علت اختلال خوردن

اختلالات خوردن

اختلالات خوردن و اختلال تغذیه، شایعترین واکنش نسبت به اختلالات جسمی، عاطفی، هیجانی است.

افراد مبتلا به اختلالات خوردن، اختلال مداوم خوردن و رفتار مرتبط با خوردن را تجربه می کنند که به تغییراتی در مصرف یا جذب غذا منجر می شود.

این اختلالات، عملکرد جسمانی و روانی – اجتماعی فرد را به طور قابل ملاحظه ای مختل می کنند.

دو نوع اساسی اختلال خوردن، بی اشتهایی عصبی (انورکسی) و پرخوری عصبی (جوع یا بولیمیا) هستند.

اختلال بی اشتهایی عصبی

افراد مبتلا به این اختلال سه نشانه ی آشکار دارند:

  1. خودداری کردن افراطی از غذا خوردن
  2. ترس شدید و غیر واقع بینانه از چاق شدن و افزایش وزن
  3. خود پنداره ی آشفته در مورد شکل یا وزن بدن

اختلال پر خوری عصبی

افراد مبتلا به این اختلال، بین خوردن مقدار زیادی غذا در مدتی کوتاه و بعد استفراغ کردن عمدی(روش های پاکسازی)، در نوسان هستند.

این اختلال لزوما با چاقی همراه نیست و اکثر افراد مبتلا دارای وزن نرمال هستند.

علت اختلالات خوردن

مجموعه ی پیچیده ای از تعامل ها در ایجاد اختلال خوردن تاثیر دارند:

  • آسیب پذیری ژنتیکی (دیدگاه زیستی)
  • عوامل روان شناختی
  • تاثیرات اجتماعی – فرهنگی
  1. علت زیستی

الف) دیدگاه زیستی در مورد پرخوری عصبی

پژوهشگران به نقش دوپامین خیلی علاقه دارند که در احساس پاداش و لذت، از جمله احساسات مرتبط با خوردن نقش دارد.

بر طبق این دیدگاه، افراد پرخور احساس رهایی از افسردگی و اضطراب می کنند که به نوبه ی خود، رفتار پرخوری را تقویت می کند.

افراد پرخور مانند کسانی که به مواد وابسته هستند، مابین پرخوری ها نشانه های ترک را تجربه می کنند، به پرخوری ادامه می دهند با اینکه می دانند زیان آور است، احساس می کنند مجبورند به این  رفتار بپردازند و هنگامی که نمی توانند پرخوری کنند، احساس محرومیت می کنند.

پاکسازی (استفراغ) نیز به نوبه ی خود، برای افراد مبتلا به پرخوری عصبی که از توانایی خود در لاغر ماندن احساس غرور و لذت می کنند، ویژگی های تقویت کننده ی مثبت دارد.

ب) دیدگاه زیستی در مورد بی اشتهایی عصبی

پژوهش در مورد وراثت بی اشتهایی عصبی در انسان ها، نابهنجاری هایی را مشخص کرده است که ژن های گیرنده ی سروتونین و دوپامین را شامل می شوند که در دستگاه لیمبیک متمرکز هستند و بنابراین ممکن است در تغییر دادن تنظیم هیجان در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی نقش داشته باشد.

پردازش نابهنجار هیجانات در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی نیز ممکن است با تغییرات در ژن دیگری ارتباط داشته باشد که با روان رنجورخویی و خلق افسرده مرتبط هستند.

امکان دارد این گونه نابهنجاری ها اساس اختلالات مرتبط با هیجان باشند که بر افکار، احساسات و خود تنظیمی رفتار خوردن تاثیر می گذارند.

کاهش تریپتوفان همراه با رژیم مستمر می تواند به ایجاد اختلال های خوردن در افراد آسیب پذیر منجر شود.