این ایده مبتنی است که همه رفتارها از طریق شرطی سازی کسب می شوند و شرطی سازی از طریق تعامل با محیط اتفاق می افتد. رفتارگرایان معتقدند که اعمال توسط محرک های محیطی شکل می گیرند.

بر اساس این مکتب فکری، رفتار را می توان بدون توجه به حالات ذهنی درونی به صورت سیستماتیک و قابل مشاهده بررسی کرد. نظریه رفتاری همچنین می گوید که فقط رفتار قابل مشاهده باید در نظر گرفته شود زیرا شناخت، احساسات و خلق و خو عواملی ذهنی هستند.

رفتارگرایان سختگیر بر این باورند که هر فردی را می توان برای انجام هر کاری (صرف نظر از زمینه ژنتیکی، ویژگی های شخصیتی و افکار درونی) در محدوده توانایی های فیزیکی خود آموزش داد. این فقط به شرطی سازی مناسب نیاز دارد.

ژان پیاژه

نظریه رشد شناختی ژان پیاژه تأثیر عمیقی بر روانشناسی، به ویژه درک رشد فکری کودکان داشت. تحقیقات او به روانشناسی رشد، روانشناسی شناختی و اصلاحات آموزشی کمک کرد.

آلبرت اینشتین مشاهدات پیاژه در مورد رشد فکری و فرآیندهای فکری کودکان را به عنوان یک کشف توصیف کرد و گفت: «فقط یک نابغه می‌توانست به آن فکر کند».

نظریه رشد شناختی ژان پیاژه پیشنهاد می کند که کودکان در چهار مرحله مختلف یاد می گیرند. نظریه او نه تنها بر درک چگونگی کسب دانش کودکان، بلکه بر درک ماهیت هوش نیز متمرکز است.  مراحل پیاژه عبارتند از:

  • مرحله حسی – حرکتی : از تولد تا ۲ سالگی
  • مرحله تفکر پیش عملیاتی : سنین ۲ تا ۷ سال
  • مرحله تفکر عملیات عینی : سنین ۷ تا ۱۱ سال
  • مرحله عملیات انتزاعی یا صوری : سن ۱۲ سال به بالا

پیاژه یکی از روانشناسان معروف جهان معتقد بود که کودک نقش فعالی در فرآیند یادگیری داشته و مانند دانشمندان کوچک در حین انجام آزمایش‌ها، مشاهدات و یادگیری در مورد جهان عمل می‌کنند. همانطور که بچه ها با دنیای اطراف خود در تعامل هستند، به طور مداوم دانش جدید آموخته و ایده های قبلی را با اطلاعات جدید تطبیق می دهند.

250 بهترین روانشناس در حال حاضر جهان

فروید زیگموند

یکی از معروف ترین روانشناسان زیگموند فروید می باشد. کار او از این باور ناشی می شود که همه بیماری های روانی دلایل فیزیولوژیکی ندارند. او همچنین شواهدی ارائه کرد که نشان می‌دهد تفاوت‌های فرهنگی بر روان‌شناسی و رفتار تأثیر می‌گذارد. کار او در درک ما از رشد انسانی، شخصیت، روانشناسی بالینی و روانشناسی غیرعادی نقش زیادی داشته است.

نظریه ها و کار زیگموند فروید به شکل گیری دیدگاه های ما در مورد دوران کودکی، شخصیت، حافظه، تمایلات جنسی و درمان کمک زیادی کرده است. برخی دیگر از متفکران آثاری را ارائه کرده اند که از کارهای فروید رشد کرده است، در حالی که دیگران نظریه های جدیدی را در مخالفت با ایده های او توسعه داده اند.

زندگی فروید

برای درک کار او، مهم است که با نگاهی به زندگی او شروع کنیم. تجربیات او به بسیاری از نظریه های او کمک کرده است، بنابراین یادگیری بیشتر در مورد زندگی او و دورانی که در آن زندگی می کرده می تواند به درک عمیق تری از نظریه های او، منجر شود.

او در سال ۱۸۵۶ در جمهوری چک کنونی به عنوان اولین فرزند از هشت فرزند متولد شد. او در بزرگسالی مدرک پزشکی را دریافت کرد و به عنوان پزشک در وین اتریش شروع به کار کرد. در حین درمان بیماران بود که نظریه‌های معروف خود را در مورد id، ego، و superego، میل جنسی، غرایز زندگی و مرگ و روانکاوی توسعه داد.

نظریه های کلیدی

نظریات فروید بسیار تأثیرگذار بودند، اما در معرض انتقادات قابل توجهی هم اکنون و هم در طول زندگی خود قرار گرفته است. با این حال، عقاید او در تار و پود فرهنگ ما آمیخته شده است، و اصطلاحاتی مانند ” لغزش”، “سرکوب” و “انکار” به طور منظم در زبان روزمره ظاهر می شوند.

یکی از ماندگارترین ایده های او مفهوم ضمیر ناخودآگاه است که مخزنی از افکار، خاطرات و احساساتی است که خارج از آگاهی ضمیر خودآگاه قرار دارد.

او همچنین پیشنهاد کرد که شخصیت از سه عنصر کلیدی، نهاد (Id)، خود (Ego) و فراخود (Super-ego) تشکیل شده است. برخی دیگر از نظریه های مهم فرویدی عبارتند از مفاهیم غرایز زندگی و مرگ، نظریه رشد روانی -جنسی و مکانیسم های دفاع.

بزرگترین روانکاو دنیا |یکی از روانشناسان معروف جهان

عقاید فروید چنان تأثیر شدیدی بر روانشناسی گذاشت که یک مکتب فکری کامل از آثار او پدید آمد. با وجود اینکه که در نهایت با رفتارگرایی جایگزین شد، روانکاوی تأثیر ماندگاری بر روانشناسی و روان درمانی داشت.

تحقیقات نشان داده است که روانکاوی می تواند یک درمان موثر برای برخی از شرایط سلامت روان باشد. خودآزمایی که در فرآیند درمان دخیل است می تواند به افراد در دستیابی به رشد و بهبود طولانی مدت کمک کند.

جسمانی سازی

آلبرت بندورا

کار آلبرت بندورا بخشی از انقلاب شناختی در روانشناسی و یکی از روانشناسان معروف جهان است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. نظریه یادگیری اجتماعی بندورا بر اهمیت یادگیری مشاهده ای، تقلید و مدل سازی تاکید می کند.

  • یادگیری بصری
  • خودکار کارآمدی
  • نظریه یادگیری اجتماعی

اصول اولیه نظریه یادگیری اجتماعی

زندگی اولیه آلبرت بندورا

آلبرت بندورا در ۴ دسامبر ۱۹۲۵ در یک شهر کوچک در کانادا واقع در ۵۰ مایلی ادمونتون به دنیا آمد. آخرین فرزند از شش فرزند بود، تحصیلات اولیه بندورا در یک مدرسه کوچک با تنها دو معلم برای دبیرستان شکل گرفت. به گفته بندورا، به دلیل دسترسی محدود به منابع آموزشی، “دانش آموزان مجبور بودند مسئولیت آموزش خود را بر عهده بگیرند.”

او متوجه شد که در حالی که «محتوای بیشتر کتاب‌های درسی فاسد شدنی است… ابزارهای خودراهبری در طول زمان به خوبی به انسان کمک می‌کنند». این تجربیات اولیه ممکن است به تأکید بعدی او بر اهمیت عاملیت شخصی کمک کرده باشد.

بندورا پس از ثبت نام در دانشگاه بریتیش کلمبیا خیلی زود مجذوب روانشناسی شد. او به عنوان یک رشته علوم زیستی شروع به کار کرده بود و علاقه اش به روانشناسی به طور تصادفی شکل گرفت. در حالی که شب‌ها کار می‌کرد و با گروهی از دانش‌آموزان به مدرسه می‌رفت، متوجه شد که زودتر از شروع دوره‌هایش به مدرسه می‌رسد.

بندورا توضیح داد: “یک روز صبح، داشتم وقت خود را در کتابخانه تلف می‌کردم. شخصی فراموش کرده بود کاتالوگ درسی را برگرداند و من سعی کردم دوره‌ای پیدا کنم تا زمان خالیم را پر کند. متوجه یک دوره روان‌شناسی شدم. این موضوع علاقه من را برانگیخت و شغلم را پیدا کردم.”

او مدرک خود را در سال ۱۹۴۹ پس از سه سال تحصیل از دانشگاه بریتیش کلمبیا دریافت کرد و سپس به تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آیووا رفت. این مدرسه خانه کنت اسپنس بود که با مربی خود کلارک هال در دانشگاه ییل و روانشناسان دیگر از جمله کرت لوین همکاری می کرد.

بندورا احساس کرد که روانشناسی بیش از حد بر توضیحات رفتارگرایانه متمرکز است. بندورا در سال ۱۹۵۱ مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را دریافت کرد.

شغل و نظریه ها

پس از اخذ مدرک دکترا، به او پیشنهاد سمتی در دانشگاه استنفورد داده شد و آن را پذیرفت. او در سال ۱۹۵۳ در استنفورد شروع به کار کرد و تا به امروز در دانشگاه به کار خود ادامه داده است. باندورا در طول تحصیلاتش در مورد پرخاشگری نوجوانان تحقیق کرد.

نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا بر اهمیت یادگیری مشاهده ای، تقلید و مدل سازی تاکید داشت. نظریه او تعامل مستمر میان رفتارها، شناخت ها و محیط را ادغام می کند.

مطالعه عروسک بوبو

معروف ترین آزمایش بندورا، مطالعه عروسک بوبو در سال ۱۹۶۱ بود. در این آزمایش، او فیلمی ساخت که در آن یک مدل بزرگسال در حال ضرب و شتم یک عروسک بوبو و فریاد زدن کلمات تهاجمی نشان داده شد.

سپس این فیلم برای گروهی از کودکان نمایش داده شد. پس از آن، به کودکان اجازه داده شد در اتاقی که عروسک بوبو در آن قرار داشت بازی کنند. کسانی که فیلم را با مدل خشن دیده بودند، با تقلید از اعمال و گفتار بزرگسالان در کلیپ فیلم، عروسک را کتک زدند.

مطالعه عروسک بوبو بسیار مهم بود زیرا از اصرار رفتارگرایی مبنی بر اینکه همه رفتارها با تقویت یا پاداش هدایت می شود، فاصله گرفت. بچه ها هیچ تشویق یا انگیزه ای برای کتک زدن عروسک دریافت نکردند. آن ها به سادگی رفتاری را که مشاهده کرده بودند تقلید می کردند.

بندورا این پدیده را یادگیری مشاهده ای نامید و عناصر یادگیری مشاهده ای مؤثر را توجه، حفظ و انگیزش توصیف کرد.

کار باندورا بر اهمیت تأثیرات اجتماعی تأکید دارد، اما بر اعتقاد به کنترل شخصی نیز تأکید داشت. او پیشنهاد کرد: «افرادی که از توانایی‌های خود اطمینان بالایی دارند، به وظایف دشوار به‌عنوان چالش‌هایی برخورد می‌کنند که باید بر آن‌ها چیره شوند».

آیا آلبرت بندورا یک رفتارگرا است؟

در حالی که بیشتر کتاب‌های روان‌شناسی نظریه بندورا را در کنار نظریه‌های رفتارگرایان قرار می‌دهند، بندورا خود اشاره کرده است که «…هیچ‌وقت واقعاً با اصول رفتاری سازگار نیست».

بندورا با توصیف دیدگاه خود به عنوان «شناخت گرایی اجتماعی» توضیح داد: «نویسندگان متون روان‌شناختی رویکرد من را  ریشه در رفتارگرایی می دانند.»

مکانیسم انکارمکانیسم انکار

لئون فستینگر

لئون فستینگر نظریه های ناهماهنگی شناختی و مقایسه اجتماعی را برای توضیح راه هایی که شرایط اجتماعی بر رفتار انسان تأثیر می گذارد، توسعه داد. ناهماهنگی شناختی حالت ناراحتی است که هنگام داشتن دو باور متضاد احساس می کنید. ممکن است سیگار بکشید حتی اگر می دانید برای سلامتی شما مضر است.

تئوری مقایسه اجتماعی او می گوید که شما ایده های خود را با مقایسه آنها با آنچه دیگران باور دارند ارزیابی می کنید. همچنین احتمال بیشتری وجود دارد که به دنبال افرادی بگردید که در باورها و ارزش های شما مشترک باشند.

ناهماهنگی شناختی چیست؟

اصطلاح ناهماهنگی شناختی برای توصیف ناراحتی روانی استفاده می شود که از داشتن دو باور، ارزش یا نگرش متضاد ناشی می شود. مردم تمایل دارند در نگرش ها و برداشت های خود به دنبال ثبات باشند، بنابراین این تعارض باعث ایجاد احساس ناراحتی یا ناراحتی می شود.

این ناهماهنگی بین باورهای مردم و نحوه رفتار آن ها، افراد را به انجام اقداماتی تشویق می کند که به حداقل رساندن احساس ناراحتی کمک می کند. افراد سعی می کنند این تنش را به روش های مختلف از بین ببرند، مانند رد کردن، توضیح دادن، یا اجتناب از اطلاعات جدید.

نشانه های ناهماهنگی شناختی

همه افراد تا حدی ناهماهنگی شناختی را تجربه می کنند، اما این بدان معنا نیست که همیشه تشخیص آن آسان است. برخی از نشانه هایی که نشان می دهد آنچه شما احساس می کنید ممکن است با ناهماهنگی مرتبط باشد عبارتند از:

  • احساس ناراحتی قبل از انجام کاری یا تصمیم گیری.
  • تلاش برای توجیه یا توجیه تصمیمی که گرفته اید یا اقدامی که انجام داده اید.
  • احساس خجالت یا شرمندگی در مورد کاری که انجام داده اید و تلاش برای پنهان کردن اعمال خود از دیگران.
  • احساس گناه یا پشیمانی از کاری که در گذشته انجام داده اید.
  • انجام کارها به دلیل فشار اجتماعی یا ترس از دست دادن (FOMO)، حتی اگر کاری نبود که شما می خواستید انجام دهید.

علل ناهماهنگی شناختی

موقعیت های مختلفی وجود دارد که می تواند تعارض هایی ایجاد کند که منجر به ناهماهنگی شناختی شود.

انطباق اجباری

گاهی اوقات ممکن است به دلیل انتظارات بیرونی، اغلب در محل کار، مدرسه یا موقعیت اجتماعی، رفتارهایی را انجام دهید که با باورهای شما مخالف است. انطباق اجباری شامل همراهی با چیزی به دلیل فشار همسالان یا انجام کاری در محل کار برای جلوگیری از اخراج باشد.

اطلاعات جدید

گاهی اوقات یادگیری اطلاعات جدید می تواند منجر به احساس ناهماهنگی شناختی شود. برای مثال، اگر رفتاری را انجام دهید که بعداً متوجه می‌شوید مضر است، می‌تواند منجر به احساس ناراحتی شود. مردم گاهی اوقات یا با یافتن راه هایی برای توجیه رفتارهای خود یا یافتن راه هایی برای بی اعتبار کردن یا نادیده گرفتن اطلاعات جدید با این موضوع برخورد می کنند.

تصمیمات

مردم تصمیمات بزرگ و کوچک را به صورت روزانه می گیرند. هنگامی که با دو انتخاب مشابه روبرو می شوند، مردم اغلب با احساس ناهماهنگی مواجه می شوند زیرا هر دو گزینه به یک اندازه جذاب هستند.

با این حال، پس از انتخاب، افراد باید راهی برای کاهش این احساس ناراحتی پیدا کنند. مردم این کار را با توجیه اینکه چرا انتخابشان بهترین گزینه بوده است انجام می دهند تا بتوانند باور کنند که تصمیم درستی گرفته اند.

چه چیزی بر ناهماهنگی شناختی تأثیر می گذارد؟

میزان ناهماهنگی افراد می تواند به چند عامل مختلف بستگی داشته باشد، از جمله اینکه چقدر برای یک باور خاص ارزش قائل هستند و میزان ناهماهنگی باورهایشان.

قدرت کلی ناهماهنگی نیز می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرد، از جمله:

  • اهمیتی که برای هر باور قائل است . شناخت هایی که بیشتر شخصی هستند، مانند باورهای مربوط به خود که منجر به ناهماهنگی بیشتر می شوند.
  • تعداد باورهای ناسازگار. هر چه ناهماهنگی (متضاد) بیشتری داشته باشید، قدرت کلی ناهماهنگی بیشتر می شود.

ناهماهنگی شناختی اغلب می تواند تأثیر قدرتمندی بر رفتارها و اعمال ما داشته باشد. این فقط بر احساس شما تأثیر نمی گذارد، بلکه به شما انگیزه می دهد تا برای کاهش احساس ناراحتی اقدام کنید.

تأثیر ناهماهنگی شناختی

ناهماهنگی شناختی می‌تواند باعث ایجاد احساس ناراحتی و ناراحتی در افراد شود.

برای مثال، رفتاری که با ارزش‌های شخصی شما همسو نیست، ممکن است منجر به احساس ناراحتی شدید شود. رفتار شما نه تنها با باورهایی که در مورد دنیا دارید، بلکه با باورهایی که در مورد خودتان دارید نیز در تضاد است.

این ناراحتی می تواند خود را به طرق مختلف نشان دهد. مردم ممکن است احساس کنند:

  • اضطراب
  • خجالت
  • پشیمان شدن. پشیمانی
  • غمگینی
  • شرمنده
  • فشار

ناهماهنگی شناختی حتی می تواند بر احساس و دیدگاه افراد نسبت به خود تأثیر بگذارد و منجر به احساسات منفی عزت نفس و ارزش خود شود.

از آنجا که مردم می خواهند از این ناراحتی اجتناب کنند، ناهماهنگی شناختی می تواند طیف گسترده ای از اثرات را داشته باشد. ناهماهنگی می تواند در نحوه عمل، تفکر و تصمیم گیری افراد نقش داشته باشد. آن ها ممکن است برای کمک به تسکین ناراحتی ناشی از تعارض رفتارهایی انجام دهند یا نگرش هایی اتخاذ کنند.

برخی از کارهایی که ممکن است فرد برای مقابله با این احساسات انجام دهد عبارتند از:

  • پذیرش عقاید یا ایده هایی برای کمک به توجیه یا توضیح تعارض بین باورها یا رفتارهایشان. که گاهی اوقات می تواند شامل سرزنش افراد دیگر یا عوامل بیرونی باشد.
  • پنهان کردن باورها یا رفتارهای خود از دیگران. افراد ممکن است از باورها و رفتارهای متضاد خود احساس شرم کنند، بنابراین پنهان کردن تفاوت از دیگران می تواند به کاهش احساس شرم و گناه کمک کند.
  • فقط به دنبال اطلاعاتی هستند که باورهای موجود آنها را تأیید می کند. این پدیده که به عنوان سوگیری تایید شناخته می شود، بر توانایی تفکر انتقادی در مورد موقعیت تأثیر می گذارد، اما به به حداقل رساندن احساس ناهماهنگی کمک می کند.

مردم دوست دارند باور کنند که منطقی، ثابت و در تصمیم گیری خوب هستند. ناهماهنگی شناختی می تواند با ادراکی که افراد در مورد خود و توانایی هایشان دارند تداخل ایجاد کند، به همین دلیل است که اغلب می تواند احساس ناراحتی و ناخوشایندی داشته باشد.

مقابله با ناهماهنگی شناختی

وقتی بین شناخت ها (افکار، باورها، عقاید) تعارض وجود داشته باشد، افراد اقداماتی را برای کاهش ناهماهنگی و احساس ناراحتی انجام می دهند. آن ها می توانند این کار را به چند روش مختلف انجام دهند، مانند:

  • اضافه کردن باورهای حمایتی بیشتر از باورهای ناسازگار .به منظور کاهش ناهماهنگی، آن ها ممکن است به دنبال اطلاعات جدیدی باشند که بر باور متضاد آن ها غلبه کند.
  • کاهش اهمیت باور متضاد . مردی که به سلامتی خود اهمیت می‌دهد ممکن است از این که بفهمد نشستن طولانی مدت در طول روز با کوتاه شدن طول عمر ارتباط دارد، دچار اختلال می‌شود. از آنجایی که او مجبور است تمام روز را در یک اداره کار کند و زمان زیادی را به صورت نشسته می گذراند، تغییر رفتار او دشوار است. برای مقابله با احساس ناراحتی، ممکن است در عوض راهی برای منطقی کردن شناخت متضاد پیدا کند. او ممکن است رفتار کم تحرک خود را با گفتن اینکه سایر رفتارهای سالم او (مانند خوردن معقولانه و گهگاهی ورزش کردن) سبک زندگی عمدتاً بی تحرک خود را توجیه کند.
  • تغییر باور. تغییر شناخت متضاد یکی از مؤثرترین راه‌ها برای مقابله با ناهماهنگی است، اما همچنین یکی از دشوارترین راه‌ها است، به‌ویژه در مورد ارزش‌ها و باورهای عمیق، مانند گرایش‌های مذهبی یا سیاسی.

مشکلات بالقوه ناهماهنگی شناختی

گاهی اوقات، راه‌هایی که افراد ناهماهنگی شناختی را حل می‌کنند، می‌تواند به رفتارهای ناسالم یا تصمیم‌گیری‌های نادرست دامن بزند.

در «نظریه ناهماهنگی شناختی»، لئون فستینگر، روان‌شناسی که برای اولین بار این پدیده را توصیف کرد، مثالی از نحوه برخورد یک فرد با ناهماهنگی مربوط به یک رفتار سلامتی با بحث در مورد افرادی که به سیگار کشیدن ادامه می‌دهند، حتی اگر بدانند که برای آن ها ضرر دارد.

چند راه وجود دارد که فرد ممکن است این ناهماهنگی را برطرف کند:

  • به گفته فستینگر، یک فرد ممکن است تصمیم بگیرد که برای سیگار بیشتر از ارزش سلامتی خود ارزش قائل است و این رفتار را از نظر خطرات در مقابل پاداش “ارزش” می داند.
  • راه دیگر برای مقابله با این ناهماهنگی، به حداقل رساندن اشکالات احتمالی است. فرد سیگاری ممکن است خود را متقاعد کند که اثرات منفی آن بر سلامتی بیش از حد اعلام شده است. آن ها همچنین ممکن است با این باور که نمی توانند از هر خطر احتمالی در خارج از کشور جلوگیری کنند، نگرانی های سلامتی خود را کاهش دهند.
  • فستینگر همچنین پیشنهاد کرد که افراد ممکن است سعی کنند خود را متقاعد کنند که اگر سیگار کشیدن را ترک کنند، وزن اضافه می‌کنند، که خطرات سلامتی را نیز به همراه دارد. با استفاده از چنین توضیحاتی، فرد سیگاری قادر است ناهماهنگی را کاهش دهد و به رفتار خود ادامه دهد.
روانشناسان معروف جهان - دکتر رانشناس در حال درمان