تست سنجش استرس و اضطراب

تست سنجش استرس و اضطراب

تست سنجش استرس و اضطراب یکی از معروف ترین روش های سنجش میزان اضطراب است.

در پرسشنامه زیر لیستی از علائم رایج اضطراب ذکر شده اند.

لطفا هر کدام را به دقت مطالعه نموده و نشان دهید که تا چه اندازه هر کدام از این علائم شما را در طول هفته گذشته تا به امروز اذیت کرده است.

**سایت مشاورانه در زمینه آموزش تشخیص، درمان استرس و اضطراب مقالاتی را با عنایت به جدیدترین روش های درمانی در اختیار شما قرار داده است.**

قبل از زدن تست سنجش استرس و اضطراب مطالعه کنید

در اینجا برخی از نکات کلیدی در مورد استرس وجود دارد:

  • استرس به بدن کمک می کند تا با خطر مواجه شود.
  • علائم می توانند به صورت فیزیکی و روانی باشند.
  • استرس کوتاه مدت می تواند مفید باشد، اما استرس بلند مدت با شرایط سلامتی مختلف مرتبط است.
  • ما می توانیم برای یادگیری بعضی از نکات مدیریت خود، برای استرس آماده شویم.

دانلود مجموعه تست روانشناسی و شخصیت شناسی رایگان برای اندروید


 

۱٫احساس کرختی یا مورمور شدن
۲٫احساس داغی و گر گرفتگی (نوشیدن داغ نخورده باشید)
۳٫شلی و سستی در پاها دارم
۴٫نمی توانم آرامش خود را حفظ کنم
۵٫استرس و ترس از وقوع حادثه ای بد و ناگوار
۶٫سرگیجه و احساس سبکی در سر
۷٫تپش قلب یا احساس اشوب در دل
۸٫لرزان و متزلزل بودن
۹٫وحشت زده بودن
۱۰٫عصبی بودن و پرخاشگری
۱۱٫احساس خفگی کردن
۱۲٫لرزش دست ها (بخاطر سکته و یا بیماری قبلی نباشد)
۱۳٫مردد و دو دل بودن
۱۴٫ترس از دست دادن کنترل
۱۵٫دشواری در نفس کشیدن و تنگی نفس
۱۶٫ترس از مردن و یا مرگ عزیزانم
۱۷٫نگران بودن
۱۸٫احساس ناراحتی در شکم یا سوءهاضمه
۱۹٫غش کردن یا از حال رفتن
۲۰٫برافروختگی صورت (یعنی قرمزی گونه ها ویا پیشانی)
۲۱٫عرق کردن بجز بخاطر گرمی هوا یا پرکاری تروئید

242 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. ناشناس گفته:

    سلام خسته نباشید
    من ۱۷ سالمه و جدیدا حس میکنم مشکلات برام زیادی ان
    مشکل اعتماد دارم و متاسفانه نمیتونم به کسی زود اعتماد کنم و به همین خاطر جز دوتا رفیق صمیمی هیچ دوستی ندارم و بدیش اینه که نمیتونم با همون دوستان هم در مورد مشکلات خانوادگیم صحبتی بکنم
    من توی خانواده به شدت مذهبی و طرز فکر بسته و احمقانه ای هستم که حتی نمیتونم با دوستانم ی بیرون برم
    با ۱۷ سال سن که سالی که میخوام کم کم مستقل بشم و پا به دانشگاه بذارم اما هنوز گوشیمو چک میکنن و بدون در زدن وارد اتاقم میشن
    اهمیتی به اینکه چی میخوام نمیدن و همیشه در هر لحظه چک میشم و هیچ فضای شخصی یا احساس امنیتی دیگه ندارم
    از بچگی برای اینکه به حرفاشون گوش کنم با کتک و کمربند جلو اومدن و همش کتکم زدن و بهم زور گفتن و حتی الآنم بهم میگن به حرف کن و خفه شو وگرنه دستم روت بلند میشه
    همش بخاطر اینکه دخترم بهم گیر میدن و دوست دارن من ی دختر آروم و سر به زیر باشم که دهنش بستس اما من برعکسم
    همیشه سعی میکنم پر شر و شور و سر و صدا و پر انرژی باشم
    دوست دارم اونجوری که می‌خوام لباس بپوشم و با دوستانم بیرون برم اما تا بحال یکبار هم به من اجازه بیرون رفتن ندادند
    دیگه خسته شدم چون هیچ وابستگی ای به این دنیا ندارم و چند روزی میشه دارم به خودکشی فکر میکنم
    ۳ ساله که همش کارم شده ی جا دراز کشیدن و سرم تو گوشی بودن
    با فیلم و سریال حواس خودمو از زندگیم پرت میکنم تا یادم بره
    دیگه از خودم یا قیافه و اندامم خوشم نمیاد و از همه چی متنفرم
    حس میکنم زندگیم به آخر رسیده
    اعتماد به نفسم داره از بین می‌ره
    هیچکی من و مشکلاتمو جدی نمیگیره حتی خانوادم و همش میگن تو ضعیفی پس خودکشی کن تا ما راحت بشیم از دستت و من خستم
    دیگه نمیخوام ادامه بدم با اینکه کلی آرزو برای آیندم داشتم
    با اینکه این چند روز دنبال ی نور امید بودم تا ادامه بدم اما دیگه خسته شدم
    مشکل وابستگی دارم و حتی نمیتونم به کسی وابسته بشم یا حتی احساساتمو بروز بدم و دلتنگ بشم
    یجورایی ی بی حسی کامل دارم
    حتی نمیتونم به ی مشاور یا روانشناس مراجعه کنم چون نه خانواده اعتقادی دارن و نه میذارن من برم
    حتی الان که اینو می‌نویسم هنوز امید دارم انگار اما خستم از همه چی
    دلم میخواد یجوری تموم بشه

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم در هرصورت نمیخواهیم مسیر اشتباه رفتاری پدر و مادر را توجیه کنیم اما نیاز است که در این مورد شما با آنها صحبت کنید و بیان کنید که احساسات و تلاش و نگرانی آنها را برای خودتان درک می کنید اما می خواهید آنها نیز به احساسات شما توجه کنند و در مورد اینکه این شرایط کتک زدن، فحش، وارد شدن به حریم خصوصی برای شما با چه احساساتی همراه شده است صحبت کنید و اجازه بدهید آنها نیز صحبت کنند در این حالت در مسیر تعامل باهم می توان امیدوار بود که شرایط بهتری را تجربه کنید.
      اما حتی اگر آنها نخواهند مسیر ارتباطی بهتری را ایجاد کنند بهتر است شما بجای تمرکز بر خودکشی که یک ایده است که بخاطر شرایط روحی شما ایجاد شده بر این مسیر توجه کنید که می توانید با وارد شدن به محیط های بزرگ تری چون دانشگاه و بعد مستقل شدن از نظر کاری و مالی مسیر استقلال بیشتری را تجربه کنید .هرچند سخت اما شدنی است که بر داشته هایتان تمرکز کنید تا بتوانید آینده بهتری را تجربه کنید.
      بهتر است اگر شرایط مالی و خانوادگی مراجعه به روانشناس را ندارید با شماره گیری ۱۲۳ یا۱۴۸۰ از خدمات دولتی استفاده کنید تا به شما کمک شود در شرایط روحی بهتری مسیر رشدی خود را طی کنید.۰

      پاسخ
  2. ستایش گفته:

    من واقعا نمیدونم مشکل از کجاست ولی چندین وقته که حوصله انجام دادن هیچکاری رو ندارم، فقط یک جا نشستم و هیچکاری نمیکنم، خیلی تلاش مطکنم که بلند شم و انقدر تنبل نباشم اما نمیشه، هر روز بدتر از دیروز، هیچکدوم از کارایی که میکردم مثل قبل دیگه خوشحالم نمیکنه، همش خودم رو به خاطر این حجم از تنبلی و بی استفاده بودن سرزنش میکنم، هیچ انگیزه ای برای انجام کاری ندارم. ممنون میشم کمک کنید

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما ستایش جان
      این علایمی که بیان می کنید ارتباط به تنبلی ندارد و زمانی که شما بیان می کنید کارهایی که در گذشته می کردید دیگر شما را خوشحال نمی کند، سرزنش خود دارید، بی حوصله هستید و… خب این علایم نشانه های اولیه افسردگی می باشد و با افسردگی کاهش عملکرد نیز در موقعیت های مختلف همراه می باشد.
      اگر شما بیش از دو هفته این علایم را تجربه می کنید بهتر است با مراجعه به صورت حضوری یا تلفنی به روانشناس برای بهبود شرایط روحی خودتان اقدام کنید چون در هرصورت این مشکلات روحی نیز مانند بیماری های جسمی نیاز به توجه و درمان دارند و هرچقدر زودتر به آنها رسیدگی شود هم درمان راحت تر و هم شدت مشکلات احتمالی کاهش می یابد.

      پاسخ
  3. هستی گفته:

    من همیشه سعی می کنم تظاهر به خوشحالی کنم درواقع جوری خودمو نشون میدم انگار من سردو بی احساسم و همیشه می خندم همه فک می کنن تنبلم اما خیلی تلاش می کنم همیشه در بدترین موقع ها فقط می خندم با همه تظاهر به دوستی دارم اما فقط دو نفر از دوستام هستن که همه چیزمو بهشون می گم ولی واقعا خستم همیشه یه اعتراضی تو وجودمه همش یا پامو تکون میدم یا با ناخونام ور می روم و یه یه سالی که خیلی نگرانی هام بیشتر شده و وقتایی دیگه خیلی قم گین میشم قلبم درد می گیره و نفسم تنگ می شه

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به ما هستی جان
      ببین عزیزم در هرصورت تا زمانی که شما بخواهید خودتان را همیشه مجبور به ارتباط با همه ، خوشاحال بودن، نادیده گرفتن ناراحتی و حتی عصبانیت کنید خب در این حالت در اول دیگران متوجه احساسات و نیازهای شما نمی وند پس نمی توان توقع چیزی و یا رفتاری از آنها داشت و دوم اینکه خب به دلیل انکار بسیاری از احساسات و نیازها احتمالا خود شما با فشار روحی زیادی روبرو می شوید و خب این می تواند با علایم جسمی چون تنگی نفس و یا درد قلبی و… همراه شود .
      در این مسیر بهتر است که سعی کنید از مسیرهای ارتباطی استفاده کنید یعنی در مورد نیازها و خواسته های خودتان صحبت کنید و در کنار اینکه برای بررسی شرایط روحی خودتان و این مسیر ارتباطی که تجربه می کنید به روانشناس مراجعه حضوری داشته باشید تا در کنار کمک به بهبود شرایط روحی شما بتوانیم کمک کنیم در مسیر ارتباطی بهتری گام بردارید.

      پاسخ
  4. Amir گفته:

    من ۵ روز به خاطر یه کاری خیلی اضطراب و بی قراری داشتم و می خواستم روز ها هی تموم بشن و سه شنبه برسه
    اما وقتی از سه شنبه گذشت همون ترس و اضطراب رو دارم
    و بی قرارم و یهویی از زندگی سیر میشم و همش دلم میخاد سرمو به یه کاری گرم کنم مثلا فیلم ببینم و اگرنه نمی تونم چیزیو تحمل کنم و می خوام روز فوری تموم شه
    خواب و خوراکم خیلی کم شده

    لطفا راه رهیایی از این مشکل رو به من بگین خواهش میکنم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما آقا امیر
      خب در این مسیر نیاز است که افکار، احساسات و مسیر رشدی و اضطرابی که تجربه می کنید به صورت دقیق بررسی شود تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم تا با افزایش ظرفیت روانی بتوانید بجای فرار از شرایط با بینش آنها را بررسی کنید و تا جایی که ممکن است و در توانمندی شما می باشد برای بهبود مسیر تلاش کنید و در کنار اینکه خب اگر قرار است چند روز بعد اتفاقی رخ بدهد و یا شرایطی را تجربه کنید و…. روانتان ظر فیت نگهداشتن این مسائل را داشته باشد .
      اضطراب یک هیجان طبیعی می باشد اما اگر دائم تجربه شود و یا شدت آن به اندازه ای باشد که عملکرد شما را مختل کند در این حالت مشکل در نظر گرفته می شود و نیاز است که برای درمان به صورت حضوری یا تلفنی به روانشناس مراجعه کنید.

      پاسخ
  5. سارینا گفته:

    سلام من ۱۸ سالمه تازگیا خیلی زود عصبانی میشم و گریم میگیره دام میخواد همه چیزو بشکنم سر هر موضوع خیلی کوچیک زیاد استرس میگیرم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما سارینا جان
      ببین عزیزم این عصبانیت ها و گریه هایی که بیان می کنی نشان می دهند که شما از نظر روحی تحت فشار هستید اما برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز به مراجعه حضوری یا تلفنی می باشد تا بتوانیم افکار، احساسات، عملکرد و به صورت کلی آنچه در روان شما تجربه می شود را بررسی کنیم .
      بهتر است برای خودتان شرایط مراجعه با تعامل مستقیم را ایجاد کنید چون درمان به صرت چت امکان پذیر نیست.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱

      پاسخ
  6. حسنا گفته:

    سلام وقت بخیر.من یه دختر۱۷ساله هستم که از خیلی وقت پیش همیشه احساس ناامیدی و اضطراب داشتم و اعتماد به نفس خیلی پایینی هم دارم یه مدتی هست که سر هر چیزی گریم میگیره و هرروز هم حالم بدتر میشه . لطفاً اگه راهکاری میدونید کمکم کنین.

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما حسنا جان
      ببین عزیزم دادن راهکار در اول نیاز به بررسی شرایط روحی شما دارد در کنار اینکه یک راهکار برای همه جوابگو نیست و خب برای ساختن راهکار هم نیاز به تعامل خودتان و بررسی شرایط شما می باشد. این علایمی که بیان می کنید اگر بیش از دو هفته ادامه داشته است می تواند نشان از افسردگی در شما داشته باشد و خب حتما دلیلی برای این افسردگی در روان شما وجود دارد که نیاز به بررسی و تعامل مستقیم با درمانگر دارد تا بتوانیم در مسیر درمان به شما کمک کنیم.
      بهتر است در این مورد به صورت حضوری یا تلفنی به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانیم با طی کردن جلسات به بهبود شرایط روحی شما و در کنار آن بهبود عملکرد و شناخت خودتان کمک کنیم.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰ سلام به شما دوست عزیز

      پاسخ
  7. Narges گفته:

    سلام وقت بخیر من مدت زیادی هست که دچار استرس و اضطراب شدید شدم و حتی از استرس و ترس بهم حمله عصبی دست داد تنگی نفس دارم و همیشه ناخون هامو میشکنم و خیلی استرس و دلشوره دارم تنگی نفس دارم و وقتای که استرس میگیرم نفسم بالا نمیاد و سرگیجه میگیرم به نظرتون چیکار کنم؟

    پاسخ
    • سارا نظری مقدم مشاور خانواده گفته:

      سلام. برای ما قابل درکه که شما شرایط استرس زایی تجربه می کنید ولی این سطح استرس از طریق چت یا راهنمایی قابل درمان نیست و نیاز است که به مرکز ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰مراجعه کنید و با مشاوره حضوری و یا تلفنی به درمان بپردازید

      پاسخ
  8. ناشناس گفته:

    سلام وقت بخیر من یه دختر۱۷ ساله ایی هستم که نسبت به سنم خیلی بزرگ ترم و خیلی شروشیطونم ولی تازگیا نمیدونم چرا بدون هیچ دلیلی بغضم میگیره دوست دادم فقط گریه کنم دوست ندارم کسی کنارم باشه حتی از خانواده ی خودم دوری میکنم همش حس میکنم هیچکسی چشم دیدنمو نداره حس میکنم کسی دوست نداره باشم این حالت و ۲ماهی میشه گرفتم که خودم هم دلیل این کارم رو نمیدونم چند شب پیش هم باخانوادم یکم حرفم شد کلی قرص خوردم ولی متاسفانه موفق نشدم و فقط درد کشیدم نمیدونم چکار کنم نمیتونمم همه چیز رو اینجا بگم و مهم تر از همه نمیتونم به هیچ کسی اعتماد کنم نه دوست و نه خانواده.
    لطفا اگه راه حلی هست جلو پای من بزارین باتشکر

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      ببین عزیمز خودکشی راحل هیچ مشکلی نیست در این مسیر نیاز است که شما برای بهبود شرایط روحی خودتان به روانشناس مراجعه کنید زمانی که شما اقدام به خودکشی می کنید یعنی از نظر روحی بهم ریختگی زیادی وجود دارد و بقیه علایم دیگری که بیان می کنید از بعض، گریه، کاهش امید، دوری از خانواده و… همه نشان از شرایط روحی شما دارد و احتمال افسردگی وجود دارد که نیاز است درمان شود.
      این اعتماد به مرور با کمک روان درمانگر ایجاد می شود بهتر است به خودت و ایشان فرصت بدهی.

      پاسخ
  9. مریم گفته:

    سلام من مریمم چنتا از امتحانام رو شهریوری شدم یعنی زیر ۱۶ خیلی حالم بده بشدت که میخام بمیرم چیکار کنم سبک بشم دارم خفه میشم از همه میترسم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما مریم جان
      ببین عزیزم در اول اینکه زیر ۱۶ شدن به معنای رد شدن شما در این امتحانات نیس و نمره زیر ۱۰ ردی محسوب می شود و شما نیاز است که در شهریور امتحان بدهید اما در مورد دوم اینکه سرزنش کردن خودتان کمکی به شما نمیکند و تنها باعث می شود که فشار روحی بیشتری را تجربه کنید بهتر است که بررسی کنید که این افت نمره به چه دلایلی رخ داده است و با رفع این دلایل سعی کنید شرایط بهتری را در امتحانات برای خودت ایجاد کنی.
      با داشتن برنامه ریزی و پشتکار می توانید در مسیر درسی خود نتیجه گیری بهتری داشته باشید.

      پاسخ
  10. غزاله گفته:

    ادامه حرفم
    همش تنگی نفس دارم یه چیزی انگار توسینمه که داره خفم میکنه و بیشتر همین حس باعث میشه اون حال بد بهم دست بده که برم سمت پرگار😔

    پاسخ
  11. غزاله گفته:

    سلام من غزاله هستم و ۱۵ سالمه تازگی همش استرس و اضطراب دارم حتا باعث شده که تمام دستمو تا آرنج با پرگار زخم زخم کردم بعضی وقتا فکر میکنم دیوونه شدم کلی واقعا دست خودم نیست همش میلم درس بخونم حالم بده همش میرم سمت پرگار انگار بهش اعتیاد پیدا کردم توروخدااگر میتونید کمکم کنید واقعا حالم بده دیروز زده بود به سرم قرص بخورم و خودکشی کنم ولی دوستم جلومو گرفت و نزاشت
    داداشم خیلی باهام حرف میزنه اون لحظه آروم میشم ولی چن ساعت بعد دوباره حالم خراب میشه😔

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما غزاله جان
      ببین عزیزم این میزان از اضطراب که شما تجربه می کنید می تواند بر شرایط روحی و رفتاری شما و انتخاب هایی که دارید تاثیر زیادی داشته باشد و خب با توجه به خودزنی و داشتن افکار خودکشی نیاز است که شما برای بهبود شرایط روحیتان به روانشناس مراجعه کنید تا مسیر درمانی برای شما طراحی شود. در این مورد تنها با حرف زدن با برادرتان نمی توانید درمان شوید می توانید از ایشان به عنوان یک فرد امن استفاده کنید و بجای خودزنی با ایشان در مورد همین تمایل حتی صحبت کنید اما در هرصورت ایشان درمانگر نیستند و تنها میتوانند شنونده خوبی باشند و دیدگاه خودشان را بیان کنند اما با کمک متخصص شما میتوانید بجای آسیب به بدن خودتان احساسات و نیازها را بهتر بشناسید و در مسیر بهتری به آن پاسخ بدهید.
      در این مسیر می توانید برای ایجاد شرایط درمان از همراهی برادرتان استفاده کنید.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ
  12. زینب گفته:

    سلام ۲۲ سالمه ب شدت اضطراب و ترس و وحشت دارم جوری ک خوراکو ازم گرفته وسواس فکری دارم کوچیکترین تغییری تو خودم ک میبینم ای۷نقد فکر میبافم تو سرم تا حالم بد میشه و اضطراب تمام وجودمو میگیره مثلا الان ن۷سبت ب ی ماه پیش خیلیییی لاغر شدم همش فک میکنم اره کم کم این لاغریم منو از بین میبره و میمیرم خیلی حس بدیه
    تستم شد ۶۳

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما زینب جان
      ببین عزیزم با توجه به شرایط روحی شما و تاثیراتی که برشرایط جسمی و عملکرد شما گذاشته است نیاز است که شما روند درمان خود را با روان پزشک و روانشناس شروع کنید در هرصورت این میزان از اضطراب می توان با هر تشخیص گذاری که باشد برای شما با مشکلات زیادی همراه شود و عملکرد شما را کاهش بدهد .
      بله این اضطراب می تواند به دلیل وسواس فکری می باشد اما برای تشخیص گذاری دقیق نیاز به مصاحبه بالینی و در کنار آن طرح درمان می باشد.

      پاسخ
  13. بهاره گفته:

    سلام پاسخ تست من ۵۴ شد
    من هرموقع که استرس میگیرم قلبم انگار میخواد بیاد توی دهنم کل بدنم یخ میکنه و عرق میکنم نمیتونم حرف بزنم گریه میکنم دلپیچه میگیرم خوابم نمیبره دلشوره میگیرم فکر چیزی که بخاطرش استرس گرفتم تا چند روز توی سرمه نمیتونم تمرکز کنم باید چکار کنم تا بتونم درمانش کنم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما بهرا جان
      ببین عزیزم تست میتواند تا یمزانی کمک کند تا شما شرایط خودتان را بهتر بشناسید اما درمان کننده نیست در این مورد با توجه به علایم روحی و جسمی که بیان می کنید شما نیاز به طی کردن روند درمان تحت نظر روانشناس دارید.
      داشتن استرس‌های گاه و بی‌گاه بخشی طبیعی از زندگی است. با این حال افرادی که به اختلالات اضطرابی مبتلا هستند برای کوچکترین اتفاقات روزمره دچار ترس، نگرانی مداوم و استرس شدید می‌شوند.

      معمولا اختلال اضطراب شدید به‌صورت دوره‌هایی است که در آن فرد به‌طور ناگهانی احساس ترس، وحشت و اضطراب می‌کند و این ترس و وحشت در طی چند دقیقه به اوج خود می‌رسد و فرد دچار حمله عصبی می‌شود. این افکار و درگیری های فکری زیاد نشان میتواند از نشخوارهای فکری هم داشته باشد که در شرایط اضطرابی، افسردگی و حتی وسواس می تواند شدت بیشتری پیدا کند.
      استرس و اضطراب همچنین می‌تواند دردهای عصبی ایجاد کند. این دردهای عصبی، هم جسمی و هم روانی هستند. در هنگام اضطراب و استرس، دردهای موسوم به دردهای روانی، سنسورهای درد را به طور خودکار در مغز فعال می‌سازد. این دردها حتی اگر از لحاظ علمی هیچ علتی غیر از اضطراب نداشته باشند، اما تجربه درد کاملاً واقعی است به همین دلیل هم شما بدنتان یخ می کند و یا احساس دلپیجه ممکن است کنید. همه این علایم جسمی نماد های جسمی اضطراب می باشد تا شما را به خودش اگاه کند.
      تغییر در شیوه زندگی می‌تواند به کاهش علائم استرس و اضطراب کمک کند. تکنیک‌های کاهش استرس و اضطراب عبارتند از:
      پیروی از رژیم غذایی سالم و متعادل
      محدود کردن مصرف کافئین و الکل
      خواب کافی و تنظیم خواب
      ورزش منظم
      ریلکستیشن
      در نظر گرفتن زمانی برای تفریح
      یادداشت روزانه احساسات خود
      تمرین تنفس عمیق
      شناخت عواملی که باعث استرس شما می‌شود.
      صحبت کردن با یک دوست
      اما دقت کنید که این موراد کمک کننده میتواند باشد اما درمان نیست پس بهتر است که در این مسیر دوره درمانی خود را نیز شروع کنید.

      پاسخ
  14. سارا گفته:

    سلام وقتتون بخیر
    من کنکوری هستم و چند وقته خیلی خیلی عصبی شدم انقدر ک نمیتونم اروم بگیرم نمیتونم بشینم و تمرکز داشته باشم چون یه ماه ماه رمضان نتونستم خوب درس بخونم بعد از اون هم قرار بود یه یکروز صبح با یکی از دوستان خیلی صمیمیم البته تنها دوست صمیمیم بریم بیرون چون یکم دیرتر از خواب بیدار شد و شب قبلش هر چی بهش میگفتم بخواب به حرفم گوش نکرد)البته اینطور ک خودش میگه انگار دلیل داشته واسه اینکه تا صبح بیدار مونده … کلا از روی دلتنگی شدید شروع کردم به پرخاشگری ک اره تو بعد ۳ ماه میخواستی بیای ببینمت بعد چن وقت قرار بود بریم بیرون اصلا بت من حرف نزن و من مردم دیگ البته اینا تو چت بود اون زیاد چیزی نمی‌گفت که باعث می‌شد من آتیشم داغ تر بشه ک اصلا براش مهمم نیست انقدر دیر جواب میده و بهش گفتم به بودنت نیاز دارم اما هیچ هیچ هیچ … واقعا این رفیق امنه برای من قابل اعتماده؟؟
    خلاصه من کل اون شبو گریه کردم و شبش مثل یه جنازه افتاده بودم ضعف کرده بودم ک مامانم اینها اومدن رفتیم درمونگاه نصف شب سرم و .. بهشون نگفتم دلیل حالم چی بوده گفتم ضعف کردم فقط
    الان یک ماه و نیمه هیچی درس نخوندم و همینطور عصبی تر میشم نمیتونم عصبانیتم رو مهار کنم هی خودمو عذاب میدم ک چه مرگت شده حتی کسی نیست ک باهاش صحبت کنم واقعا دلم میخواد با یه نفر صحبت کنم اما نه پول مشاور دارم و نه آدم نزدیکی هنوز هم با اون دوستم سرد رفتار میکنم و حتی همین ک باهاش صحبت نمیکنم باز عذابم میده چون واقعا دوسش دارم الان ۴۰ روز دیگ مونده تا کنکور و پشت کنکوری هستم و کلی درسام مونده و من واقعا به هم ریختم سر هر چیز کوچیکی هی داد میزنم مشت میکوبم به دیوار البته سعی میکنم همش تو تنهاییم اینکاررو انجام بدم چون مامانمم افسرده اس الان یه کم حالش بهتر شده تو رو خدا راهنماییم کنین دارم دیوونه میشم بگین چیکار کنم یکم اروم بشم روانم بهم ریختس

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما سارا جان
      اینکه روابط دوستی برایت با اهمیت باشد اصلا چیز بدی نیست اما عزیزم اینکه چقدر بر روی این روابط سرمایه گذاری روانی میکنی و برایش چقدر وقت میگذاری موضوعات مهمی می باشد چون اگر بخواهی انرژی زیادی بر این روابط بگذاری خب با روبرو شدن با شرایطی مثل بهم خوردن قرار و یا دیر جواب دادن شرایط روحیت می تواند با بهم ریختگی زیادی روبرو شود.
      بهتر است در کنار احترام به احساسات خودت نسبت به این شخص به واقعیت ها نیز توجه کنی چون هرکدام از شما در کنار ارتباط با یکدیگر روابط مهم دیگر مانند ارتباط با خانواده و همکلاسی و…. هم دارید و همچنین اولویت هایی دارید مانند کنکور که نیاز به توجه و تلاص و مراقبت دارند پس به انداره ای که مربوط به همین رابطه هست برای آن وقت بگذارید.
      در کنار اینکه خب شما نمی توانید بعد شخصیتی و رفتاری فرد مقابل را تغییر بدهید اما میتوانید سوال کنید که دلیل این رفتار چیست و همچنین اینکه با شناخت از خودتان سوال کنید که مایل به ادامه این رابطه هستید یا نه.
      در هرصورت زمان زیادی به کنکور نمانده است پس بهتر است به اولویت و هدفی که داری توجه کنی و با یک برنامه ریزی و پشتکار برای بهبود این مسیر درسی و عقب افتادگی گام برداری.

      پاسخ
  15. اناهیتا گفته:

    سلام ببخشید من خیلی احساس نا امنی و اضطراب دارم همیشه هر وقت کوچیکترین مسئله ای پیش بیاد کلی فکر بد میکنم و میترسم دستام سرد میشن و میلرزن وقتی یکی از اعضای خانوادم میره بیرون از خونه کلی میترسم نکنه تصادف کنه یا هر بلای دیگه ای سرش بیاد بعضی وقتا این جور مواقع دستام میلرزن یا دست و پاهام بی حس میشن و سرد و ۱۸ سالمه

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما آناهیتا جان
      این افکار و احساساتی که بیان می کنید نشان از وسواس فکری دارد و خب در وسواس فکری شما با شرایطی مواجهه می شوید که اختلال وسواس (OCD) نوعی اختلال اضطرابی است که علایم آن، افکار ناخواسته، غیرقابل کنترل و تکراری است. که این افکار شما را وادار به انجام اعمال وسواسی می‌کنند. معمولا مبتلایان به وسواس می دانند که افکار وسواسی و رفتارهای جبری آنها غیرمنطقی هستند، با این وجود نمی‌توانند در مقابل‌شان مقاومت کرده و آنها را رها کنند.
      به طور خلاصه می توانم بگویم برای آنکه فردی به وسواس فکری مبتلا باشد باید علایم زیر را داشته باشد:
      وجود افکار، تصویرها یا تکانه هایی که مدام در ذهن او تکرار شوند. مثلا این فکر که دستانم آلوده هستند. یا بیماری ایدز دارم. نکنه به فرزندم آسیببزنم . یا خودشان و یا یکی از ااعضای خانواده اسیب خواهد دید و… آنچه مهم می باشد افکاری هست که تکراری می باشند و مداوم تجربه می شوند.
      افکار یا تصاویر باید غیر منطقی باشند. مثلا فردی که به خاطر شرکت در یک مهمانی نگران است که مبادا به ایدز مبتلا شود. فکر غیر منطقی دارد. چون می داند ایدز فقط از طریق خون منتقل می شود و عبور از کنارافراد نمی تواند باعث ابتلا به ایدز شود.
      شدت و میزان افکار زیاد باشد به طوری که روند زندگی را می تواندمختل کند. مثلا اگر شما امروز برای عیادت فردی به بیمارستان رفته باشید و پس از برگشتن همه لباس های خود را ضدعفونی کنید لزوما به وسواس مبتلا نیستید اما اگر روزها پس از عیادت ذهن تان درگیر آن روز باشد و مراقبت های ویژه ای بکنید احتمالا به وسواس فکری مبتلا هستید.
      همیشه افکار غلط موجب اضطراب می‌شوند. افسردگی، درد و ترس ناشی از افکار وسواسی نادرست هستند. در این‌گونه مواقع، فورا به موضوعی که درحال فکر کردن هستید، به‌خوبی توجه کنید و به خود بگویید که الان درون داستانی قرار گرفته‌ای که برای تو حقیقت ندارد». در این مسیر طی کردن روند درمان به کمک روان درمانگر نیز اهمیت زیادی دارد چون وسواس می تواند به شکل های مختلف تجربه شود و به مرور عملکرد شما را نیز مختل کند.

      پاسخ
  16. اسما گفته:

    سلام‌من‌اسما هستم‌۱۵‌سالم‌‌من‌‌استرس‌زیاد‌دارم‌دلم‌میگیره‌دلم‌گریه میخواد‌خفه‌میشم‌حوصلم‌سر‌میره‌فکر‌های‌‌بد‌به‌زهنم‌میاد

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما اسما جان
      اگر دوست داشته باشی در این مورد باهم ببشتر صحبت کنیم.
      ۱. استرس را بیشتر در چه محیط هایی تجربه می کنی و با چه فکری برایت همراه هست؟
      ۲.برنامه روزانه زندگیت شامل چه کارهایی می شود؟
      ۳. روابط شما با دوستان و خانواده رضایت بخش هست؟
      ۴. در شرایط درستی و تعذیه و خوابت هم با مشکلی مواجهه شده ای؟
      ۵.چند مدت هست این احساسات را تجربه میکنی؟
      ۶. تا به حال به رولنشناس و یا روان پزشک مراجعه کردی؟

      پاسخ
  17. اسما گفته:

    سلام‌من‌اسما‌هستم‌۱۵‌سالم‌استرس‌زیاد‌دارم‌حوصم‌سرمیره‌دلم‌گریه‌میخواد‌‌خفه‌میشم‌اعصبا‌نی‌‌میشم‌فکرهای‌بد‌میکنم‌‌

    پاسخ
  18. پرنیان گفته:

    سلام‌خسته نباشید من ۱۳ سالمه
    من مواقع امتحان استرس شدید میگیرم
    یا وقتی به مرگ عزیزانم فکر میکنم گریم میگیره
    نمیدونم چرا
    اما صبح روز دوشنبه برای اینکه امتحانم رو خراب نکنم
    تقلب کردم
    معلم فهمید
    و الان حالم خیلی بده
    میدونم ۲ سال دیگه این رو اصلا یادم نمیاد ولی الان دارم اذیت میشم

    میشه کمکم کنید از این استرسو غم و نگرانی خلاص بشم؟

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما پرنیان جان
      در این مورد اگر دوست داری اطلاعات بیشتری در اخیتار ما قرار بده تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
      ۱٫ چند مدت هست که این استرس را تجربه می کنید؟
      ۲٫ این استرس به چه شکلی و با چه علایمی برایت نمیان می شود؟
      ۳٫ افکار مرگ عزیزان برایت مداوم تکرار می شود؟
      ۴٫ رفتار داری که دائم تکرار کنی و برایت درگیری فکری و یا رفتاری زیادی ایجاد کرده باشد مثل شستن دست و یا حمام کردن و…
      ۵٫به میزان کافی برای امتحاناتت برنامه ریزی داری و با پشتکار آنها را دنبال می کنی؟

      پاسخ
  19. atena گفته:

    سلام من یه دختر ۱۴سالم..تقریبا یه ساله که تمام بدنم میلرزه بدون هیچ دلیلی هرروز تپش قلب دارم و دچار سرگیجه هستم .و در طول روز حداقل یه بار قفسه ی سینم سنگین میشه و باید نفس های عمیق بکشم که خوب بشم، چه در خواب و چه در کار های روز مره عرق میکنم.خیلی زود خسته میشم و همین باعث شده که تمایلی به انجام فعالیت های مانند ورزش، درس خوندن…. نداشته باشم . و دوساله که افسردگی شدید دارم و دوبار اقدام به خودکشی کردم.
    این اواخر هم بخاطر تپش قلب کارم به بیمارستان کشیده شد.خانوادمم هیچی از این حالم نمیدوننن .و جواب تستم ۵۰ شده

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما آتنا جان
      ببین عزیزم این علایم جسمی که بیان می کنی هم به دلیل افسردگی و هم اضطراب شدید می باشد در این مسیر بهبود شرایط روحی شما کمک می کند تا عملکرد شما بهبود پیدا کند.
      بیماری های روحی می تواند با علایم جسمانی نیز همراه شود به همین دلیل هم ممکن است که حتی با مراجعه به پزشک برای بیماری جسمانی به شما بیان شود عصبی می باشد و یا مشکل جسمی هم مشاهده نمی شود.
      با توجه به اینکه بیان می کنید دوبار اقدام به خودکشی داشته اید خب این یک زنگ خطر برای شما می باشد و نیاز است که روند درمان را در همین زمان تجربه کنید.
      تا زمانی که با پدر و مادر در مورد شرایط روحی خود صحبت نکنید نمی توان توقع داشت آنها به شما کمکی بکنند پس بهتر است که در زمان مناسبی تا جای ممکن با انها صحبت کنید و بخواهید شرایط مراجعه به روانشناس را برای شما ایجاد کنند.
      با بهبود شرایط روحی متوجه خواهید شد که هم افکار خودکشی شما کاهش می یابد و می توانید در زمان روبرو شدن با مشکلات راحل های حل مسئله سازنده تری داشته باشید و هم اینکه این علایم جسمانی که تجربه می کنید کاهش می یابد و عملکرد شما نیز در مسائل درسی بهبود پیدا می کند.

      پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام شما می توانید در همین قسمت سوال خود را با ذکر شرایط سنی بیان کنید و با داشتن لینک جواب را در زیر سوال دریافت کنید.

      پاسخ
      • نگین سبحانی گفته:

        سلام وقت بخیر من ۱۸ سالمه و چندین سال فکر میکنم ار کلاس ششم تا الان ،،همیشه بخاطر مسائل درسی استرسی و دل نگران میشم اما جدا از این بخاطر مسائلی مثل وارد یک اکیپ شدن یا ارتباط دوستانه گرفتن با کسی برای اولین بار موجب استرس من میشه،،چطور با این استرس مقابله کنم

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          سلام به شما نگین جان
          ببین عزیزم تجربه اضطراب یک امر طبیعی در مسیر رشدی ما انسان ها هست پس چیز عجیب و غریبی نیست اینکه ما با وارد شدن به یک جمع جدید و یا داشتن یک امتحان و یا هر کاری که برایمان با اهمیت و یا جدید است مقداری اضطراب داشته باشیم این کاملا طبیعی هست و کمک می کند تا بتوانیم خودمان را برای این شرایط جدید آماده کنیم .
          اما مشکل از زمانی ایجاد می شود که این سطح اضطراب به میزانی بالا می رود که عملکرد شما را تحت تاثیر قرار میدهد چون در سح بالای اضطراب تمرکز شما دیگر به خود اضطراب کشیده می شود و از منبع اصلی اضطراب و یا شرایط محیطی که در ان قرار داشتید کاسته می شود.
          در زمان اضطراب یک سری علایم را ممکن است تجربه کنید مثل : روان شناختی و جسمانی، نشانه های روان شناختی اضطراب عبارتند از : دلواپسی، تحریک پذیری ، هراس، بی تابی، احساس خطر غریب الوقوع، بی قراری، ترس ، ناتوانی در حفظ آرامش، دشواری در تمرکز، مشکلات خواب و فقدان لذت .
          نشانه های جسمانی نیز مشتمل است بر : خشکی دهان، سرخ شدن، تهوع و استفراغ، غش و ضعف، اسهال، یبوست، سرگیجه، تنش عضلانی، تکرر ادرار، تحرک بیش از حد، مشکلات جنسی، لرزش، طپش قلب، افزایش ضربان قلب یا بی نظمی ضربان آن، آه کشیدن، تنفس تند و سریع، تعریق به ویژه در کف دست ها ، تنفس های کوتاه، رنگ پریدگی و احساس خفگی .
          بهتر است در اول به این موضوع توجه کنید که اگر میزان اضطراب بالا هتس و مکرر تکرار می شود خود درمانی به تنهایی کافی نیست و بهتر است که یک روان درمانگر در کنارتان داشته باشید چون ممکن است منشع بسیاری از این اضطراب ها به صورت هشیارانه تجربه نشود که شما بخواهید به راحتی به آن دسترسی داشته باشد و انها را رفع کنید.
          اما به صورت کلی تمرینات به آرام سازی ذهن و خارج شدن بدن و ذهن از حالت تنش و گرفتگی کمک می‌کنه و باعث میشه فرد در زندگی، زمان حال رو تجربه کنه و اضطراب کمتری رو داشته باشه در کنار این موراد داشتن برنامه برای زندگی روازنه و همچنین خواب ، ورزش و تغذیه سالم میتواند کمک زیادی به بهبود شرایط شما کند اما بازهم بیان می کنم اینها درمان اضطراب در حالت شدید نیست.

          پاسخ
          • نگین سبحانی گفته:

            متشکر از پاسختون ،حتما با یک روان درمان صحبت خواهم کرد ، چونکه اغلب علائمی که گفتین دارم

  20. لیلا گفته:

    سلام
    بنده در طول ۱ ماه ۲ بار کرونا گرفتم که بعد از کرونا دچار بی حسی و مورمور شدن دست و پاهایم شدم، فکرهای منفی خیلی میاد سراغم، احساس ناامیدی و ترس از تنهایی دارم، اختلال در خواب شبانه دارم، نتیجه تستم ۲۲ شداز ۶۳.

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما لیلا جان
      در این مورد خب قسمتی از این موضوع می تواند به دلیل ضعف بدنی شما بعد از تجربه دوبار بیماری کرونا باشد پس بهتر است که با پزشک در این مورد مشورت کنید تا برای شما داروهای تقویتی نوشته شود .
      اما قسمتی که بیان می کنید افکار منفی به سراغتان می آید و یا احساس ناامیدی می کنید و ترس از تنهایی را تجربه می کنید خب می تواند نشان دهنده شرایط روحی شما باشد.
      در این مورد اطلاعات بیشتری در صورت تمایل در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
      ۱٫ شما چند سال دارید؟
      ۲٫ این علایم بعد از بیماری شروع شده است و یا قبل از آن هم این افکار و یا ترس ها و احساس ناامیدی را داشته اید؟
      ۳٫ این افکار منفی شامل چه فکرهایی می شود؟
      ۴٫ این شرایط تاثیری بر عملکرد شما از نظر درسی، کاری، اجتماعی و یا خانوادگی داشته است؟

      پاسخ
  21. ساجده گفته:

    سلام من یه دختر ۱۶ ساله هستم که به شدت استرس دارم
    استرس من به حدی رسیده که آرامشم رو از دست دارم و همش تنگی نفس و ترس دارم
    استرسم باعث شده که در درس هام به شدت ضعیف شم.
    همش احساس خستگی و خواب آلودگی دارم جوری که کارهام به شدت عقب مب افتم
    پاسخ تستم ۵۳ شد
    خیلی دلم می خواد به مشاوره برم وای خانوادم مخالف هستن
    لطفا کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما ساجده جان
      این سطح از اضطراب می تواند عملکرد شما را تحت تاثیر رار بدهد و این موردی نیست که با خود درمانی بتوانید زیاد در این مسیر نتیجه گیری کسب کنید پس بهتر است در احترام به پدر و مادر در این مورد با آنها جدی صحبت کنید و شرایط روحی و درسی خود را نیز با آنها به اشتراک بگذارید و بیان کنید که تقوع دارید در این مسیر برای بهبود شرایط روحیتان با شما همراه باشند.

      پاسخ
  22. فاطمه گفته:

    سلام من همیشع بدون اینکع اتفاقی بیوفته خود به خود نفس تنگی میشم دلشوره میگیرم همش تو ذهنم افکار منفی میبافم انگار همیشع ترس دارم تا از کسی صدمه روحی ببینم خیلی میترسم نمیتونم نفس بکشم لطفن کمکم کنید

    پاسخ
    • سارا نظری مقدم مشاور خانواده گفته:

      سلام. به نظر میرسه شما اضطراب شدیدی را تجربه می کنید. پاسخ تست استرس شما چند شد؟

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.