همه ما اختلال اضطراب را تجربه می کنیم.

به عنوان مثال، سخنرانی در جلوی یک گروه می تواند ما را مضطرب کند، اما اضطراب نیز باعث می شود که ما خود را آماده و برای سخنرانی تمرین کنیم.

رانندگی در ترافیک سنگین یکی دیگر از منابع شایع اضطراب است، اما به ما کمک می کند تا از حوادث جلوگیری کنیم.

با این حال، زمانی که احساس ترس شدید و ناراحتی شدت پیدا می کند که باعث  جلوگیری از انجام فعالیت های روزمره می شود، تبدیل به اختلال اضطرابی می شود.

اختلال اضطراب

اختلال اضطراب و علائم آن

اختلالات اضطرابی شایعترین نگرانی در مورد سلامت روان در ایالات متحده است. تقریبا ۴۰ میلیون بزرگسال در ایالات متحده (۱۸٪) دارای اختلال اضطرابی هستند. در همین حال، حدود ۸٪ کودکان و نوجوانان یک اختلال اضطرابی را تجربه می کنند. اکثر افراد علائم اضطراب را قبل از ۲۱ سالگی تجربه می کنند.

علائم

اختلالات اضطرابی یک گروه از شرایط مرتبط به هم است که هر کدام علائم منحصر به فرد خود را دارند. با این حال، همه اختلالات اضطرابی یک چیز مشترک دارند: ترس و اضطراب و نگرانی در شرایطی که تهدیدی نیستند. افراد معمولا یک یا چند مورد از علائم زیر را تجربه می کنند:

علائم عاطفی:

  • احساس هراس یا نگرانی
  • احساس تنش
  • بی اعتقادی یا تحریک پذیری
  • پیش بینی بدترین چیزها و آگاهی از علائم خطر

علائم فیزیکی:

  • تپش قلب و تنگی نفس
  • عرق کردن، لرزیدن و لرزش
  • سردرد، خستگی و بی خوابی
  • ناراحتی معده، ادرار مکرر یا اسهال

انواع اختلالات اضطراب

انواع مختلف اختلالات اضطرابی وجود دارد که هر کدام دارای نشانه های مختلف هستند.

شایع ترین انواع اختلالات اضطرابی عبارتند از:

اختلال اضطراب عمومی (GAD)

اختلال اضطراب عمومی، مزمن و اغراق آمیز در زندگی روزمره تولید می شود.

این عامل نگران کننده ممکن است هرروز برای فرد تکرار شود، و تمرکز کردن برای وی یا تمام کردن کارهای روزانه سخت شده است.

فرد مبتلا به اختلال اضطراب عمومی ممکن است از نگرانی خسته شود و سردرد، تنش یا حالت تهوع را تجربه کند.

اختلال اضطراب اجتماعی

این اختلال باعث ترس شدید درمورد تعاملات اجتماعی می شود و بیشتر از خجالتی بودن فرد را آزار می دهد، که اغلب ناشی از نگرانی های غیرمنطقی در مورد تحقیر شدن است (مثلا چیزی احمقانه می گوید یا نمی داند چه چیزی باید بگوید).

فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است در گفتگوها شرکت نکند، در گفتگوهای کلاس ها شرکت نکند یا ایده های خود را ارائه ندهد و حتی ممکن است جدا از جمع شود.

وارد شدن در جمع هایی که به اجبار باید در آن ها حضور داشته باشد، باعث بروز حملات هراس اجتماعی در فرد می شود.

مشاوره حضوری آنلاین و تلفنی مشاورانه

اختلال هراس اجتماعی

این اختلال به صورت نا خودآگاه توسط حملات وحشت انگیز و هراس آور بروز داده می شود که اغلب با حمله قلبی اشتباه گرفته می شود، حمله هراس باعث ایجاد نشانه های جسمی قوی مانند موارد زیر بروز می کند.

  • درد قفسه سینه،
  • گرفتگی قلب،
  • سرگیجه،
  • تنگی نفس؛
  • ناراحتی معده

بسیاری از مردم به اقداماتی برای جلوگیری از این حمله ها، از جمله انزوای اجتماعی ادامه خواهند داد.

فوبیا چیست؟

همه ما تمایل به اجتناب از چیزهایی خاص و یا شرایطی که باعث ناراحتی یا حتی ترس ما می شود، داریم.

اما برای کسی که ترس و وحشت دارد، مکان ها، رویدادها یا اشیاء خاص، باعث بروز ترس قوی و غیر منطقی می شود. اکثر افراد از چیزهای مختلف ترس های خاص دارند که می تواند این واکنش ها را ایجاد کند.

برای جلوگیری از وحشت، آنها به بیش از اندازه کار خواهند کرد تا از رویارویی با ترسشان اجتناب کنند.

بسته به نوع و تعداد عوامل، تلاش فرد برای کنترل ترس می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد.

سایر اختلالات اضطراب

سایر اختلالات اضطرابی عبارتند از:

-اختلال هراس محیطی(Agoraphobia)

-اختلال اضطراب جدایی

-اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد مخدر / دارو، شامل مسمومیت یا قطع دارو و درمان

سایر اختلالات اضطراب- مشاورانه -بیماری روانی

عوامل اختلالات اضطراب

دانشمندان معتقدند که عوامل متعددی باعث ایجاد اختلالات اضطرابی می شوند:

ژنتیک

مطالعات و شواهد نشان می دهند که اختلالات اضطرابی “در خانواده ها” ایجاد می شود، زیرا بعضی از خانواده ها دارای اختلالات اضطرابی بالاتر از حد نرمال در میان بستگان خود هستند.

محیط

یک رویداد استرس زا یا ترسناک مانند سوء استفاده، مرگ عزیز، خشونت یا بیماری طولانی مدت اغلب باعث افزایش اختلال اضطراب می شود.

درمان اضطراب

تشخیص اختلال اضطراب

نشانه های فیزیکی

نشانه های فیزیکی اختلال اضطراب می تواند به راحتی با سایر شرایط پزشکی مانند بیماری های قلبی و هیپرتیروئیدیسم اشتباه گرفته شود.

بنابراین، یک پزشک احتمالا یک ارزیابی شامل معاینه فیزیکی، مصاحبه و آزمایش را انجام خواهد داد.

پس از اینکه مشخص شد بیماری جسمی وجود نداشته است، پزشک ممکن است یک فرد را برای ارزیابی به یک مشاوره روانشناسی هدایت کند.

با استفاده از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) ، یک متخصص بهداشت روانی قادر به شناسایی نوع خاصی از اختلالات اضطرابی است که سبب ایجاد علائم و همچنین اختلالات احتمالی دیگر می شود.

درمان تمامی این اختلالات با استفاده از درمان جامع، بهترین استراتژی بهبود می باشد.

نشانه های رفتاری

اختلالات اضطرابی مختلف دارای مجموعه متفاوتی از نشانه های رفتاری هستند.

این بدان معنی است که هر نوع اختلال اضطرابی همچنین دارای برنامه درمان خاص خود است.

اما درمان های عمومی برای رفع این اختلالات استفاده می شود.

  • روان درمانی ، از جمله درمان شناختی-رفتاری
  • داروها ، از جمله داروهای ضد اضطراب و داروهای ضد افسردگی
  • رویکردهای بهداشتی تکمیلی ، از جمله روشهای رفع استرس و آرامش

شرایط مرتبط

اختلالات اضطرابی با دیگر شرایط روحی روانی دیده می شوند و اغلب می توانند شرایط را بدتر کنند.

بنابراین، اگر در معرض اضطراب و هر یک از موارد زیر هستید، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید:

  • افسردگی
  • استفاده از مواد
  • اختلال بیش فعالی و کمبود توجه  ADHD
  • اختلالات اشتها
  • مشکل خواب
راه های غلبه بر ترس کرونا
اختلال اضطراب فراگیر
اختلالات خلقی و اضطراب
علائم فیزیکی اضطراب و نشانه های رفتاری اضطراب و عوارض اضطراب چیست؟
مشاوره اضطراب و استرس
دلهره هایت چه گویند؟_راهکارهایM
PHOBIA
مدیریت اضطراب - کاهش اضطراب
راه جادویی مبارزه با اضطراب پیش از ازدواج و عروسی
علائم جسمی افسردگی و اضطراب شما همیشه فکر و خیال می کنید
اختلال اضطراب اثرات اضطراب بر روی بدن

31 comment(s) need to be approved.
مشترک شوید
قابل توجه
451 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده تمام کامنت ها
رها
6 روز پیش

سلام وقتتون بخیر پسرخواهرم۱۰ساله هست و۱سال پیش بچه تو شکم مادرش رو ازدست دادن وضربه ی خیلی سختی خورد و مدام گریه میکرد وو پخاشگرشد الآنم دوباره مادرش باردار شد و بچه رو ازدست دادن و نمی‌دونیم چجوری بهش بگیم که ضربه روحی کمتری بخوره ممنون میشیم کمکمون کنید

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
6 روز پیش
پاسخ به  رها

سلام به شما رها جان نگرانی شما برای فرزند خواهرتان قابل احترام هست در این مسیر آنچه در روان این کودک تجربه می شود از اهمیت زیادی برخودار می باشد ممکن است که او این ایده را داشته باشد که او باعث مرگ این جنین ها شده است و توضیحات شماها نیز در کنار برخوردهایی که با او دارید از اهمیت زیادی برخودار می باشد در این مسیر با توجه به اینکه بیان می کنید در سری قبل شرایط روحی سختی را تجربه کرده است بهتر است که در آرامش و بدون به دنبال مقصر بودن و با توجه به… ادامه دیدگاه »

Fatemeh
1 ماه پیش

سلام وقتتون بخیر. من ۱۹ سالمه مدت ۲ماه هست ک دچار اضطراب شدم. ناخودآگاه دلشوره دارم و باعث حال تهوع میشه درحدی ک مثلا میخام با دوستان یا خودم برم بیرون استرسم میگیره وحالم بد میشه؟ چکارباید انجام بدم واینکه اعتماد بنفسم خیلی پایینه

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
1 ماه پیش
پاسخ به  Fatemeh

سلام به شما فاطمه جان
با توجه به اینکه این میزان اضطراب بر عملکرد شما تاثی گذاشته است بهتر است در همین زمان برای بررسی شرایط خود به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانیم با بررسی افکار،احساسات،عملکرد ،مدت زمان،شدت و…در کنار تشخیص گذاری به روند درمانی شما کمک کنیم.

شمیم
27 روز پیش

من هم دقیقا همین مشکلات رو دارم ولی شدید تر الان دیگ کنار خونوادمم ب شدت معذبم مدام حس میکنم موضوع بحث اطرافیانم و حتی مدتی هست از اضطراب شدید بدنم ب لرزه افتاده و درست هم نمیشه…. گاهی اوقات از شدت لرزش و استرس راه رفتنم یا حتی حرف زدنم هم نمیتونم کنترل کنم … لطفا کمکم کنید یا اگر مشاور خوبی سراغ دارید با اسمو ادرس معرفی کنید

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
27 روز پیش
پاسخ به  شمیم

سلام به شما شمیم جان
در این مسیر نیاز است که شرایط شما به صورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم تا بتوانید شرایط روحی بهتری را تجربه کنید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱

کیمیا
1 ماه پیش

سلام من یه دختر ۱۶ ساله هستم ۴ تا خواهر دارم خانوادم خیلی حساسن نمیزارن بریم بیرون چون دختریم نگرانمون میشن خیلی تو خونه حبسم خیلی سخته محبت هم بهمون نمیکنن تنها کاری ک میکنن غذا دادن ب مائه و لباس خریدن ۲۴ ساعته تو خونه نشستیم و هیچ جایی اجازه نداریم بریم حتی با خودشونم قبول نمیکنن بریم بیرون دخترای خیلی خوب و محجبی هستیم چیزی برای لو رفتن نداریم کار اشتباهی یا خطا انجام نمیدیم چون میترسیم از تو خونه حبس شدن خسته شدم حس میکنم اضطراب اجتماعی گرفتم نمیتونم درست با ادمای بیرون صحبت کنم باهاشون حرف… ادامه دیدگاه »

sama
1 ماه پیش

باسلام و خسته نباشید من یه دختر۱۸ساله هستم که قبل از دوران قرنطینه یه زندگی عادی رو میگذروندم و درس میخوندم بعد از قرنطینه من به خاطر مسائل درسی به طرف گپ و گروه های تلگرام کشیده شدم و بعد از چند ماه هم به گپای دوستانه و فلان کشیده شدم یه مدت یه معتاد خیییلی شدید به گوشی بودم طوری که بیشتر از ۸ساعت در روز رو چت میکردم اونجا با یکی اشنا شدم و دوست شدم اونم به خاطر اینکه همش میگفتم همه چی مجازیه و اهمیتی نداره بعد یه مدت متوجه شدم مامان و خواهرم کل چتامو… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
1 ماه پیش
پاسخ به  sama

سلام به شما سما جان ببین عزیزم شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما در این مسیر نیاز است که به آسیب های این روابط و مشکلاتی که می تواند برای شما ایجاد کند توجه داشته باشید . دقت کنید که سرزنش کردن خود به شما کمکی نمی کند در این مسیر بهتر است در احترام به احساسات و نیازهایی که دارید سعی کنید که از سرزنش کردن خود خوداری کنید چون سرزنش کردن کمکی به رفع مشکلات شما نمی کند . بهتر است سعی کنید اگر مسیری برای… ادامه دیدگاه »

Sana
2 ماه پیش

اینکه من ممکنه بعد اینکه مشکلم رو بگم فک کنید دیوونه شدم ولی واقعا اینطور نیست من نزدیک ۲ هفتس احساس میکنم تو خوابم و در حالی که نیستم احساس میکنم وقتی دارم عادی زندگیم رو میکنم در واقعه تو خوابه
بعضی موقع ها هم میگم نکنه الان تو خوابم و یه اتفاقی بیوفته قش کنم؟
دائم با خودم کلنجار میرم نمیدونم شایدم توهم میزنم🤷🏻‍♀️😔
باید با دکتر صحبت کنم که قرص بنویسه؟
این حس خوبی بهم‌ نمیده که تو خوابم و حس مرگ رو تجربه میده بهم

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  Sana

سلام به شما عزیزم برای تشخیص گذاری درست روی شما و ارئه درمان متناسب با نوع مشکل، نیاز هست که در ابتدا به صورت دقیق مورد ارزیابی بالینی قرار بگیرید. چنین نشانه هایی میتونه ناشی از اختلالی روانی باشه و یا میشه ناشی از استرس های محیطی باشه که بعد از مدتی و با یک درمان کوتاه از بین بروند. در هر حال شما نیازمند این هستین که ابتدا به روانشناس مراجعه کنید و در نهایت اگر ایشون تشخیص دادن که برای طی کردن روند درمانیتون نیاز به مصرف دارو دارید شما رو به رواانپزشک ارجاع میدن در غیر اینصورت… ادامه دیدگاه »

الهام
2 ماه پیش

با سلام و خسته نباشید. ممنون میشم من رو راهنمایی بفرمایین. من حدود ۱۰ ساله که ازدواج کردم. اوایل زندگی مشترکمون همسرم به شدت عصبانی بود و سر هر چیزی یه دعوای مفصل راه مینداخت و به قول معروف چشمشو میبست و دهنشو باز می کرد هر چی به دهنش میومد میگفت از فحش های رکیک گرفته تا توهین و تحقیر. البته این اخلاق تو کل خانواده شون هست و پدر و مادرش با این که سنشون هم بالاست ولی هر روز با هم دعوا میکنن. سال اول اونقدر خسته شده بودم که خواستم طلاق بگیرم ولی چون ظاهر همسرم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  الهام

سلام به شما ببینید عزیزم کاملا قابل درک هستش که رفتارهای سابق همسرتون تاثیرات سوء بسیاری روی وضعیت روانی شما گذاشته اما با توجه به اینکه میفرمایین همسر شما در حال حاضر از نظر رفتاری ملایم تر شدن و مثل سابق رفتار نمیکنن میتونه دلیلی بر این باشه که شما بتونید به فکر بازیابی سلامت روانتون باشید و بتونید رابطه مطلوبی با همسرتون برقرار کنید. این خیلی خوبه که شما به فکر سلامت روانتون هستید و البته که اگر همچنان تحت فشار هستین و در منزل رفتار مناسبی با شما نمیشه بهترین کار این هستش که جدا بشین اما دقت… ادامه دیدگاه »

معلم
2 ماه پیش

سلام من معلم هستم چند دانش آموز مضطرب دارم که نمی توانند در کلاس آنلاین شرکت کنند و یا در هنگام تماس آنلاین یا تلفنی دچار اضطراب شدید همراه با علائم گریه . نفس نفس زدن تعرق . لکنت. و فراموشی مطالب میشوند . سعی میکنم اضطراب را با تشویق و محبت کم کنم . از والدین خواستم در هنگام اشتباه دآ او را تنبیه نکنند. و در هنگام موفقیت حتی کوچک او را تشویق کنند . وضعیت چند دانش آموز بهتر شده است . اما برخی هنوز از پاسخ گویی و برقراری ارتباط در کلاس مجازی ترس دارند و… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 ماه پیش
پاسخ به  معلم

سلام به شما دوست عزیز نگرانی شما برای شاگرانی که دارید و اینکه سعی می کنید مسیر ارتباطی بهتری را ایجاد کنید قابل احترام می باشد اما گاهی اضطراب تنها بخاطر یک ترس طبیعی و یا شناخت ناقص و یا یک رفتار اشتباه معلم نیست و ریشه عمیق تری دارد و ممکن است که این دانش آموزان به اختلالات اضطرابی روبرو باشند و در این مسیر نیاز است که شما در احترام و بدون هیچ برچسب زدنی و با طی کردن مسیر و روند ارتباطی خود از خانواده بخواهید که برای بررسی شرایط کودکشان آنها را به صورت حضوری به… ادامه دیدگاه »

ترکی
2 ماه پیش

عالی بود ممنونم

بهار
2 ماه پیش

سلام. خسته نباشید. من ۱۸ سالمه و از طرفای ۱۳ سالگی خیلی درونگرا شدم. زندگیم رو مختل کرده. نمی‌تونم خواسته‌م و احساساتم رو بیان کنم.تو جمع خانوادگی اگه والدینم ازم نخوان ترجیحا نمی‌رم و بیهوده می‌بینم. گاها از جمع هامون خیلی لذت میبرم ولی وقتی تموم میشه و با خودم خلوت می‌کنم انگار از یه حصاری آزاد می‌شم.با مرد ها هم راحت نیستم و نمی‌تونم زیاد صحبت کنم حتی محارم. بدون نظر والدینم نمی‌تونم تصمیم بگیرم شاید از مسئولیتش می‌ترسم. میگن زبون ندارم حاضر جواب نیستم و خیلی خودم رو سرزنش میکنم که نمی‌تونم جواب شوخی ها رو بدم. انقدر… ادامه دیدگاه »

Last edited 2 ماه پیش by بهار
ویرایشگر
روانشناس
2 ماه پیش
پاسخ به  بهار

سلام به شما ببینید عزیزم اینکه شما تمایل بیشتری به تنهایی داشته باشید میتونه ناشی از درونگراییتون باشه و شما نباید بابت این مسئله خودتون رو سرزنش کنید. درونگرایی یک ویژگی شخصیتی تقریبا ثابت هستش و اینکه شما و اطرافیانتون بخواین به اجبار خودتون رو تبدیل به فردی برون گرا بکنید اصلا درست نیست و میتونه به شما آسیب بزنه ولی در مورد عدم اعتماد به خود و عدم مسئولیت پذیریتون و اینکه میفرمایین خانوادتون نسبت به این مسئله بسیار حساس شدن و روی شرایط خلقی خودتون تاثیر گذاشته نیاز هست که بررسی ها و اقدامات لازم انجام بگیره و… ادامه دیدگاه »

امی
3 ماه پیش

سلام
بنده چند دوست داشتم که الان با هم دیگر قهر هستیم.
و در یک کوچه هستیم و از رفت و آمد در ان کوچه بنده بیزار هستم و ۱۵ سال سن دارم و یک جورایی از اینکه از آن کوچه رد شوم و انها مرا مسخره کنند میترسم.
و اضطراب دارم وقتی که می خواهم از کوچه رد شوم.
باید چگونه ترس و اضطراب خودم رو بشکنم؟؟
ممنون خسته نباشید.

armin
3 ماه پیش

با سلام بنده ۴۷ ساله و متاهلم الان چند سالی هست از یه موضوع روانی رنج میبرم به عنوان مثال بعضی وقتها با خدا شرط میکنم اگه کار بدی کردم فلان نعمت رو ازم بگیر بعدش نمیتونم به قولم وفا کنم سپس ترس و اضطراب میگیرم که خدا اون نعمت رو از دستم خواهد گرفت و من بیچاره خواهم شد و همچنین وقتی دچار مشکلات فراوان میشم این احساس بهم دست میده که خدا به خاطر کارهای بدی که انجام میدم این مشکلات رو روانه زندگیم کرده خواهشا راهنمایم فرمایید که چیکار کنم تا از شر این افکار رها شم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
3 ماه پیش
پاسخ به  armin

سلام به شما آقا امین این افکار و احساساتی که شما تجربه می کنید می تواند نشان از وسواس فکری داشته باشد و باورهای بنیادینی که در شما وجود دارد در این مسیر نیاز است که شما برای بهبود شرایط روحی خود به روان درمانگر مراجعه کنید تا به شما کمک شود تا در اول این مشکلات روحی را بهبود ببخشید و بتوانید برای ادامه مسیر بدون ترس و اضطراب پیش بروید . اینکه شما خودتان را دائم در افکارتان و عمل کردن در معرض آزمون قرار می دهید و آزمونی که شکست در آن نتایج آسیب زایی دارد خب… ادامه دیدگاه »

رعنا
3 ماه پیش

سلام،من دختر هفت ساله ای دارم که شب کنار من میخوابه و حتما باید موقع خواب دست من رو بگیره ،صورت من به سمت اون باشه و وقتی باهاش مطرح میکنم که تنها باید بخوابه از حرفم واقعا وحشت میکنه،اتاقشو اونطور که دوست داره تزیین کردم،شب پیشش نشستم تا بخوابه ،داستان براش خوندم،ولی فایده نداشته،این نکته رو هم اضافه کنم که در سن سه یا چهار سالگی یکبار در منزل عموش در اتاق به همراه دختر عموش گیر کرده بودن و در باز نمیشد،و یکم طول کشیده تا بقیه متوجه بشن و در رو باز کنن، دخترم تنها اگر حمام… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  رعنا

سلام به شما رعنای عزیز دختر خانم شما مبتلا به اختلال اضطراب جدایی هستن و البته که تجربه ای که در گذشته داشتن می تونه علت بروز و یا تشدید این اختلال شده باشه. در چنین شرایطی که شدت اختلال شدید هست نیاز هستش که به صورت حضوری به روانشناس کودک مراجعه کنید تا راهکار درمانی مناسب رو اتخاذ کنید ولی به طور کلی می تونید از روش های تشویق و دادن پاداش و حساسیت زدایی سیستماتیک و مرحله ای برای رفع این مشکل استفاه کنید به این صورت که به یکباره انتظار نداشته باشید که دختر خانم شما صرف… ادامه دیدگاه »

ُSima
3 ماه پیش

با سلام . آقای دکتر من مشکل اضطراب دارم. مادرم، خانواده مادرم (دایی و خاله هام) و پدر بزرگم (پدر مادرم) همگی بیماری عصبی داشتند . من همش تو ذهنمه که استرس من ارثیه و کاری از دستم بر نمیاد و خوب نمیشم. هر کاری می کنم این فکر از ذهنم بیرون نمی ره. اخیرا چند تا مقاله هم خوندم که ممکنه بیماریهای عصبی مثل دیابت ارثی باشه. این مساله وضعیت من را بدتر کرده. خیلی ممنون میشم جواب منو بدین.

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
3 ماه پیش
پاسخ به  ُSima

سلام به شما سیما جان در این مورد نیاز است که شما برای درمان خود اقدام کنید حتی اگر جنبه ارثی و تربیتی هم این اضطراب ها داشته باشند می توانند با طی کردن روند درمانی بهبود یابند . اینکه شما دائم به این موضوع فکر کنید که ارثی می باشد یا خیر و یا فکر کنید هرگز خوب نمی شویدو… هیچ کمکی به رفع مشکلات شما نمی کند پس بهتر است برای بهبود شرایط روحی خود به متخصص مراجعه کنید و جلسات درمانی خود را سپری کنید تا شرایطی متفاوت از دیگر اعضای خانواده تجربه کنید. درمسیر می توانید… ادامه دیدگاه »

3 ماه پیش

سلام یک سالو نیم هست که من همش فکر میکنم همین الان میمیرم وقتی که این حالت بهم دست میده عرق سرد تپش قلب تمام عضلات بدنم میگیره تنگی نفس و…. باید چه کاری انجام بدم

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
3 ماه پیش
پاسخ به  Mohammadrezs

سلام به شما آقا محمد رضا این علایمی که بیان می کنید می تواند حمله پانیک باشد اما برای بیان تشخیص دقیق نیاز به مراجعه حضوری می باشد اما این بیماری یا حمله پانیک هجوم ناگهانی وحشت زیاد است که باعث بروز واکنش‌های فیزیکی در بدن می‌شود. با این همه، این نوع حملات معمولاً خطر جدی به حساب نیامده و علت مشخصی هم ندارند. این نوع حملات می‌توانند بسیار ترسناک بوده و فرد احساس می‌کند که کنترل خود را از دست داده، دچار حمله‌ی قلبی شده و یا حتی دارد می‌میرد. حمله پانیک ناتوان‌کننده بوده و منجر به بی‌حرکتی فرد… ادامه دیدگاه »

آماندا
3 ماه پیش

درود بر شما و خدا قوت.دختر هستم و ۱۶.از وقتی در قرنطینه بودم(اسفند ماه سال۹۸)تا به الان ، رفتار و شخصیتم با کسی که قبلاً بودم فرق می‌کنه.زودتر عصبانی میشم،گریه میکنم.از جمع خوشم نمیاد.دوست دارم همه ی روزو بخوابم.به نظر خودم این تغییر واقعا به ضررم بوده.من تا ۱۴ سالگی هیچوقت حس تنفر از خود نداشتم هیچوقت احساس گناه نمی‌کردم. هیچوقت احساساتم رو پنهون نمی‌کردم.اما از وقتی کرونا اومد همه چیز تغییر کرد.اولاش فکر کردم موقته ولی بعدش ، شدید و شدیدتر شد.رویاهایی که همیشه میخواستمشون دیگه برام اهمیتی ندارند.وانمود میکنم خوشحالم ولی نیستم.اغلب گریه هامو ساکت میکنم.کسی از خانواده… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  آماندا

سلام به شما عزیزم با توجه به اینکه از بعد از شیوع کرونا و دوران قرنطینه این تغییر و تحولات در شما ایجاد شده نیاز هست که در ابتدا بررسی بشه که احساس شما نسبت به بیماری کرونا و نوع رفتار پیشگیرانتون نسبت بهش چطور بوده؟ آیا استرس زیادی رو متحمل شدین؟ روابطتون با اقوام و دوستان در این دوران به چه صورت بوده؟ آیا به طور کامل ارتبطاتون رو باهاشون قطع کردین یا رابطتون ادامه داشته باهاشون؟ در ظی این مدت بیشترین مسئله ای که شما رو آزرده می کرده چی بوده؟ لطفا در مورد این دوران بیشتر توضیح… ادامه دیدگاه »

آماندا
3 ماه پیش
پاسخ به  روانشناس

در ابتدا امید داشتم این پاندمی زود تموم شه تا من زودتر پیش دوستام برگردم و مانند گذشته زندگی کنم.رابطه ام با دوستانم را از طریق شبکه های اجتماعی حفظ کردم و با نها در ارتباطات هستم.اقوام خودمان را از همان ابتدا پاندمی به تعداد انگشت شماری دیدم و دیگر به جز با خواهر، مادر و مادربزرگ و پدربزرگم با کس دیگری نبودم.من آدم اجتماعی بودم و بسیار علاقه مند به شرکت در جشنواره ها، خواندن درس ها و تحقیق کردن درباره همه چیز . اما همانطور که گفتم دیگر اونطوری نیستم.بیشترین چیزی که من رو آزار میده اینکه چندین… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس
3 ماه پیش
پاسخ به  آماندا

سلام به شما ببینید عزیزم در حال حاضر شرایط بسیار خاص و متفاوت است و کاملا طبیعی هستش که این دوران با سختی طی بشه ولی مسئله ای که هست اینه که تقریبا ۱۴ ماه هستش که همه ما با این شرایط داریم زندگی می کنیم در ابتدا اظلاعات در مورد ویروس کرونا بسیار کم بود، به همین دلیل به افراد توصیه میشد که حدالامکان در منزل بمونن و حتی برای مدت کوتاهی از تمام تفریحات خود چشم پوشی کنن شاید تصور این بود که این دوران خیلی سریع سپری خواهد شد اما در حال حاضر اطلاعات بیشتری از این… ادامه دیدگاه »

باب اسفنجی
3 ماه پیش

با سلام و خسته نباشید من یک اضطراب عجیبی دارم ک فکر میکنم بخاطر ترس از تنهایی باشه تا حالا رابطه جنسی و دوست دختر نداشتم و ۲۷ سالمه با پیشینه مذهبی قوی ک الان کم رنگ شده مثلا وقتی هم خونه ایم با طرفش توی اتاق جدا سکس دارن به شدت دچار تعریق ، ضربان قلب، تنگی نفس میشم مثلا وقتی با دوستان صحبت از داستان های سکس با دوست دختراشون میشه احساس دلشوره و تو خالی بودن میکنم مثلا وقتی میشنوم دختری قبل ازدواج رابطه کامل داشته احساس بدی پیدا میکنم این حالت بخاطر ترس از تنهاییه یا… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
3 ماه پیش
پاسخ به  باب اسفنجی

سلام به شما دوست عزیز برای پاسخ به این سوال شما نیاز است که احساسات و افکار و هیجاناتی که شما در زمان روبرو شدن با مسائل جنسی تجربه می کنید مورد بررسی دقیق قرار گیرد و در طی جلسات مشاوره این موضوعات مشخص شود اگر این شرایط و اضطرابی که تجربه می کنید بر روند زندگی شما تاثیر داشته است نیاز است که به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه داشته باشید . دیدگاهای مذهبی شما و یا ترس از تنهایی و حتی دیدگاه شما به رابطه جنسی و ازدواج همه در کنار هم می تواند در یک جهت قرار… ادامه دیدگاه »

باب اسفنجی
3 ماه پیش

سپاس گزارم

علیرضا
3 ماه پیش

سلام من در دوران کودکی کم رو و بی اعتماد بنفس نبودم ولی بعد ها کم رویی و بی اعتماد بنفسی من شروع شد تا چند وقت پیش فکر میکردم که مشکل من ضعف اعتماد بنفس و کم رویی باشه ولی متوجه شدم که بیشتر از همه اضطراب اجتماعی ازارم میده . یه مشکل دیگه که خیییلی ازارم میده اینه که الان قدرت انتخاب ندارم من از دوران جوانی به کارگردانیه سینما و بازیگری علاقه داشتم ولی هی رفتن به سراغ این علاقه رو عقب انداختم .من در رشته مهندسی برق تحصیل کردم و سر کار دولتی هستم حالا بین… ادامه دیدگاه »

negar
3 ماه پیش

سلام آقای دکتر.وقتتون بخیر ببخشید من یه مشلی دارم تقریبا ۵ ماه میشه که خوابم شدیدا مشکل پیدا کرده. به این صورت که موقعی که میخوام از خواب خودم بیدار بشم لحظه بیدار بشم احساس فلجی بهم دست میده هر چقدر سعی میکنم نمیتونم دستو پامو تکون بدم.احساس خفگی شدید بهم دست میده و همش سعی میکنم زود زود نفس بکشم.یعنی خودم احساس میکنم هوشیارم ولی نمیتونم تکون بخورم. باید کلیی زوور بزنم تا بتونم یه قسمتی از بدنمو تکون بذم ولی به محض اینکه تکون دادم این حالت برطرف میشه و وقتی از خواب بیدار میشم شدیدا تپش قلب… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
3 ماه پیش
پاسخ به  negar

سلام به شما نگار جان ببین عزیزم در این مورد نیاز است که شما هم به متخصص اعصاب و روان مراجعه کنید و هم روان پزشک چون این شرایط نیاز به بررسی دقیق دارد اما این علایمی که بیان می کنید نشان از فلج خواب دارد اما برای تشخیص گذاری دقیق نیاز به بررسی می باشد . فلج خواب زمانی اتفاق می افتد که وقتی بیدار می شوید یا به خواب می روید ، نمی توانید عضلات خود را حرکت دهید. این به این دلیل است که شما در حالت خواب هستید اما مغز شما فعال شده است. در ابتدا… ادامه دیدگاه »

محمد حسین
4 ماه پیش

سلام. من همیشه برای ارائه دادن دروس و برای امتحانات شفایی و حتی کتبی و هر چیزی مشابه اینها استرس دارم. وقتی هم استرس دارم نمی تونم اون چیز هایی که از گذشته می دانستم را به یاد بیارم و نم توانم خوب فکر کنم. تعادل فکریم بهم می ریزه و تنها چیزی که در ذهنم باقی می مونه، مطالعاتیه که جدیدا برای امتحان مرور کردم. اگر کسی اشکال کنه هیچ جوابی نمی تونم بدم، مگر اینکه قبلا سوالش رو توی مطالعاتم دیده باشم و جوابش رو هم خوانده باشم. چه راهکاری رو برام پیشنهاد می کنید؟

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
4 ماه پیش
پاسخ به  محمد حسین

سلام به شما آقا محمد حسین دقت کنید شما به دلیل اضطراب بالایی که تجربه می کنید با کاهش عملکرد مواجهه می شوید و این به این معنا نیست که شما پاسخ این سوالات را ندارید بلکه به این معنا می باشد که از اطلاعات ذهنی خود به دلیل اضطراب بالا نمی توانی به درستی استفاده کنید به همین دلیل هم فکر می کنی باید حتما با خواندن سوالات از قبل کنترل کامل داشته باشی. در این مسیر بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانیم با بررسی افکار ، احساسات ، هیجاناتی که تجربه می کنید… ادامه دیدگاه »

رویــا
4 ماه پیش

من همش ترس سراغم میاد، ترس ازدست دادن، ترس خیانت، ترس دروغ گفتن. ـخسته شدم دلم میخوادبه یکی اعتمادکنم.. بخدا زندگی داره خسته م میکنه فقط ب مرگ فکرمیکنم

ویرایشگر
روانشناس
4 ماه پیش
پاسخ به  رویــا

سلام به شما
رویا جان این افکار و ترس های متعاقب آن نشان دهنده وسواس فکری هستن که برای درمان نیاز هست به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید و تحت روان درمانی قرار بگیرید تا بتویند نتیجه مطلوبی دریافت کنید.
روانشناس
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵

Amirreza
4 ماه پیش

ببخشید من ۱۳ ساله هستم من قبلا هم مشکل توهم داشته ام احساس می کنم ترس من برگشته است چون خانواده ام می گویند تو خواب حرف نی زنم راه می روم
دیگه نمی خوام زندگی کنم نمی خوام نفس بکشم می خوام خودمو تو یک جنگل تاریک گم کنم

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
4 ماه پیش
پاسخ به  Amirreza

سلام به شما آقا علیرضا
در این مورد نیاز هست که شما حتما به روانشناس و روان پزشک مراجعه حضوری داشته باشید این مشکلات شما قابل درمان هست پس بهتر است از سرزنش کردن خودت خوداری کنی و از خانواده بخواهید که شرایط مراجعه به متخصص را برای شما ایجاد کنند تا شما بتوانید شرایط بهتری را تجربه کنید و مشکلات شما در مسیر درمانی قرار گیرد .

.... ناشناس
5 ماه پیش

سلام مشاور عزیز
یک جا شما نوشته اید بیماری طولانی مدت باعث اضطراب میشه!؟
من دختری ۲۲ساله هستم و تقریبا ۹سال قرص دپاکین ۵۰۰مصرف میکنم زیر نظر دکتر هستم به علت بیماری تشنجم البنه ارثی نبوده زمان بچگی امپول اشتباهی زدن و من تب کردم و تشنج کردم و الان باوجود این قرص و زیرنظر دکتر ۹سال که تشنج نمیکنم، سوالم از شما اینه ایا استرس و اضطراب و ریزش مو و کمی اعتماد بنفسم بخاطر این بیماری هستش؟؟
تورخدا جواب بدین خیلی به کمکتون احتیاج دارم؟؟؟؟ 🙏🙏🙏🙏🙏

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
5 ماه پیش
پاسخ به  .... ناشناس

سلام به شما دوست عزیز اینکه شما این جمله را از کجا خوانده اید و آیا یک مقاله عملی می باشد یا خیر در این مورد اطلاعی نداریم اما دقت کنید که حتی در مقالات بسیار معتبر و با هنجاریابی بسیار بالا بازهم اطمینان صد در صد وجود ندارد که برای همه افراد با این متغییرها حتما این اتفاق رخ می دهد . در این مورد نیاز است که شما بیماری خود را بشناسید و عوارض دارو و مسیر بهبود و روند درمانی خود را به کمک متخصص خودتان بررسی کنید تا بتوانید با پذیرش بیماری خود ادامه مسیر رشدی… ادامه دیدگاه »

1 5 6 7
5 2 رای
امتیاز شما (روی ستاره سمت چپ بزنید↓)