اطلاعات تماس

شماره های تماس مشاوره تلفنی و رزرو وقت حضوری

۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲

مشاوره از راه دور

۹۸۹۰۳۱۲۳۶۴۴۶+

۹۸۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰+

۹۸۹۱۰۸۳۴۷۵۹۷+

انتقادات و پیشنهادات *** سوالات خود را در بخش دیدگاه هر صفحه متناسب با موضوع آن بنویسید**

2 پاسخ
  1. teo میگه:

    سلام،من تقریبا٧ سال عروس یه خانواده اى هستم که رابطه خیلى خوب و بى دردسرى با پدر و مادر همسرم و رابطه با خواهرشوهر و برادر شوهرم رابطه اى خواهرانه و صمیمى داشتم. برادر شوهرم تقریبا ۶ماهه که ازدواج کرده و با خانواده شوهرم تو یه خونه زندگى میکنن. همسر ایشون خیلى حساس هستن و رابطه صمیمى ما دیگه فقط در حد سلام و خداحافظى شده.حتى روى خانواده همسرم تأثیر گذاشتن تا حدى که رابطشون با من و همسرم سرد شده،خواهرشوهرم هرروز خونه ما بود و تو این مدت حتى یه روزم نیومده،تو مهمونیها اونارو تحویل میگیرن و کنارشونن و عکس یادگارى خانوادگى میگیرن و من و همسرم رو عضو خانواده نمیدونن.این خانم رشته بازیگرى خونده. ما یه شب در میون شامها خونه مادرشوهرم هستیم که این یه مدت همش من و همسرم به خاطر بى توجهیها کم میریم و دلمون میخواد که اصلا دیگه نریم و نمیدونیم چیکار کنیم؟چون از روزهاى شیرین زندگیمون دور شدیم به خاطر مشغول شدن فکرمون بابت این بى ارزشى،بى توجهى و بى احترامى که خانواده شوهر به ایشون نمیگن که ما خانواده ایم و بدون ما همه جا میرن،شام بیرون و دورهمى و غیره در صورتى که با ما بدون اونا نمیان.،یه دفعه به پدرشوهر و مادرشوهر و خواهرشوهر گفتیم ولى هیچى عوض نشد.چون همیشه برادر شوهرم رو خیلی دوست داشتن مخصوصا مادر شوهرم‌که عاشق برادر شوهرمه، به برادر شوهرم گفتیم گفت خانمم دوست نداره باهم رفت و آمد داشته باشیم از قبل ازدواج شرطش بوده.لطفا راهنماییم کنیین چون احساس سرشکستگى بى ارزشى و بى احترامى داریم به عنوان پسر و عروس بزرگ.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.