روان نژندی و روان پریشی

اختلالات روانی به طور کلی به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند:

روان نژندی (نوروتیک) و روان پریشی (سایکوز)

تفاوت این دو دسته در شدت اختلال و درجه آگاهی فرد نسبت به حالت خود است.

می توانیم بگوییم روان نژندی یا نوروز، اختلال خفیف و طبیعی است.

روان پریشی (سایکوتیک)، اختلالات شدیدی هستند.

مرز روان نژندی و روان پریشی

روان نژندها نسبت به اختلال خودشان آگاهی دارند و ارتباطشان با دنیای خارج قطع نشده است و می توانند دنیای خارج را ارزیابی کنند ولی در مقابل فرد روان پریش ارتباطش با دنیای خارج قطع شده است و نسبت به اختلال خود بینش ندارد.

روان نژندی (Neurotic)  

اختلالاتی که در دسته بندی اختلالات روان نژندی قرار می گیرند پایه و اساس کالبد شناسانه، یعنی علت عضوی ندارند.

همچنان که فرد از سلامت عقلی برخوردار است، اضطراب وجودش را فرا می گیرد.

روان درمانی بیماران سرطانی معنویت درمانی

اختلال های روان نژندی

اختلال افسردگی نوروتیک، اختلال وسواس، اختلال اضطراب نوروتیک، ترس های مرضی (فوبیا)، هیستری، واکنش های تجزیه ای واختلالات خلقی، در دسته ی روان نژندها قرار می گیرند.

نوروتیک ها از وجود اختلالشان آگاه هستند و از آن رنج می برند وبه دلیل اینکه نمی توانند علائم خودشان را کنترل کنند، احساس ناتوانی می کنند، اما برای جامعه بی خطر هستند.

یکی از علائم مهم روان نژندی نگرانی است.

نگرانی

احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر و ترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است ولی نمی داند این احساس از کجا سرچشمه می گیرد.

افراد با شخصیت نوروتیک بسیار زودرنج، حساس، افسرده و فاقد اعتماد به نفس هستند، با این حال فرد نوروتیک توانایی ارزیابی دنیای خارج را دارد.

احساس گناه و حقارت در این افراد بسیار زیاد دیده می شود، عصبی، تحریک پذیر و کم تحمل هستند و معمولا خشونت های شدیدی را از خودشان نشان می دهند، این افراد با اینکه می دانند رفتارشان بهنجار نیست اما توانایی این را ندارند که رفتار نابهنجار خودشون رو تغییر دهند.

در این افراد حتی ممکن است توهم و هذیان نیز وجود داشته باشد ولی آنها بر خلاف افراد روان پریش کاملا نسبت به وجود این توهم ها و هذیان ها آگاهی دارند و می دانند که آنها واقعی نیستند.

از جمله دلایل ایجاد اختلال های نوروتیک، عدم تعادل در دوران کودکی، عدم تعادل پدر و مادر، عدم آشنایی مربیان با اصول تعلیم و تربیت است.

هر اندازه این عدم تعادل های دوران کودکی زودتر آشکار شود، تشخیص و مداوای اختلالات در بسیاری از موارد آسان تر خواهد بود.