تست هالبرت روابط زناشویی / تمایل جنسی خود را بسنجید

تست هالبرت روابط زناشویی / تمایل جنسی خود را بسنجید

تست روابط زناشویی آلبرت یکی از مهم ترین تست های روانشناسی در این زمینه بوده که برای شاخص و سنجیدن شاخص میزان تمایلات افراد به روابط زناشویی استفاده می شود.

این تست روابط زناشویی که نوعی تست روانشناسی است می تواند برای افراد بسیار مهم بوده و پاسخ های آنها می توانند جنبه های بسیار مهمی را از زندگی زناشویی آنها آشکار نماید.

تمایل جنسی خود را در رابطه با همسرتان مورد سنجش قرار دهید.

حالا بایستی با استفاده از طیف ۵ تایی به گزینه‌های مورد نظر از ۱ تا ۵ امتیاز بدهید.

پس از آن یک روان سنج می‌تواند به خوبی نتیجه این آزمون را برای شما مشخص نموده و به شما بگوید که از لحاظ تعاملات و روابط جنسی و زناشویی در چه سطحی قرار دارید.

تست حاضر به صورت هوشمند به محاسبه امتیاز می پردازد.

منبع

ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت ۱۳۸۷

۱٫حتی فکر کردن درباره رابطه جنسی با همسر من میتواند من را تحریک کند.
۲٫من سعی می کنم از شرایطی که باعث می شود همسرم به رابطه جنسی فکر کند اجتناب کنم اجتناب کنم.
۳٫من در مورد رابطه جنسی رویا میبینم
۴٫من از نظر جنسی سخت تحریک پذیر هستم
۵٫من بیشتر از همسرم رابطه جنسی می خواهم.
۶٫برای من دشوار است در مورد رابطه جنسی رویا پردازی کنم.
۷٫من می خواهم رابطه جنسی با همسرم داشته باشم.
۸٫من تمایل زیادی به داشتن رابطه جنسی دارم.
۹٫من از فانتزی های جنسی در طول رابطه جنسی با همسرم لذت می برم.
۱۰٫من از نظر جنسی زیاد تحریک می شوم
۱۱٫میل من برای رابطه جنسی باید قوی تر باشد.
۱۲٫فکر کردن در مورد رابطه جنسی برای من سرگرم کننده است.
۱۳٫من می خواهم رابطه جنسی داشته باشم.
۱۴٫برای من گذراندن هفته ها با همسرم بدون داشتن رابطه جنسی آسان است.
۱۵٫من انگیزه کمی برای رابطه جنسی با همسرم دارم.
۱۶٫من احساس می کنم نسبت به اکثر مواقع مردم رابطه جنسی ام کمتر است.
۱۷٫من به راحتی میتوانم رابطه جنسی را در ذهنم تصور کنم.
۱۸٫غریزه جنسی من قوی است.
۱۹٫من از داشتن رابطه جنسی با همسرم لذت می برم.
۲۰٫من تمایل زیادی به رابطه جنسی با همسرم دارم.
۲۱٫احساس می کنم رابطه جنسی با همسرم جنبه ی مهم روابط ما نیست.
۲۲٫فکر می کنم توانایی من برای داشتن رابطه جنسی با همسرم بسیار کم است.
۲۳٫من از لحاظ جنسی به آسانی تحریک نمی شوم
۲۴٫تمایل من برای داشتن رابطه جنسی با همسرم کم است.
۲۵٫من سعی می کنم از داشتن رابطه جنسی با همسرم اجتناب کنم.

90 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. پریناز گفته:

    سلام ۳۲سالمه تقریبا یکساله که عقد کردم،شوهرمو خیلی دوست دارم ،منتها انگار مثل ی دوست خیلی صمیمی هست برام،متاسفانه رقبتی برای برقراری رابطه ندارم، هم چون هربار رابطه داشتیم ارضا نشدم،و این بیشتر باعث شده که رقبت نداشته باشم ب رابطه ،ب خودش نگفتم که تا حالا ارضا نشدم،وهم اینکه حس سکسی بهش ندارم.،میترسم از اینده ای که پیش رو داریم..خیلی دوسش دارم واقعا اقاست، نمیدونن چیکار کنم چون نمیخام سرد بشم از رابطه

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما پریناز جان
      ببین عزیزم در هرصورت این ارضا نشدن شما حتما دلیلی برای آن وجود دارد و خب در این مورد بهتر است که شما با مراجعه به متخصص سکس تراپ و روانشناس این شرایطی که تجربه می کنید را به صورت دقیق با کمک متخصص بررسی کنید تا بتوانید با ایجاد شراط بهتری برای خودتان رابطه جنسی بهتری را نیز تجربه کنید.
      در هرصورت رابطه جنسی یکی از روابط مهم در زندگی مشترک می باشد و خب نمی توان با نادیده گرفتن آن پیش رفت.

      پاسخ
  2. Negin گفته:

    سلام من ۲۴ سالمه و نزدیک به دو سال میشه که ازدواج کردم راستش از همون اول ازدواج شوهرم خیلی تمایل به رابطه جنسی ای که منو به ارگاسم برسونه نداشت و حتی ارضا هم نمیشدم و هیچ لذتی در کار نبود البته الان هم همینطوریه و به نظر میاد ک علاقه ای به رابطه با من نداره
    نمیدونم چی کار کنم و فک میکنم منم مثه خودش کم کم دارم نسبت به رابطه جنسی سرد میشم
    امیدوارم بتونید کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما نگین جان
      ببین عزیزم این بی علاقگی به رابطه جنسی موضوع مهمی می باشد اما خب در این مورد نیاز است که حتما با همسرتان صحبت کنیم تا بتوانیم به مشاها کمک کنیم تا بتوانید به نیازهای جنسی یکدیگر بهتر پاسخ بدهید .
      در هرصورت بی علاقگی به رابطه جنسی یک تکه از صحبت و اینکه شما شما بیان می کنید ایشان علاقه ای به رساندن شما به ارگاسم هم ندارند تکه دیگری هست هرچند باهم در ارتباط است اما در این مورد می تواند مسائل زیادی نقش داشته باشد از نداشتن مهارت تا دیدگاها و باورهای همسرتان و حتی مشکلات روحی و جسمی در هرصورت بهتر است شما واضح و روشن نیازهای خود را با ایشان در میان بگذارید و بخواهید که برای رفع این مشکلات باهم به متخصص سکس تراپ مراجعه کنید .
      در صورتی که ایشان نیز حاضر به مراجعه نشدند بهتر است خود شما مراجعه کنید تا بتوانیم با بررسی دقیق این شرایط کمک کنیم تا بتوانید در کنار علاقه رابطه جنسی بهتری را نیز تجربه کنید.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ
  3. مهرداد گفته:

    باسلام من یک مرد ۲۶ ساله هستم که به روش سنتی باخانمم آشنا شم و ده سال اختلاف سنی داریم و سه ساله ازدواج کردم خیلی همدیگه رو دوست داریم وهیچ مشکلی نداریم اما من از خودم خجالت میکشم به علت زود انزالی خودم با اینکه از همخوابی من هیچوقت دور نشده اما این مشکل من خودم رو عذاب میده و دوست دارم لذت همخوابی رو همسرم هم ببره با اینکه هیچوقت اجازه نمیدم ناراضی باشه با استفاده از کرم و چیزهای بی حسی اما لذت سکس ندارم چندین بارهم دکتر رفتم که اصلا تاثیر نداشته لطفا کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما آقا مهرداد
      خب اینکه شما و همسرتان شرایط ارتباط عاطفی و جنسی یکدیگر را درک می کنید خب این کمک زیادی به بهبود مسیر زندگی شماها می کند اما در این مورد خب اگر مشکل جسمی وجود ندارد و با مراجعه به دکتر مشکلی در مورد زود انزالی شما تشخیص داده نشده است خب نیاز است که برای بررسی شرایط روحی و افکار و احساساتی که در مورد رابطه جنسی، خودتان و… تجربه می کنید به متخصص سکس تراپ مراجعه کنید چون ممکن است مشکلات شما بیشتر روحی باشد تا جسمی .
      در هرصورت بهتر است از سرزنش کردن خودتان خوداری کنید و سعی کنید که تا جای ممکن از معاشقه و بعد رابطه جنسی کامل استفاده کنید در این حالت همسر شما نیز در اوج نقطه تحریک و ارضا شدن قرار می گیرد و می توانید رابطه جنسی با همزمانی ارضا شدن نزدیک تری داشته باشید و در کنار اینکه توجه کنید که تنها یک قسمت از رابطه جنسی دخول می باشد و بقیه مسیر رابطه جنسی و مدل های ارتباطی نیز می تواند سازندگی و با لذت زیادی همراه باشد.

      پاسخ
  4. سمیه گفته:

    سلام من هشت ساله ازدواج کردم ۲۳ سالمه و من از بچگی عاشق کسه دیگه ای بودم و ۵ سال هم ب همه خواستگار هام جدا منفی دادم… اینجا محیطش جوریه ک از ۴ام ابتدایی خواستگار داشتم…. و هیچ وقت نتونستم خودمو ب این زندگی و همسرم علاقه مند کنم چند سال قبل هم تا طلاق رفتیم و وسیله هامو جمع مردم و رفتم خونه بابام حمایتم نکردن و برگشتم ب اجبار😭 الان خیلی افسرده ام دیگه هیچی برام مهم نیست دوتا بچه ناخواسته وارد زندگیم شده ک فقط بخاطر اونا دارم زندگی میکنم دوست دارم بمیرم راحت شم
    همش دعا میکنم شوهرم تصادف کنه بمیره راحت شم
    بعد ب خودم میگم تو چرا واسه جون مردم آرزوی مرگ میکنی پدر و مادر داره اما ب بدبختی خودم فکرمیکنم
    قبلا باز زندگیمون بهتر بود الان من کوچکترین حرفی ک میزنم با مخالفت شدید همسرم روبرو میشم ی چیزی بخوام بخرم باید یک ماه بگم تا بهم پول بده در صورتی ک داره
    بچه ها شیر ب شیر هستن میگم یکیشو ک شیر خشک میخوره بدم ب مامانم کنکم نگه داره لج میکنه میگه باید دوتاش تو خونه خودم بزرگ شن بع میاد میکه عه تو هنوز ظرفا رو نشستی خونه رو جارو نکردی
    پیش مامانش و خواهراش تیکه میندازه ک هیچ کاری نمیکنه
    خسته شدم دوست دارم خودمو بکشم قبلا بچه ها واسم نهم بودن اما الان میگم ب درک هر کاری میخواد بشه یا طلاق میگیرم یا اگر نتونستم خودمو میکشم راحت میشم از این زندگی
    شبا تا ساعت ۳ ۴ بیدارم با سر درد
    وقتی میره جایی دوست دارم بر نگرده
    اینم بگم ک با هیچ کس در ارتباط نیستم و حتی بعد از طلاقم هم دوست ندارم هیچ وقت ازدواج کنم
    الان وجود من کلا تنفره و عصبی شدم و همش با بچه ها دعوا میکنم از بس سر دخترم داد زدم شبا می‌ترسه با گریه از خواب بیداره میشه میگه مامان دعوا کرد 😭
    این متنو با گریه نوشتم خواهش میکنم جواب بدید
    چند بار گفتم منو ببر پیش ی مشاور من افسرده ام عصبی ام دست خودم نیست اما اصلا براش مهم نیست فقط ب فکر اینه هزار تومن از پولش کم نشه ی وفت

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما سمیه جان
      ببین عزیزم شما در سن بسیار پاسسن وارد پروسه زندگی مشترک شده اید و خب بهتر است که برای زندگی مشترک زمانی تصمیم گیری شود که دوران نوجوانی سپری شود در این حالت می توان با شناخت بهتر خود در مسیر زندگی مشترک هم انتخاب کرد.
      اما در هرصورت در زمان فعلی شما یک خانم بالغ می باشید که در زندگی مشترک قرار دارید در این مسیر اهمیت زیادی دارد که از تمرکز بر گذشته خوداری کنید چون در هرصورت دوست داشتن در دوران نوجوانی یک امر طبیعی هست اما قرار نیست هر دوست داشتنی با ازدواج همراه شود .
      در زمان فعلی بجای تمرکز بر گذشته بهتر است که سعی کنید از خودتان سوال کنید چگونه می توانید شرایط روحی بهتری را تجربه کنید و در یا کنار اینکه چگونه می توانید زندگی مشترک بهتری داشته باشید.
      در این مسیر بهتر است که در اول برای بهبود شرایط روحی خودتان گام بردارید و اگر همسرتان حاضر به همراه با شما نیستید بازهم از طریق ۱۴۸۰ و یا ۱۲۳ از خدمات رایگان استفاده کنید چون داشتن افکار خودکشی و عصبانیت های زیاد نشان می دهد که شرایط روحی خوبی را تجربه نمی کنید.
      در کنار اینکه بهتر است در زمان مناسبی در احترام با همسرتان صحبت کنید و احساساتی که دارید و همچنین توقعات خود را به ایشان بیان کنید در این حالت در کنار هم می توانید شاید نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
      در مورد فرزندانتان نیاز است که حواستان باشد تا احساساتی که نسبت به شرایط و افراد دیگر دارید را به آنها انتقال ندهید در هرصورت آنها مسئولیتی در قبال مشکلات شما ندارند.

      پاسخ
  5. بی نام گفته:

    من زیاد غریزه جنسی م بالا است امکان ازدواج ندارم با دیدن فیلم بدون استفاده از دست خودم ارضا بکنم خطری برام ندارد مثل واری کوسل و کوچک شدن بیضه و…

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      در هرصورت این رفتار هم حتی اگر بدون استفاده از دست باشد خودارضایی محسوب می شود اما در مورد اینکه ایا ممکن است به این بیماری ها روبرو شوید یا خیر خب هیچ تحقیق علمی تا به حال این موضوع را تایید نگرده است اما خب شرایط بدنی شما در کنار خودارضایی می تواند تشدید کننده این بیماری ها باشد.
      بهتر است که خودارضایی به شکل افراطی و اعتیاد آور نباشد تا جایی که بتوانید از مشکلات احتمالی جلوگیری کنید و همچنین به مسائل مهم دیگر زندگیتان نیز رسیدگی کنید.

      پاسخ
  6. nika گفته:

    سلام من یه دختر ۲۳ ساله هستم. وقتی من ۱۹سالم بود با یه پسری دوست بودم همو خیلی دوست داشتیم و شب خونش موندم بهم گفت بیا یکاری کنیم …. منم دختر خیای پایه ای بودم و هستم گفتم باشه شروع کردیم به رابطه جنسی…. بعد تصمیم گرفتی هر شب این کارو بکنیم تا اینکه اخلاقش با من عوض شد کارای بد باهامی کرد و هر شب بام سکس میکرد خلاصه من ازون پسره جدا شدم و نتیجه گرفتم به هر پسری زود نمیشه اعتماد کرد

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما نیکا جان
      ببین عزیزم گرایش به جنس مخالف در هر خانمی یک امر طبیعی می باشد اما خب اهمیت دارد که شما در این روابط بتوانید برای خودتان مرز مشخصی داشته باشید در کنار اینکه مراقبت های لازم را از خودتان داشته باشید تا از مشکلات احتمالی برای شما جلوگیری شود.
      در دروان نوجوانی بعد هیجانی این روابط زیاد می باشد و همین باعث می شود که موضوعات مهمی نادیده گرفته شود به این امید که مثلا در آینده ازدواج خواهید کرد و…
      بهتر است بجای سرزنش کردن خودتان در این مورد از آنچه که در این روابط برای شما رخ داده است تجربه کسب کنید تا بتوانید در زمان حال تصمیم گیری بهتری در مورد مسیر رشدی فردی و ارتباطی خود داشته باشید.

      پاسخ
  7. معصومه گفته:

    سلام من و شوهرم عاشق هم بودیم وباهم ازدواج کردیم ولی من چون قرص اعصاب استفاده میکنم مشکل جنسی دارم وهمین باعث شد بین من و شوهرم اختلاف و دعوا بوجود بیاد الان بعد ۷سال زنگی کمی از مشکل جنسیم برطرف شده ولی همسرم و دوست ندارم و وقتی بهم نزدیک میشه ازش خوشم نمیاد و هیچ حسی بهش ندارم روز به روز هم دعواهامون بیشتر میشه اصلا بهم احترام نمیزاریم منم دوباره مریضیم بدتر شده ودکتر داروهامو دوباره زیاد کرده

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما معصومه جان
      در این مسیر در اول بهتر است که مشکلات ارتباطی بین شما و همسرتان به کمک زوج درمانگر مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا بتوانیم به هردوی شما کمک کنیم اگر قرار است در کنار هم زندگی کنید این مشکلات ارتباطی و حتی جنسی را تا حد ممکن حل کنید و بتوانید مسیر سازنده ای به زندگی مشترکتان بدهید.
      در هرصورت درگیری های مداوم و مشکلات در ارتباط جنسی می تواند برای هردوی شما با فشار روحی زیادی همراه شود و این باعث می شود که زندگی مشترکتان با آسیب های بیشتری روبرو باشد .
      در کنار زوج درمانی، بهتر است که شما با پزشک معالج خود نیز صحبت کنید تا در مورد کاهش تمایلات جنسی که تجربه می کنید و می تواند از عوارض دارو و یا بیماری شما باشد به شما با تغییرات در دوز دارو و یا افزایش یک داروی دیگر کمک کنند.

      پاسخ
  8. mobina گفته:

    سلام من دختری ۲۴ ساله هستم ک ی ازدواج ناموفق داشتم ک بسیار الان حس میکنم همسر اولمو دوست دارم ، دوباره ازدواج کردم و بنا بع اتفاقاتی ک اوفتاده و مخصوصا سردی و بی محلی و اعتیاد همسر دومم اصلا تمایل ب ادامه زندگی ندارم الان همسرم ۵ روزه ک تحت درمان و داره ترک میکنه ولی حتی منو خوشحال و امیدوار نکرده از درونم…‌

    پاسخ
  9. محدثه گفته:

    سلام من به خانوم هستم ۱۸سالمه و ۲سال عقد بودم و الان ۳ماه عروسی کردم شوهرمو دوست ندارم و با اجبار خانواده باهاش ازدواج کردم بایکی دوست بودن چند روز هست ازدواج کرده من خیلی حالم داغونه هرچی میشه میزنم زیر گریه نمی‌دونم چیکارکنم لطفا بهم کمک کنید

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما محدثه جان
      ببین عزیزم بهتر بود در همان دوران عقد در این مورد در احترام به خانواده مخالفت خودتان را جدی تر بیان می کردید و سعی می کردید این مورد با همسرتان نیز صحبت کنید.
      اما در هرصورت شما در زمان فعلی ازدواج کرده اید و خب بهتر است به خودتان فرصت بیشتری بدهی و در این مسیر بهتر است که این درگیری های فکریت در مورد رابطه گذشته و شرایط فعلی زندگی مشترکت و شرایط روحی که داری را با روانشناس مورد بررسی و بهبود قرار بدهی در شرایط روحی بهتر می توانی برای آینده و مسیر زندگی خودت نیز برنامه ریزی بهتری داشته باشید.
      شما هنوز در سن نوجوانی و حساسیت های سن نوجوانی قرار دارید پس بهتر است در این مسیر روند تصمیم گیری و بررسی شرایط روحی شما به کمک روانشناس طی شود.

      پاسخ
  10. زهرا گفته:

    سلام من یه دختر ۱۵ ساله هستم و از اینکه یه مرد سمتم بیاد واقعا چندشم میشه و نامزد دارم چند ماهه حتی دوست ندارم دستم رو بگیره من واقعا حالم بد میشه از این کار چیکار کنم واز رابطه جنسی هم متنفرم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما زهرا جان
      ببین عزیزم شما هنوز در سن نوجوانی قرار دارید و خب بهتر بود در مورد ازدواج تصمیم گیری را به آینده و شرایط سنی و رشدی بهتر واگذار می کردید. اما در مورد احساسات شما نسبت به جنس مخالف و احساساتی که نسبت به رابطه جنسی و جنس مخالف دارید خب بهتر است که در همین زمان به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم تا در ظرایط روحی بهتری بتوانید با شناخت خودتان در مورد ادامه مسیر و ارتباطات خود تصمیم گیری کنید.

      پاسخ
      • فاطمه گفته:

        سلام من مدتی هس با همسرم دعوا داریم قبلا مرد خیلی آروم و کم حرفی بود الان همش جرو بحث هس به کوچکترین چیا گیر میده نمیدونم واقعا باید باهاش چیکار کنم

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          سلام به شما فاطمه جان
          در این مورد در صورت تمایل اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
          ۱٫ هریک از شما چند سال دارید و چند مدت هست که ازدواج کرده اید؟
          ۲٫ موضوعاتی که بیشتری بحث و دعوا را بین شما ایجاد می کند شامل چه مواردی می باشد؟
          ۳٫ در مورد موضوعات مختلف شما و همسرتان باهم چگونه صحبت می کنید؟
          ۴٫ تا به حال به زوج درمانگر مراجعه کرده اید؟
          ۵٫ از این دعواها می خواهید به چه نتیجه گیری برسید؟

          پاسخ
      • فاطمه گفته:

        سلام من مادر شوهرم خیلی داخل رابطه جنسی من و شوهرم دخالت میکنه و من دیگه دارم سرد میشم از برقراری رابطه لطفا کمک کنید

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          سلام به شما فاطمه جان
          دقت کنید که رابطه جنسی یک موضوع بسیار خصوصی بین شما و همسرتان می باشد و خب زمانی که مادرشوهرتان در این امر دخالت می کنند یعنی حریم های خصوصی بین شما و همسرتان وجود ندارد که باعث می شود ایشان از این مضووعات اطلاع پیدا کنند .
          در این مورد در صورت تمایل اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
          ۱٫ هریک از شما چند سال دارید؟
          ۲٫ چند مدت هست ازدواج کرده اید؟
          ۳٫ در کنار مادر همسرتان زندگی می کنید؟
          ۴٫ ایشان چگونه از روابط جنسی شما اطلاع پیدا می کنند؟
          ۵٫ واکنش شما و همسرتان در مقابل صحبت های ایشان چست؟

          پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما آوینا جان شما می توانید در همین قسمت سوال خودت را با ذکر سنت ارسال کنی و با داشتن لینک جواب را در زیر ان مشاهده کنی.

      پاسخ
      • Mehrnaz گفته:

        سلام من به طرزه وحشتناکی علاقه به اسلیو بودن و سادیسم اسلیومطیع،مفعول،دارم؟
        ممنون میشوم اگر کسی در رفع این اختلال جنسی اطلاعاتی داره کمکم کنه.

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          سلام به شما مهرناز جان
          ببین عزیزم این علایق و تمایلات جنسی بهتر است که در همان زمانی که متوجه آن شدید مورد بررسی و درمان قرار گیرد چون به مرور می تواند برای شما با مشکلات زیادی همراه شود.
          برخلاف میسترس که استوار و محکم است و به طور کامل روی رفتار طرف مقابل احاطه دارد، اسلیوها مردانی هستند که از تحمل آزار جنسی و بدنی لذت می‌برند! اسلیو (Slave) یا برده‌ها به مازوخیسم مبتلا هستند و از این که تحقیر شوند لذت می‌برند. اسلیو کارهایی را که توسط ارباب مشخص می‌شود، حتی اگر علاقه‌ای به آن‌ها نداشته باشد انجام می‌دهد و توان سرپیچی ندارد.
          ناهنجاری جنسی اولین دلیل رابطه میسترس و اسلیو است. شرایط محیطی، سبک تربیتی، وضعیت روانی در دوران کودکی، تجربیات رشدی، ظرفیت روانی و… از دیگر عواملی هستند که در پیدایش این رابطه تأثیرگذارند. فردی که به مازوخیسم مبتلا می‌شود و سپس تن به اسلیو شدن یا مفعول شدن می‌سپارد، احتمالا مسیرهای ارتباطی را در دوران رشدی خود تجربه کرده است که به دلیل تکرار این موضوع این حالت به یک لذت روانی برایش تبدیل شده است.
          بهتر است برای بررسی دقیق شرایط خودتان دوره های روان درمانی را تجربه کنید.

          پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.