10 درمان گیاهی اختلال دوقطبی ریشه والرین ، زیتون ، ماهی

۱۰ درمان گیاهی اختلال دوقطبی / ریشه والرین ، زیتون ، ماهی

مرداد ۱۶, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
اسکیزوفرنی و ازدواج آیا با افراد اسکیزوفرنی ازدواج کنیم؟

اسکیزوفرنی و ازدواج / آیا با افراد اسکیزوفرنی ازدواج کنیم؟

مرداد ۱۵, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
افسردگی و احتمال خودکشی چگونه از بروز خودکشی جلوگیری کنیم؟

افسردگی و احتمال خودکشی / چگونه از بروز خودکشی جلوگیری کنیم؟

مرداد ۲۹, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

جدیدترین روش درمان اضطراب – کمک از CBT

بهمن ۲۶, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
احساس افسردگی می کنید؟ وضعیت بحرانی تر خواهد شد اگر...

احساس افسردگی می کنید؟ وضعیت بحرانی تر خواهد شد اگر…

شهریور ۲۴, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
اختلال دوقطبی در کودکان ، چگونه تشخیص تا درمان

اختلال دوقطبی در کودکان ، چگونه تشخیص تا درمان

مرداد ۱۵, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
بیست و شش مهارت برای مقابله با استرس

بیست و شش مهارت برای مقابله با استرس

مهر ۱۵, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
افسردگی در دوره بلوغ را تشخیص دهید پیشگیری و درمان

افسردگی در دوره بلوغ را تشخیص دهید / پیشگیری و درمان

مرداد ۱۸, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
اختلال اضطراب اثرات اضطراب بر روی بدن

اختلال اضطراب | تاثیر اضطراب بر روی بدن

مرداد ۵, ۱۳۹۷/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
فرد وابسته و وابستگی شخصیت

مهارت های تحول زندگی اختلال شخصیت وابسته |بخش دوم

اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۸/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده
بوسپیرون و افسردگی - تداخل دارویی و عوارض

بوسپیرون و افسردگی

آبان ۲۱, ۱۳۹۸/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

خطر خود شیفتگی و آثار ویرانگر آن را بیشتر بشناسید

اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۸/توسط دکتر سارا نظری مقدم

اختلال افسردگی یک بیماری معمول و جدی پزشکی است که منفی بر احساس شما، نحوه فکر کردن و نحوه رفتار شما تاثیر می گذارد.

خوشبختانه، این نیز قابل درمان است. افسردگی احساس غم و اندوه و / یا از دست دادن علاقه به فعالیت های یک بار لذت می برد.

این می تواند منجر به مشکلات مختلفی از لحاظ احساسی و جسمی شود و توانایی فرد در کار و در خانه را کاهش دهد.

اختلال افسردگی

علائم اختلال افسردگی

علائم افسردگی می تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد و می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • احساس ناراحتی یا خستگی افسرده
  • از دست دادن علاقه و یا لذت بردن از فعالیت های یک بار لذت می برد
  • تغییرات اشتها – کاهش وزن یا افزایش غیر مرتبط با رژیم غذایی
  • مشکل خوابیدن یا خوابیدن بیش از حد
  • از دست دادن انرژی یا افزایش خستگی
  • افزایش فعالیت فیزیکی بدون هدف (به عنوان مثال، دست زدن به دست و یا قدم زدن) یا حرکات آرام (اقدامات قابل مشاهده توسط دیگران)
  • احساس بی ارزش یا گناه
  • دشواری تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری
  • افکار مرگ یا خودکشی

علائم باید حداقل دو هفته برای تشخیص افسردگی ادامه یابد.

علائم فیزیکی افسردگی

  1. مشکلات تیروئید
  2. تومور مغزی
  3. کمبود ویتامین

می تواند علائم افسردگی را تقلید کند، بنابراین مهم است که علل عمومی پزشکی را کنار بگذاریم.

افسردگی شدید در زنان و نشانه های تشخیصی آن
بوسپیرون و افسردگی - تداخل دارویی و عوارض

چه کسانی مستعد افسردگی هستند؟

افسردگی در ۱۵ سال بزرگسال (۷/۶٪) برآورد شده است. و یکی از شش نفر (۶/۱۶٪) بعضی اوقات در زندگی خود دچار افسردگی می شوند.

افسردگی می تواند در هر زمان، اما به طور متوسط، در ابتدای ظهور نوجوانان تا اواسط دهه ۲۰ ظاهر می شود.

زنان به علت افسردگی بیشتر از مردان هستند. برخی مطالعات نشان می دهد که یک سوم زنان در طول زندگی خود یک قسمت افسردگی عمده را تجربه خواهند کرد.

افسردگی از غم و اندوه متفاوت است؟

مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن یک کار یا پایان دادن به یک رابطه، تجربیات سخت برای یک فرد برای تحمل است.

برای احساس غم و اندوه در پاسخ به چنین شرایطی، طبیعی است.

کسانی که از دست دادن تجربه می کنند، اغلب خود را “افسرده” توصیف می کنند.

اما غم انگیز بودن این نیست که افسردگی وجود دارد.

فرایند گرایش طبیعی و منحصر به فرد برای هر فرد است و برخی از ویژگی های مشابه افسردگی را نیز به اشتراک می گذارد.

هر دغدغه و افسردگی می تواند غم و اندوه شدیدی از فعالیت های معمول داشته باشد.

افسردگی از غم و اندوه متفاوت است؟

راه تشخیص افسردگی از غم و اندوه

در غم و اندوه، احساسات دردناک در امواج می آیند، اغلب با خاطرات مثبت مرده مخلوط می شوند.

در حالت افسردگی، خلق و خو و یا علاقه (لذت) برای بیشتر دو هفته کاهش می یابد.

در غم و اندوه، عزت نفس معمولا حفظ می شود. در افسردگی عمده، احساس بی ارزش بودن و خودخواهی، شایع است.

برای برخی از افراد، مرگ عزیزان می تواند افسردگی بزرگی ایجاد کند. از دست دادن شغل یا تبدیل شدن به یک قربانی یک حمله فیزیکی یا یک فاجعه بزرگ می تواند منجر به افسردگی برای برخی افراد شود.

هنگامی که غم و اندوه و افسردگی هم وجود دارد، غم و اندوه شدید تر و طولانی تر از غم بدون افسردگی است.

با وجود برخی همپوشانی بین غم و افسردگی، آنها متفاوت هستند.

تمایز میان آنها می تواند به کمک مردم، کمک و یا درمان آنها کمک کند.

آیا افسردگی منجر به خسته شدن شما می شوند؟ سندرم افسردگی چیست
مشاوره افسردگی چیست - احساس افسردگی کردن

عوامل خطر برای افسردگی

افسردگی می تواند بر هرکسی، حتی شخصی که به نظر می رسد در شرایط نسبتا ایده آل زندگی می کند، تاثیر بگذارد.

عوامل متعددی در افسردگی نقش دارند:

بیوشیمی

تفاوت های شیمیایی خاصی در مغز ممکن است به علائم افسردگی کمک کند.

ژنتیک

افسردگی می تواند در خانواده ها اجرا شود. به عنوان مثال، اگر یک دوقلو یکسان دارای افسردگی باشد، دیگر احتمال ۷۰ درصد در معرض بیماری در زندگی وجود دارد.

مشاوره حضوری آنلاین و تلفنی

شخصیت

افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند و به راحتی تحت فشار قرار می گیرند یا افرادی که به طور کلی بدبین هستند احتمال بیشتری دارند که افسردگی را تجربه کنند.

عوامل محیطی

قرار گرفتن در معرض خشونت، غفلت، سوء استفاده یا فقر مستمر ممکن است برخی افراد را به افسردگی آسیب برساند.

10 روش درمان طبیعی افسردگی
اگر احساس غمگینی و تنهایی می کنید، حتما بخوانید
غول افسردگی را شکست دهیم
PHOBIA
سارا نامجو حساسیت زدایی چشم و مجدد پردازش
فرد وابسته و وابستگی شخصیت
مهارت طلایی رهایی از اختلال شخصیت وابسته
هیپنوتیزم درمانی چیست؟ ویدیو روانشناسی

213
دیدگاه بگذارید

56 رشته نظرات
157 پاسخ ها به رشته نظرات
8 دنبال کنندگان
 
نظران بیشتر دیده شده
داغترین رشته نظرات
51 نویسنده نظر
  مشترک شوید  
جدیدترین ها قدیمی ترین ها بیشترین امتیاز
قابل توجه
مریم

با سلام .خانمی هستم ۱۸ ساله .به تازگی یعنی حدود ۴ماه است که با شریک عاطفی خود رابطه ام را از دست داده ام.
در این مدت خیلی تلاش کرده ام تا خودم را نبازم و دائم در حال مصنوعی و الکی خندیدنم تا باور کنم حالم خوب است
ولی در دلم غم بزرگی هست که نمیتوانم ارام بگیرم
حواس پرت شده ام و خیلی از چیزهامو گم کرده ام .
بدخلقی میکنم و زود عصبانی میشوم
دلم همیشه گرفته هست
احساس بدی دارم
نمیتوانم گریه کنم
ذارم اذیت میشم
نمیدونم باید چیکار کنم
میشه راهنماییم کنید؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل احترام می باشد اما بهتر است دقت داشته باشید که شما هنوز در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش به جنس مخالف با بزرگنمایی و خیالپردازی همراه می باشد و نیاز است که شما در کنار احترام به احساسی که تجربه کرده اید سعی کنید شرایط سنی خودتان را نیز مد نظر قرار بدهید تا بتوانید شرایط روحی بهتری را تجربه کنید . روابط در سن نوجوانی چون به صورت هیجانی در مورد آن تصمیم گیری می شود و بر مبنای شناخت نمی باشد دوام زیادی ندارد و… ادامه دیدگاه »

لیندا

باسلام و خسته نباشید. من خانم ۲۵ ساله و متاهل هستم که ۲ ساله ازدواج کردم، دوران دبیرستانم فوق العاده بود و دانش آموز عالی بودم و اهداف زیادی داشتم ولی مشکل الان نزدیک ۱ سال و نیمه که میخام برای کنکور ارشدم بخونم و نمیتونم. هم قدرت تصمیم گیری ندارم و هر لحظه یک تصمیم میگیرم و هم احساس پوچی دارم و با جدیت به برنامه هام متعهد نمیمونم و پشتکار کافی رو ندارم. جدیدا زود عصبانی هم میشم و احساس میکنم مغزم بهم ریخته. آیا من افسردگی دارم؟ و نیاز به دارو دارم؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز علایمی که شما بیان می کنید می تواند به دلایل مختلفی رخ بدهد و افسردگی به تنهایی نمی تواند عامل آن باشد دقت کنید شما در زمان فعلی متاهل می باشید و درگیری های شما با دوران نوجوانی تفاوت زیادی دارد و مقایسه کردن خودتان با آن زمان کمک زیادی به شما نمی کند و سرزنش کردن خودتان نتیجه بخش نمی باشد و نیاز است بر مبنای شرایط فعلی در این مورد تصمیم گیری کنید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید . برای تشخیص افسردگی نیاز است که علایم شما بررسی دقیق تری… ادامه دیدگاه »

لیندا

باعرض سلام مجدد وتشکر بابت پاسخگوییتون. ۱/ تاجایی که یادمه ۴-۵ ماه هستش که احساس پوچی دارم. به نظر خودم دلیلش اینه که روزی هزار تا برنامه مینویسم ولی نمیتونم بهش متعهد بمونم و در ضمن من اهداف بزرگی داشتم مثل نفر برتر کنکور شدن و بورسیه گرفتن ورفتن به خارج از کشور. و حتی موقع ازدواج هم همسرم رو به نوعی جوری انتخاب کردم که با این شرایط و با درس خوندنم موافق باشه و اونم همیشه میگه که تو درستو بخون و موفق شو من ازت غذا و کار خونه نمیخوام ولی فقط بخون. ۲/ خوابم زیاد شده… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام مجدد دوست عزیز علایمی چون افزایش وزن ، پرخوابی، احساس سردرگمی، عمل نکردن به برنامه های روزانه و خلق متغییر می تواند نشانه های افسردگی محسوب شود اما بازهم نیاز به بررسی دقیق در مصاحبه بالینی می باشد و در کنار این موارد اینکه شما مکرر برنامه های خود را تغییر می دهید و همچنین دائم افکار مرگ عزیزانتان را دارید می تواند نشانه های وسواس فکری باشد که تاثیر زیادی در عملکرد شما دارد و نیاز است که شما در اول برای بهبود شرایط روحیتان چند جلسه مشاوره دریافت کنید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط… ادامه دیدگاه »

سارا

سلام وقت بخیر
سه ساله که با کسی در رابطه ام و حالا مدتیه رابطمون که به حدی فوق العاده جدی رسیده به دلیل اشتباهات مکرر من داره تموم میشه من میخوام درستش کنم اما طرف مقابلم اصلا نمیخواد ی فرصت دوباره بهم بده من بهش حق میدم اما این بار با همه وجودم مطمئنم که میتونم جبران کنم و اون باور نمیکنه چیکار باید بکنم؟
؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
اطلاعات بیشتری در این زمینه در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
۱٫ هریک از شما چند سال دارید؟
۲٫ منظور از اشتباهات مکرر چیست؟
۳٫ معیارهای شما برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟
۴٫ دیدگاه ایشان در مورد اشتباهات شما چیست؟

Parsa

با سلام من تقریبا هر یکی دوسال یک بار دچار افسردگی میشم یه سری فکر هایی توی سرم میاد که خیلی منو درگیر می کنه مثلا خیلی وقت پیش ها یه فیلمی دیدم که درباره ی خواب بود و مثلا یه نفر توی یه خواب گیر میکرد و دیگه نمی تونست در بیاد و به دنیای واقعی برگرده منم وقت هایی که افسردگی میگیرم همش از اینجور فکر ها میاد سراغم و از همین رو به چند تا سایت مراجعه کردم که یکی دوتاشون می گفتند که ممکنه این جهان همش یه خواب باشه یا توهم من یا تو باشه… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز داشتن علایم افسردگی در مقدار خفیف برای همه انسان ها وجود دارد و می توانند در زمان های مختلف این احساسات را تجربه کنند اما برای اینکه بتوان بیان کرد که فردی افسردگی دارد نیاز است یک سری علایم را در مدت زمان مشخص داشته باشد از جمله این علایم: دوره افسردگی باید حداقل دو هفته ادامه داشته باشد و نیاز است که حداقل فرد ۴ مورد از علایم زیر را نیز داشته باشد ۱٫ تغییرات در اشتها و وزن ۲٫ تغییرات در خواب و فعالیت ۳٫ فقدان انرژی ۴٫ احساس گناه ۵٫ مشکل… ادامه دیدگاه »

Parsa

۱ ۱۵ سالمه
۲ حدودا ۲ ماهه و اینکه حدودا ۱ سال پیش هم این افکار تو سرم بود ولی تونستم فراموش کنم ولی این ۲ ماهه دوباره منو درگیر کرده
۳ از اینکه الان واقعا خوابم یا اینکه این دنیا یه توهمه خیلی می ترسم
۴ چون به پدر مادرم خیلی علاقه دارم خیلی وقت ها فکر هایی به سرم میاد که اگه خدایی نکنه فوت کنن من باید چی کار کنم و این حرفا و ناخود آگاه میزنم زیر گریه ولی بیشتر اون فکر که دنیا یه خواب یا یه توهمه منو درگیر کرده

مشاور

دوست عزیز همینطور که در تایپیک قبلی اشاره کردم شما به نظر نمی رسد که افسردگی داشته باشید و شرایط روحیتان نیز بیشتر بخاطر وسواس فکری که در شما مشاهده می شود بهم ریختگی دارد چون وسواس نیز بر عملکرد فرد و شرایط روحی او تاثیر زیادی دارد . اختلالات وشواس با اضطراب همراهی دارد و فرد ممکن است بعد از عمل وسواسی نیز از اضطراب او کاسته نشود و این موضوع مانند یک چرخه تکرار می شود. این افکار ریز تاثیر زیادی بر عملکرد فرد می گذارد و وقت گیر می باشند و در کارکرد اجتماعی ،شغلیو یا حوزه… ادامه دیدگاه »

لیلا

سلام من دختری ۱۹ ساله هستم که امسال برای بار دوم میخواهم کنکور بدهم ولی الان دوما هاز پاییز گذشته و من نتوانسته ام درستو حسابی به درس هایم رسیدگی کنم درحالی که خانواده فکر میکنند سرگرم درس خواندن هستم اما شب ها هنگام درس خواندن یهو بغضم میگیرد و و دلشوره اجازه نمیدهد به درس خواندن ادامه دهم و دوستد ارم خودم را با فضای مجازی سرگرم کنم تا این اضطراب و استرت دست از سرم بردارد..دائم دلم برای دوستی که به او وابستگی دارم تنگ میشود اما از طرفی نمیتوانم با او حرف بزنم چون احساس میکنم وابستگیم… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز زمانی که افراد از نظر روحی در شرایط مناسبی قرار نداشته باشند عملکرد کاری و درسی آنها نیز با اوفت روبرو می شود و نمی توانند عملکرد اصلی خود را داشته باشند چون تمرکز انها به سمتی دیگر می رود که شاید بهرمندی لازم را نداشته باشد و از نظر روحی نیز مانند یک چرخه شرایط روحی فرد بهم ریختگی بیشتر خواهد داشت . با توجه به شرایطی که بیان می کنید نیاز است در اول به صورت حضوری برای بهبود شرایط روحیتان به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانید در کنار بهبود شرایط… ادامه دیدگاه »

setareh

سلام من خانمی ۲۵ساله هستم ویک دختر ۴ساله دارم وبخاطر بداخلاق بودن شوهرم دیگه از دست دنیاهم خسته شدم همش دوست دارم خودکشی کنم، توهیچ جمعی شاد نیستم نه دوست دارم جایی برم ونه کسی خونمون بیادباهیچی هم حالم خوب نمیشه

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
۱٫ همسرتان چند سال دارند؟
۲٫ دلیل همسرتان برای قطع ارتباط با دیگران چیست؟
۳٫ واکنش شما در مقابل ایشان چگونه می باشد؟
۴٫ چند مدت است افکار خودکشی دارید؟

setareh

همسرم۲۸ساله هست، اون برعکس من همیشه دوست داره توجمع باشه، همیشه بادوستانش مسافرت های مجردی میره ولی بامن هشت سال است ازدواج کردیم حتی یه بار تنهایی مسافرت نرفتیم همیشه باچند خانواده مسافرت رفتیم، من از وقتی که شوهرم درزندگی هیچ توجهی به نظر وسلیقم نداشته درهیچ موردی بامن مشورت نمیکنه، این احساس بهم دست داده، انگار که من یه بچه هستم واون برام تصمیم میگیره درهر مواردی که باشه

مشاور

در این مورد نیاز است که در مورد دیدگاه همسرتان نیز اطلاعاتی به ما بدهید و اینکه شما واکنشتان چگونه می باشد و همسرتان دلیل تنها نرفتن به مسافرت را چه چیزی بیان می کنند ؟
رابطه عاطفی و جنسی شما چگونه می باشد ؟
ویژگی های مثبت همسرتان چه مواردی می باشد؟
چند مدت است که کناره گیری از اجتماع و جمع را دارید و افکرا خودکشی در ذهنتان وجود دارد؟

setareh

دلیلی برای تنها رفتن نمیاره فقط میگه تومسافرت کسای دیگه هم پیشم باشن بیشتر خوش میگذره بهش، رابطه جنسی هم خوبه، ولی عاطفی نه من خیلی دوسش دارم وبهش محبت میکنم ولی اون چیزی نمیگه ویه سالی هست دوست دارم همش تنها باشم توی جای بی‌صدا وتاریک اعصابم راحته، وهمش دوست دارم خودکشی کنم تا شاید بااین کار من بفهمه چقدر عذابم داده تامجبور به این کار شدم

مشاور

دوست عزیز بهتر است از تصمیات هیجانی خوداری کنید و در اول برای بهبود شرایط روحیتان به رواننشاس مراجعه کنید چون علایمی که شما بیان می کنید می توان تشخیص افسردگی دارد که بر عملکرد و تصمیمات شما تاثیر زیادی دارد . در کنار بهبود شرایط روحیتان می توانید با همسرتان نیز صحبت کنید و یک دوره مشاوره را دریافت کیند تا بتوان در این زمینه با صحبت با هردوی شما در کنرا بهبود شرایط روحیتان کمک بیشتری کرد. نیاز است که هردوی شما تجربه روابط دو نفره و مسافرت های دو نفره لذت بخش را داشته باشید و نیازها… ادامه دیدگاه »

setareh

آخه شوهرم به هیچ وجه راضی به اومدن پیش روانشناس نیست قبلا دراین مورد حرف زدم وراضی نشدن، بااین حرف هایی که گفتم نظر شما چیه منظورم اینه که شاید مشکل از منه

setareh

راضی به رفتن پیش روانشناس نیست آیا به نظرشما مشکل از من نیست، شاید اون تقصیری نداره ومن بیش اندازه حساسم

مشاور

دوست عزیز در این مورد ما با همسرتان صحبت نکرده ایم و نمی توانیم در این مورد نظری بیان کنیم اما با توجه به توضیحات شما در اولیت شرایط روحی شما قرار دارد که باعث می شود در عملکرد و زندگی مشترکتان نیز تاثیر داشته باشد. بهتر است بجای به دنبال مقصر بودن که مکی به بهبود شرایط زندگی مشترک شما نمی کند سعی کنید در اول خودتان در شرایط بهتری قرار بگیرید و در کنار آن با بهبود شرایط روحیتان می توانید ارتباط بهتری با همسرتان نیز برقرار کنید و در کنار ان به کمک مشاور همسرتان را نیز… ادامه دیدگاه »

setareh

خیلی ممنون از راهنمایتون

کاوه

سلام مشاور محترم. اینجانب پارسال خیلی مشغول کاری بودم حتی شب ها در منزل ادامه کار تا صبح داشتم و فرصتی نداشتم شب ها کنار هسرم باشم تا اینکه همسرم به اشتباه پیام میفرسته به برادرم و برادرم شخصیت جدی و خشک هستند و چون از همسرش جدا شده جواب پیام همسرم نمیده و حتی برای عذرخواهی چند بار در طی شیش ماه همسرم زنگ میزده که عذرخواهی کنه از برادرم اما برادرم نه جواب همسرم نمیده از ترس فرزندانش سوژه براش بسازند جواب تلفن نمی داده و از طرفی همسرم طی شیش ماه از من مخفی کرده بود تا… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که زندگی مشترک نیاز به توجه و مراقبت دارد و نیاز است که شما در کنار مسیر شغلیتان به نیازهای عاطفی و جنسی همسرتان نیز توجه داشته باشید . در مورد مشکلات هذیان و افسردگی تا زمانی که با ایشان مصاحبه بالنی صورت نگیرد نمی توان تشخیص گذاری دقیقی داشت بهتر است سعی کنید به نیازهای یکدیگر پاسخ مثبت بدهید و در کنار ان با ایشان صحبت کنید که برای بهبود زندگی مشترکتان می خواهید باهم به روانشناس مراجعه داشته باشید و رهدویتان به صورت حضوری این مسیر را طی کنید تا… ادامه دیدگاه »

کاوه

سپاس‌از پاسخ شما. راستش هر چی اصرار میکنم بریم دکتر روانشناس جواب میده مریض نیستش و میگوید مخصوصا دارم مریضش میکنم که بچه دار نشیم و مرتب به خانواده من تهمت میزنه که برام میخواهند همسر دیگه بگیرند و حتی میخواست مادر من رو بزنه . حتی توهم میگفت مادرم میخواسته بکشه. در صورتی که اینطور نیست و روابط با خانواده تیره شده. الان ‌دو ماه بصورت غیر رسمی جدا هستم و حاظر یه درمان نیست ولی اصلا میکنه عاشق من هست و باید برگردم اما نمیخواد درمان بشه راهش چیست؟ برگردم به زندگی همین جوری ؟

مشاور

دوست عزیز ما تا با ایشان مصاحبه بالینی نداشته باشیم نمی توانیم در مورد مشکلات ایشان نظر دقیقی بیان کنیم و برای اینکه میزان وخامت مشکلات ایشان نیز شناسایی شود نیاز است که ایشان مراجعه حضوری داشته باشند و دقت کنید که از مصرف خودسرانه دارو برای ایشان خوداری کنید چون می تواند عوارض جانبی بیشتری به دنبال داشته باشد.

کاوه

خانواده من میگویند باید از همسرم جدا بشم چون پایگاهی نزد خانواده من نداره و بخاطر دعوایی که با خانواده من کرده .خانواده میگویند خودم تنهایی تصمیم بگیرم و اگر برگردم پیش همسرم دیگه نباید به خانواده خودم بازدید کنم و از طرفی همسرم از درمان میترسه و اصرار داره همینطوری خودش خوب میشه. و همسرم اصرار میکنه برگردم و تمایل به درمان نداره. چه راهی هست آیا برگردم پیش همسرم که نمیخواد حتی بره دکتر ؟

مشاور

دوست عزیز در این مورد نیاز است که شما در این مورد تصمیم گیری کنید و برای اینکه بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید نیاز است در اول مشکلات همسرتان را به صورت دقیق بدانید و بعد تصمیم گیری داشته باشید.
بهتر است در آرامش و بدون توهین به همسرتان بیان کنید که برای بهبود زندگی مشترکتان نیاز به حضور هردوی شما به روانشاس می باشد تا بتوانید هردویتان تصمیم گیری بهتری داشته باشید

کاوه

بله دقیقا گفتار شما بزرگوار به همسرم مطرح کردم اما از حرفش ترسیدم اینکه گفت اگر برنگردم با کارد چاقو میزنه به مادرم و اصرار داره دیگه نباید سر کار برم چون مادرم گفته زن میگیرم و از این توهمات فکر میکنه زن بگیرم. مدتی کار تعطیل کردم و همسرم هروز قول میده میریم دکتر روانشناس اما هیچ دارو قبول نخواهد کرد. به نظر شما چه راهی وجود داره ؟ که به خود بنده هم مشکوک شده

مشاور

دوست عزیز دقت کنید که حتی این تهدیدات نشان دهنده این مورد می باشد که ایشان نیاز به مراجعه دارند .
بهتر است به ایشان اطمینان بدهید که در این مسیر در کنارشان خواهید بود و رواننشاس دارویی تجویز نمی کند و با روان پزشک که دارو تجویز می کنند کارشان فرق دارد و تنها به شما دو نفر کمک می شود که بتوانید مسیر بهتری را تجربه کنید.

کاوه

.فقط مشکلی هست دو بار منزل سر زدم هر چیزی را شکسته بود و حتی دیوار زخمی و دکور شکسته بود و از ترسیدم و سریع برگشتم اما بدون کفش دنبال من توی پیاده رو آمد داد میزد نرم. الان دو احساس دارم یکی خیلی دوسش دارم و احساس دوم ازش میترسم چون یک بار گردن منو فشار داد اما لرزید شل کرد چون وقتی خندیدم اشتباه فهمیده بود و فکر میکرد مسخره کردم. سر دو راهی هستم و در حال حاضر میگه آروم شده .چه راه دیگه هست ؟

مشاور

دوست عزیز در این مورد همانطور که اشاره کردم ایشان نیاز به بررسی و حتی ممکن است درمان داروی نیز داشته باشند اما برای اینکه شما بتوانید تصمیم گیری داشته باشید و ایشان نیز شرایط بهبود را طی کنند نیاز به مراجعه حضوری می باشد در این مسیر بهتر است با خانوادیشان نیز صحبت کنید تا در این مسیر به شما کمک کنند.

کاوه

خانواده همسرم اصرار بهش میکنند که مراجعه کنه روانپزشک و حتی بهش میگویند که از من جدا بشه اما همسرم می گوید هرگز از من جدا نمیشه و هیچ دکتری هم نمیخواد مراجعه کنه .خیلی زندگیم جهنمی شده که همسرم حرف خانواده خودش هم گوش نمیده . آیا میشه به پلیس و بیمارستان هماهنگی کنم با زور ببرمش بیمارستان؟

مشاور

شما می توانید در زمانی که شرایط روحی ایشان نامناسب است ایشان را به بیمارستان اعصاب و روان ببرید اما بهتر است سعی کنید ا رضایت خودشان به روانشناس ارجاع بدهید ایشان را و بعد در صورت نیاز به روان پزشک ایشان فرستاده می شوند.

کاوه

از کمک شما مشاوره محترم کمال تشکر و قدردانی دارم و سریع پاسخگو هستید . سعی میکنم‌ همین مسیر انجام دهم. ببخشید به نظر شما می توانم توی این مدت بدم پیش همسرم .چون شب ها از تنهایی میترسه .مرتب پیام میده برگردم. آیا خطرناک نیست برگردم پیش همسرم؟

مشاور

بله مانعی برای کنار همسرتان بودن وجود ندارد اما بهتر است از وارد بحث شدن با ایشان خوداری کنید و سعی کنید که در کنار او که هستید آرامش بیشتری داشته باشید تا بتوانید با صحبت با یکدیگر نتایج بهتری بدست آورید .
اما از مقصر جلوه دادن ایشان و بحث در مورد گذشته خوداری کنید .

فاطمه **

سلام من دختری ۲۲ساله هستم. ۴ساله که احساس افسردگی میکنم دقیق از زمانی که وارد دانشگاه شدم درست موقعی ک استاد میخواست تو کلاس صحبت کنیم فهمیدم که پر از استرس میشم یعنی دستام شروع میکرد به لرزش صورتم داغ میکرد تپش قلب شدید میگرفتم و صدام به شدت میلرزید و همه ی اینا باعث میشد از خودم بدم بیاد دیگه دوست نداشتم کلاسامو برم و حتی از تو جمع صحبت کردن همه فراریم و حس میکنم که خوشگل نیستم و این موضوع استرسم بیشتر میکنه و اگ ی کاریو اشتباه انجام میدادم و یا ی حرفیو میزدم تا مدت… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شرایط روحی شما رد عملکرد شما تاثیر زیادی دارد و با توجه به توضیحات شما علایم افسردیگی و وسواس در شما مشاهده می شود البته این وسواس مکن است اگر بعد از فوت پدرتان شروع شده است تشخیص گذاری دیگری نیز برای ان وجود داشته باشد اما در کل نیاز است که شما به صورت حضوری مراجعه کنید و پروسه درمانی خود را تحت نظر روانشناس طی کنید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و عملکرد بهتری را تجربه کنید. طی کردن پروسه درمانی برای بهبود شرایط… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شرایط روحی شما رد عملکرد شما تاثیر زیادی دارد و با توجه به توضیحات شما علایم افسردیگی و وسواس در شما مشاهده می شود البته این وسواس مکن است اگر بعد از فوت پدرتان شروع شده است تشخیص گذاری دیگری نیز برای ان وجود داشته باشد اما در کل نیاز است که شما به صورت حضوری مراجعه کنید و پروسه درمانی خود را تحت نظر روانشناس طی کنید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و عملکرد بهتری را تجربه کنید. طی کردن پروسه درمانی برای بهبود شرایط… ادامه دیدگاه »

سلام من دختری ۱۸ ساله ام حدود ۷ یا ۸ ماه پیش به دلیل افت تحصیلی و کنکور دچار افسردگی شدم یه مدت حالم بهتر بود ولی الان دوباره حس میکنم افسردگی اومده سراغم من هر روز به فکر ضربه زدن به خودم هستم بعضی مواقع حتی تا مرحله خودکشی کردن می رم ولی از اون دنیا میترسم من حتی شب ها هم خواب میبینم که یا به خودم ضربه میزنم یا خودکشی میکنم هر چی سعی میکنم از این افکار بیام بیرون واقعا نمیتونم خواهش میکنم کمکم کنید من در مقابل خانواده خودم رو خوب نشون میدم درحالی که… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شکست برای همه افراد در زندگی رخ می دهد و اگر فرد بتواند به درستی از این تجربه استفاده کند می تواند در آینده برای بهبود زندگی خود ار این تجربیات استفاده کند تا مسیر بهتری را طی کند . تک بعدی نگاه کردن به زندگی و سرزنش مداوم خودتان و همچنین اینکه شما حق تجربه کردن را به دلیل شکست خوردن از خودتان بگیرید می تواند از نظر روحی شما را با مشکلات زیادی مواجهه کند که یکی زا یان موراد افسردگی می باشد . با توجه به داشتن افکار… ادامه دیدگاه »

فاطمه **

ممنونم از شما ولی واقعا من شرایط رفتن پیش روانشناسو ندارم هیچ راهکاری وجود نداره که حداقل یکم به شرایط روحیم کمک کنه ؟!

مشاور

دوست عزیز مشکل شما نیاز به بررسی دقیق دارد

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شکست برای همه افراد در زندگی رخ می دهد و اگر فرد بتواند به درستی از این تجربه استفاده کند می تواند در آینده برای بهبود زندگی خود ار این تجربیات استفاده کند تا مسیر بهتری را طی کند . تک بعدی نگاه کردن به زندگی و سرزنش مداوم خودتان و همچنین اینکه شما حق تجربه کردن را به دلیل شکست خوردن از خودتان بگیرید می تواند از نظر روحی شما را با مشکلات زیادی مواجهه کند که یکی زا یان موراد افسردگی می باشد . با توجه به داشتن افکار… ادامه دیدگاه »

Bita

سلام دختری ٢٢ ساله هستم با پسری اشنا شدم حدود یک سال و نیم پیش قصد ازدواج داشتیم چند ماه پیش ب خاطر اینکه خانوادش راضی نمیشدن بیان چون پدرش زندانه میگفتن شرایط نداریم ک بیایم من با اون اقا تموم کردم بعد ٢ ماه ب خاطر دلتنگی پیام دادم خیلی ازم ناراحت و دلشکسته بود یک ماه تلاش کردم اوایلش دوست شدیم ولی بعد مدتی نخاست ادامه بده گف منو ول کردی و اینها هر کاری هم کردم نخاست ب شدت خاطرات اذیتم میکنه ب شدت ناراحتم میترسم با کس دیگه ای دوست بشه نمیدونم چجوری فراموشش کنم اصلا… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد دقت کنید که خانواده ها در تصمیم گیری برای زادواج از اهمیت برخوردار می باشند و نیاز است که شما و ایشان شرایط خودتان را مد نظر قرار بدهید تا بتوانید تصمیم گیری داشته باشید . دقت کنید که شما این حق را دارید که نسبت به شرایط فرد مقابلتان تصمیم گیری داشته باشید و اینکه ایشان مجدد به یک رابطه برگردند بدون اینکه شرایط تغییر کرده باشد تنها باعث می شود که هردوی شما بازهم نتوانید تصمیم گیری درستی داشته باشید. بهتر است از روابط بدون هدف و برنامه خوداری… ادامه دیدگاه »

Mohammad

سلام من یکی از همکلاسی هامو میخواستم تو فکر ازدواج باهش بودم البته اون خودش نمیدونست حتی کوچک ترین صحبتی باهم نداشتیم بعد از فارغ التحصیلیش تصمیم گرفتم دیگه بهش فکر نکنم. و چند ماهی راحت بودم اصلا بهش فکر نمی کردم تا اینکه ترم جدید شروع شد و رفتم سرکلاس تنهایی با هیچ کدوم از دوستام کلاس مشترک نداشتم گاهی اوقات اونی که بهش فکر میکردم تو نظرم میومد که توی کلاس و تو محیط کار هم صحبت ازدواج که شد،،، یاد اون می افتم دیگه از اون موقع از کارام لذت نمی‌برم قبلا از کارم خیلی لذت میبردم… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد بهتر است از تصمیمات هیجانی خوداری کنید چون رها کردن کارتان می تواند شما را با مشکلات بیشتری روبرو کند و نیاز است که شما به احساساتتان توجه داشته باشید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرد و عملکرد بهتری را تجربه کنید.
۱٫ دلیل شما برای اقدام نکردن برای آشنایی بیشتر و خواستگاری و کنار گذاشتن احساستان چیست؟
۲٫ روابط شما با خانواده و دوستانتان چگونه می باشد؟
۳٫ چه میزان به احساسات و نیازهای خودتان توجه دارید/
۴٫ چند مدت است که از نظر روحی در شرایط فعلی قرار دارید؟

Mohammad

اوایل با اعتماد به نفس بودم همش نقشه می کشیدم چجوری باهش صحبت کنم اما هربار خواستم برم نشد. اونموقع خیلی خودم قبول داشتم، و دوستام هم به حقوق بالام و کار خوبم غبطه میخوردن اما باز هم نشد که برم خواستگاری اصلا نشد که صحبت کنم با خود خانم کلا نمیتونم با جنس مخالف و موافق مکالمه ای شروع کنم «حضوری» کلا با همه سرد رفتار میکنم. تیپ شخصیتیم intp هست. با خانواده خوب هستم، ارتباطم با دوستای دانشگاه ام کلا قطع شده تقریبا جون دیگه نمیبینمشون کلاس نداریم باهم گاهی تصمیمات احساسی میگیرم گاهی خودم کنترل می کنم… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز در این مورد اگر همیشه ارتباط برقرار کردن با دیگران برای شما با مشکل همراه می باشد مهارت های اجتماعی شما مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا بتوانیم رد این زمینه برای ارتباط اجتماعی بهتر به شما کمک کنیم . اما دقت داشته باشید که شما در اول نیاز است که شرایط روحی و بعد اجتماعی و مهارت های اجتماعیتان مورد بررسی قرار گیرد تا بعد بتوانید در مورد علاقه به این خانم تصمیم گیری بهتری داشته باشید هرچقد شناخت شما نسبت به خودتان و مهارت هایتان بیشتر باشد می توانید تصمیم گیری بهتری برای علاقه و معیارهای… ادامه دیدگاه »

Baran

سلام .من دختری ۳۴ساله هستم.خیلی زود رنج و عصبی و با کوچیکترین حرف خیلی زود از کوره در میرم و هیچ چیزی نمیتونه شادم کنه وبخاطر همین هیچ دوستی ندارم که همیشه تنها هستم

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
منظور شما از این چند وقت چقدر زمان می باشد و اینکه تغییراتی در میزان خواب و تغذیه خود نیز احساس می کنید ؟
۲٫ دلیل اینکه روابط دوستی ندارید چیست و برنامه روزانه زندگی شما و روابط با خانواده چگونه می باشد؟
۳٫ در چه زمان هایی از نظر روحی در شرایط بهتری قرار دارید؟

Farzad

سلام من ۱۹ سالمه. وقتی ۵ سالم بود، توسط یکی از آشناهامون مورد استفاده ی جنسی قرار گرفتم و این اتفاق تا یک مدتی ادامه داشت. درست از همون جریان حس میکنم تمام کودکیم ازم گرفته شد و حتی در ادامه هم لحظات سخت دیگه ای رو نیز تجربه کردم تا به امروز. به خاطر همین ها هم دوران مدرسه خیلی بدی داشتم و همیشه و تا به همین الان خجالتی و گوشه گیر بودم و هستم و حتی توی حرف زدن هم مشکل دارم و بودن توی یک جمع برام دشواره. به شدت زودرنجم و از روبرو شدن با… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز قابل درک می باشد که شرایط روحی سختی را تجربه کرده اید اما دقت کنید که شما در آن زمان تنها ۵ سال داشته اید و معنای رابطه جنسی را نمی دانستید و در این اتفاق شما مقصر نمی باشید و اما این تجربه برای شما می تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد که در افراد مختلف بسته به شرایط زندگیشان متفاوت می باشد . بهتر است یک دوره روان درمانی را تجربه کنید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و بتوانید عملکرد بهتری را در زندگیتان تجربه کنید… ادامه دیدگاه »

دلارام

سلام دختری ۲۵ساله هستم ،مشکلات خانوادگی مثل اختلاف مادر و پدر م از کودکی همراه من بوده و هست و همه ی اینها باعث شده من دختری ضعیف باشم طوری که با کوچکترین اتفاقات ناگوار داغون میشم ،بی قرار میشم و فقط با قرص خودمو آروم میکنم ،و اگر هم یه اتفاق بد نسبتا بزرگتر برام پیش بیاد که تا مدتها عصبیم و شبا نمیخوابم و وزنم به شدت پایین میاد چون اشتها به غذا خوردن رو از دست میدم ،لطفا بگین باید چیکار کنم میترسم از آینده عقب بیوفتم به خاطر همین موضوعات حساسیت بیش از حدم از کارم… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز این علایمی که توسط شما عنوان می شود علایم افسردگی می باشد که تاثیر زیادی بر عملکرد شما دارد . بهتر سعی کنید که به صورت حضوری برای طی کردن پروسه درمانی به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در طی پروسه درمانی بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرد و بتوانید عملکرد بهتری را تجربه کنید. شما با شناخت بیشتر خودتان و بهبود شرایط روحیتان می توانید در مسیر عملکرد بهتر از استعدادهای خودتان بهره بیشتری ببرید و موفقیت بیشتری را کسب کنید. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره… ادامه دیدگاه »

سحر

سلام
من یک زن ۲۵ساله هستم دوسال ونیمه که ازدواج کردم خیلی به همسرم علاقه دارم ولی احساس میکنم اون ارزشی برام قائل نیست وقتی بحثمون میشه نمیتونم باهاش حرف بزنم دلخورم ازش حالا احساس میکنم دچار افسردگی شده باشم گاهی هم به این فکر میکنم که ای کاش میمردم

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید که علایم افسردگی شما چیست؟
۲٫ چه دلیلی باعث می شود که فکر کنید همسرتان به شما توجه ندارند؟
۳٫ روابط عاطفی و جنسی شما چگونه می باشد؟
۴٫ چه توقعاتی از همسرتان دارید که ایشان به آن پاسخ نمی دهند؟
۵٫ چند مدت است که افکار مرگ دارید؟ تغییراتی در تغذیه و خواب شما ایجاد شده است؟

سحر

گاهی بی حوصله ام شب ها هم نمیتونم راحت بخوابم
با من در هیچ موردی مشورت نمیکنه
از لحاظ عاطفی وجنسی مشکلی ندارم
دوست دارم گاهی هم به حرفای من عمل کنه یا وقتی ناراحتم باهام حرف بزنه
حدوداً دو ماهی که به مرگ فکر میکنم البته فقط وقتایی که باهمسرم بحثم میشه

setareh

سلام من یه دختر ۱۹ساله هستم چن سالی هست که احساس میکنم افسردگی دارم  و الان دیگ تحملش  برام سخت شده خیلی زود رنجم وگوشه گیردلم میخواد همش گریه کنم دوست ندارم تو جمع باشم خیلی استرس و اضطراب دارم همش خستم و دلم میخادفقط بخابم بیشتروقتهاسردردم وقرص میخورم درسامم خیلی ضعیف شده واصلا انگیزه ای واسه اینده ندارم دوستای زیادی دوروبرم هستن اما باهیچکدومشون  صمیمیه صمیمی نیستم که بخام باهاشون دردو دل کنم اصلا دوست ندارم کسی ضعفموبدونه و یه چیز دیگه اینکه اصلا از قیافه و اندامم راضی نیستم بااینکه دوستام میگن قشنگی  وخودم میدونم زشت نیستم  همین… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد نیاز است که شما به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا مصاحبه بالینی صورت گیرد و شما بتوانید در مسیر پروسه درمانی هم از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و هم اینکه با بهبود شرایط روحی عملکرد بهتری را نیز تجربه کنید .
دقت داشته باشید که شرایط روحی شما بر عملکرد درسی و اجتماعی شما تاثیر زیادی دارد .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۸۳

baran

رواندرمانی بین فردی

مشاور

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۹۰

رویا

با عرض سلام و خسته نباشیدمادری۳۲ساله هستم از وقتی که پسرم ۱۱-ساله و دخترم ک ۶ساله و در حال بازی جنسی دیدم خیلییییی خودم باختم و حس میکنم که پسرم از اعتماد ما سو استفاده کرده با اینکه قبل از جریان که اتفاق بیافته هیچ اخلاق نگران کننده ای نداشت و درمدرسه هم جز شاگردان ممتاز مدرسه هست و پسر کاملا عاقلی هست ولی نمیتونم با این موضوع کنار بیام و همیشه این جریان جلو چشمام ظاهر میشه و شده کل روز گریه کنم که حتی خود پسرم متوجه میشه و هی میاد معذرت خواهی میکنه ،وحس میکنم احساس خوشبختی… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما با این سبک رفتاری چیزی به فرزندتان انتقال می دهید به نام عذاب وجدان و یا احساس گناه و این می تواند برای او مشکلات بیشتری ایجاد کند این اشتباهات ممکن است در این سنین رخ بدهد بهتر است در اول برای بهبود شرایط روحی خودتان و همسرتان به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانید با بهبود شرایط روحی خودتان عملکرد بهتری نیز نسبت به تربیت و ادامه زندگی داشته باشید. برای کودکان معنای ذهنی افراد بزرگسال و بالغ در مورد این روابط وجود ندارد و این… ادامه دیدگاه »

Zaza

با سلام و خسته نباشید دختری ۲۱ ساله هستم ۵سال با پسری دوستم که یک سال از من بزرگتره تاحالا هیچ رابطه ی جنسی جدی ای نداشتیم. بطوربکه ایشون خودشون تمایلی نداشتن .ینی میگفت که دلم نمیاد و دوستت دارم. به هیچ عنوان هیچ کنترل و محدودیتی توی رابطمون نداشتیم و همه چی بیان میشد. اینجوری نبود ک قایمکی با کسی در ارتباط باشه. یا من جز ایشون کسی کنارم باشه. حدود دو ماه پیش با دوستشون یه سفر تفریحی دو سه روزه به تبریز داشتن و از وقتی برگشتن مشکلات شدید روانی دارن. حدود دو سه هفته ست خیلی… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که رابطه جنسی در دوران دوستی و آشنایی به هردلیلی قابل پذیرش نمی باشد و می تواند برای شنا اسیب زیادی به همراه داشته باشد . دقت کنید که هردوی شما در سن نوجوانی وارد این رابطه شده اید و امکان وابستگی در آن زیاد می باشد . ۱.هدف هریک از شما از این رابطه چیست؟ ۲. منظور شما از رابطه جنسی غیر جدی چیست؟ ۳.ایشان بنا بر چه تشخیصی داروی تشنج و افسردگی مصرف می کنند و چند مدت می باشد این علایم و مصرف دارو را دارند؟ ۴. در زمان… ادامه دیدگاه »

Zaza

هدف خاصی نداشتیم اولش. من کلا نمیخوام ازدواج کنم مگر با ایشون. نه که بگم یا این یا هیچکس. یا هیچکس یا این.۲خب طبیعتا بوسه ی طولانی و اینا بوده. ولی تا به حال به بدن هم دست هم نزدیم و حتی ندیدیم بدن هم رو. مخصوصا ایشون خیلی کنترل داشت رو این اتفاقات و اجازه ی خروج از چارچوب رابطه ی سالم و به خودش و من نمیداد. ۳عرض کردم حدود دوماه علایم و دارن نزدیک یک ماه و نیم مصرف میکنه داروهارو.۴بدون اینکه بخواد کاری کنه همش میخواد کنار من باشه.حرف زدنشم مختل شده.سخت صحبت می کنه. قشنگا… ادامه دیدگاه »

مشاور

با توجه به توضیحات شما اگر ایشان از نظر جسمی مشکلی ندارند بهتر است به صورت حضوری به ورانشناس مراجعه کنند تا مشکلات ایشان در طی پروسه درمانی بررسی شود و از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرند و بتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. دقت کنید که ایشان فرد بالغی می باشند و شما می توانید مسیر درست را به ایشان پیشنهاد بدهید و خودشان به رواننشاس مراجعه دااشته باشند نیاز ی به حضور خانواده نمی باشد. دقت کنید که نمی توان بدون بررسی دقیق در این مورد برای ایشان داروی تجویز کرد و مصرف داروی تشنج بدون داتشن… ادامه دیدگاه »

ساحل

منمن چندوقته حس پوچی میکنم دنیا برام ارزش نداره تو زندگیم هدف ندارم انگار فقط صبح ب شب شب‌به صبح میرسونم خانوم هستم سیوسه سالمه ومجردم دوستامو میبینم ازدواج کردن بچه دارن افسوس میخورم بخاطر مادرم زندگی‌میکنم اصلا دلخوشی ندارم بعضی وقتا فکر میکنم اصلا موندم چی بشه نه عشقی‌نه هدفی‌نه بچه ای فکر خودکشی میزنه سرم ولی بعد میبینم از مرگ میترسم نمیتونم کلا حال روحیم اینجوره گوشه گیرم مراسما نمیرم خوشم نمیاد پشتم حرف بزنن ک ازدواج نکرده. اینده برام بی معنی گنگه. بنظرتون اینا طبیعیه یا افسردم. تاحالا دکتر نرفتم ممنون

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز بی هدفی می تواند باعث شود که افراد مسیر اصلی زندگی خود را گم کنند و این می تواند از شناخت ناقص فرد نسبت به علایق و احساست خودش نشعت بگیرد . علایمی که شما بیان می کنید اگر بیشتر از دو هفته در شما وجود داردو مداوم می باشد می تواند نشانه افسردگی باشد و افسردگی می تواند با بی علاقگی و بی هدفی همراه باشد که شما می توانید با طی کردن چند جلسه مشاوره از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و عملکرد بهتری را تجربه کنید. درمسیر می توانید… ادامه دیدگاه »

دختر افغان

سلام بهمن ماه میشم ۱۷ ساله دقیق نمیدونم از کی این حالت روحی واسم پیدا شده ولی شاید بیشتر از پنج سال باشه و به احتمال زیاد از دوران کودکیم هست خودزنی داشتم ولی فقط واسع اینکه نمیتونستم گریه کنم مجبور میشدم مشت بزنم به دیوار یا خط بندازم دستامو نمیدونم با خانوادم مطرح نکردم چون فک نکنم فایده ایی داشته باشه شاید خیلی از دلیل ها داشته باشه که نمیتونم اینجا بگم .. تو درسام خیلی افت داشتم خوابم به شدت بهم خورده خیلی اعصبیم گاهی فکره فرار یا خودکشی بهم دست میده ولی هیچوقت انجامش ندادم ولی دیونه… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به علایمی که شما بیان کردید نیاز است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا مصاحبه بالنی صورت گیرد و شما بتوانید در طی پروسه مشاوره نتایج بهتری بدست آوردید . افرادی که افسردگی دارند و یا اضططراب در بعضی مواقع برای کاهش فشارهایی که احساس می کنند به خودزنی روی می آورند بهتر است سعی کنید این علایم را جدی بگیرید و در طی پروسه درمان عملکرد بهتری را تجربه کنید. این موارد نیاز به چندین جلسه مشاوره دارد و نمی توان در اینجا این مضووع رابررسی و… ادامه دیدگاه »

دختر افغان

متاسفانع مشکل اصلیم همینه که نمیتونم با خانوادم مطرح کنم و شاید اکثر اوقات حوده اونا باعث افسردگیم و یا بد تر شدن حالتم شدن خانوادم أفراد متعصبی نیستن ولی نمیتونم با اونها درمورد روانشناس صحبت کنم میترسم مسخرم کنن و بگن هیچ اتفاقی واست نیوفتاده و این کارهام مسخره بازیه و حتما ازم سوال میکنن که چرا چه نیازی داری من نمیتونم کارهاییکه انحام میدمو به خانوادم بگم یا درمورد علایمم من الان أفغانستان زندگی میکنم و رفتن پیش روانشناس اینجا زیاد مروج نیست تنها رآه کمک اینه که خودم به خودم کمک کنم با کمک مشاورین انلاین که… ادامه دیدگاه »

مشاور

قابل درکه که رفتن به مشاور ممکن با دید اشتباه صورت گیرد اما شرایط شما به گونه ای می باشد که نیاز به صورت حضوری یا حدال تلفنی چند جلسه مشاوره دریافت کنید . بهتر است سعی کنید از مسیر بهتری و زمان مناسبی بیان کنید که برای بهبود شرایط درسی و روحیتان می خواهید به روانشناس مراجعه کنید و نیازی به بیان جزییات نمی باشد.

دختر افغان

با تشکر که جوابه سوالامو با حوصله میدین
حتما تو اولین فرصت مناسب اشاره میکنم امیدوارم مشکلی پیش نیاد و قبول کنن
شاید این کمی طول بکشه یعنی ممکنه با یکی از مشاوراتون به صورت متنی گفتگو کنم یا حتی میتونم تلگرام بیام

دختر افغان

ممنونم که جوابمو با حوصلع دادین
کوشش میکنم به زود ترین فرصت و بهترین فرصت به خانوادم بگم یا باخواهر بزرگترم مطرح کنم مسئلمو

مشاور

موفق باشید

سلام دختری ۲۰ ساله هستم همش دوست دارم بخوابم به هیچ چیزوهیچکس حسی ندارم همشم فکرمیکنم مریضیع بدی گرفتم دکترم رفتم مریضی نداشتم ولی بازاسترس دارم به نظرشما چیکارکنم دارم دیوونع میشم چندروز قرص پروپرانول با تجویزپزشک برای میگرن استفاده کردم وچون گفتن عوارض داره دیگه مصرف نکردم

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به اینکه از نظر بدنی چک شده اید و مشکل جسمی نداشته اید نیاز است که برای بررسی دقیق مشکلتان به صورت حضوری به روان شناس مراجعه داشته باشید بهتر است از مصرف دارو بدون تجویز پزشک خوداری کنید و بعد از تشخیص گذاری در صورت نیاز به مصرف دارو روانشناس شما را به روان پزشک ارجاع خواهد داد. مشکلات شما می تواند از مشکلات تجزیه ای و یا افسردگی نشعت بگیرد که نیاز به بررسی دقیق دارد و این موارد تنها یک حدس می باشد. درمسیر می توانید با متخصصین کانون… ادامه دیدگاه »

Marym

سلام من۱۶سالمه دو سال افسردگی دارم ب خاطر هدفم ک کم کم باهاش کنار اومدم چون فهمیدم خیلی غیر ممکن نیست و میتونم بهش برسم..الان دوست صمیمیم فوت کرده و فکر میکنم افسردگیم برگشته ب حالت اولش از طرف دیگه والدینم خیلی فشار روحی بهم‌وارد میکنن مخصوصا الان ک انتخاب رشته دارم و منو ب زور فرستادن ب رشته ای ک دوست ندارم..نمیزارن ایندمو خودم انتخاب کنم..خیلییی اذیتم میکنن خیلی زیاد..واقعا از دنبال کردن رویا های اونا خسته شدم من خودم کلی ارزو دارم..الان واقعا حالم غیرقابل توصیفه..فکرخودکشی تو سرمه بعضی وقتا هم خودزنی میکنم..دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
با توجه به اینکه شما افکار خودکشی دارید و خودزنی نیز دارید نیاز است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه حضوری داشته باشید تا تحت پروسه مشاوره قرار گیرید تا بتوانید عملکرد بهتری را تجربه کنید و در صورت نیاز در مورد انتخاب رشته شما نیز با والدینتان صحبت شود .
دقت کنید که داشتن علایم افسردگی شما را از روحیه اصلیتان و رد نتیجه عملکرد اصلیتان درو می کند.
علایم افسردگی شما چه مواردی می باشد و چند مدت است این علایم را دارید؟

Marym

من دروقع خودزنی نمیکنم..اما بعضی وقتا دوست دارم اینکارو کنم وفکر میکنم تنها راه خالی کردن خودمه و فقط ی بار انجامش دادم..من دلم نمیخواد از خونه برم بیرون..نمیتونم هیچ کاری انجام بدم با اینکه واقعا میخوام..بعضی مواقع خیلییی بی قرارم دلم میخواد بخوابم که ازین همه فشار روحی خلاص شم ولی خابم نمیبره و خیلی کم خوابم..صبحا ک چشمامو باز میکنم حس وحشتناک بدی دارم ی جوری تو مایه های شکست..و خیلی چیز های دیگه..دوسال که اخیرا بد ترشده..یک ماه پیش خیلی بهتر بودم چون خانوادم فشار زیادی بهم وارد نمیکردن..ممنون ک جواب دادید

مشاور

دوست عزیز افراد بسیاری وجود دارند که فکر می کنند با اسیب زدن به خودشان احساس آرامش می کنند و میزان فشار روحی آنها کاهش می یابد و این علایم در حالت افسردگی که در شما نیز مشاهده می شود بیشتر دیده می شود .
نیاز است که برای بهبود شرایط روحی و عملکردیتان به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا رد صورت نیاز با خانواده شما نیز صحبت شود.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

سلام خسته نباشید من دختری ۱۵ساله هستم. من از همون هفت شیش سالگی دوس داشتم مث پسرا باشم حتی لباس پسرونه میپوشیدم و از بازی کردن با دخترا به شدت بدم میومد وبا پسرا بازی میکردم تا این ک به ۱۰سالگی رسیدمو درسامو جدی تر گرفتم وشاگرد ممتاز شدم ولی هردفه از یکی از همکلاسیام خوشم میومدو دوس داشتم با اونا رابطه عاطفیو جسمی داشته باشم فکرو رویاپردازی هر شب من از اون روز شروع شد و هر سال از یکی خوشم میومد هیچ تاثیریم رو درسام نداشت البته بعضی وقتا موقع درس خواندن فکرشون به سراغم میومده عذابم میداد… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به اینکه این گرایش به هویت جنس مخالف در شما از دوران کودکی تا زمان فعلی ک نوجوان می باشید ادامه داشته است نیاز است که به صورت حضوری برای بررسی دقیق به روانشناس مراجعه کنید تا گرایشات جنسی ، عاطفی ، هویت و سبکر فتاری شما و سبک تربیتی شما مورد بررسی دقیق قرار گیرد و بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم. همجنسبازی با ترنس و همجنس گرایی تعریف های متفاوت و با با عملکردهای متفاوت از سمت افراد همراه می باشد ک۱ ۱٫ همجنس بازی: همجنس بازان افرادی… ادامه دیدگاه »

سارا

سلام من یه دختر هجده ساله هستم حدود سه سالی میشه که تموم علائم افسردگی رودارم زندگی واسم جهنمه حس میکنم زشت ترین و بدبخت ترین ادم دنیام دلم میخواد همش گریه کنم دوست ندارم تو جمع باشم دوست دارم دائم بخوابم خیلی خستم چند بار قصد خودکشی داشتم اما از بعدش ترسیدم فقط ارزو میکنم که یه روز بخوابم و بیدار نشم افت تحصیلی شدیدی داشتم..ولی مادرم میگه هیچیت نیست اما خودمم که حالی بدی دارم مادرم فقط میگه چرا خسته ای ؟ تو که کاری نکردی اما دست خودم نیست نمیدونم چیکار کنم حتی توان خود کشیم ندارم… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز یک سری از این توجهات به قیافه مخصوص سن شما می باشد اما با توجه به افت تحصیلی ، افزای میل به خواب ، افکار خودکشی ، نداشتن اعتماد به نفس ، احساس غم و اندوه و با توجه به تایمی که بیان کردید نیا زاست که شما برای بررسی دقیق این علایم که می تواند تشخیص گذاری افسردگی نیز باشد به صورت حضوری برای طی کردن چند جلسه درمانی به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید تا از نظر عملکرد و اعتماد به نفس نیز… ادامه دیدگاه »

nooshin

سلام من بیست سالمه از ۱۴سالگی بخاطر بی اعتمادی بی جهتی ک خانوادم بهم داشتن اکثر اوقات احساس بدبختی و بیچارگی داشتم اما افسردگیه خیلی خفیفی داشتم یعنی تا شرایط شادی افرین برام پیش میومد غم رو فراموش میکردم و عاشق تفریح و مسافرت بودم عاشق جشن و بیرون رفتن ارتباط با فامیل و دوستام سه بار کنکور دادم افسریه شدیدم از کنکور دومم شروع شد برای سومین بار وقتی رتبم زیر هزار نسثدد احساس شدید ناکامی بهم دست داد دیگه از خونه بیرون نرفتم شدم یه آدم عصبی ک ب هیچی علاقه نداره از خانوادم متنفر شدم شرایط بد… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد بهتر است یک دوره روان درمانی را تجربه کنید تا بتوانید از نظر روحی رد شرایط بهتری قرار بگیرید و عملکرد بهتری را تجربه کنید . علایمی که شما بیان کردید علایم افسردگی می تواند باشد که با توجه به طولانی بودن آن و کاهش روابط و عملکرد شما نیاز به پروسه درمانی دارد . بهتر است به صورت حضوری برای بررسی دقیق به روان درمانگر مراجعه داشته باشید . شما می توانید این مسیر را نیز تجربه کنید و بعد در مورد زندگیتان تصمیم گیری کنید . درمسیر می توانید… ادامه دیدگاه »

nooshin

سلام

مشاور

سلام لطفا سوالتان را رد همین قسمت ارسال کنید

Sadaf

سلام دختری ۱۹ساله هستم ترم دوم دانشگاهم.ازچندماه قبل از کنکور دوست نداشتم هیچ کاری انجام بدم هنوزم همین طورم .اصلا نمیتونم درس بخونم دوست دارم همش بخوابم بشینم وباگوشیم وربرم.دوست دارم برم بیرون ولی باهرکی میرم بهم خوش نمیگذره ومیگم ای کاش نرفته بودم .کلا دوست دارم همش تنها باشم .معدل دانشگاهم کم شده و اراده وانگیزموازدست دادم واقعا باید چه کنم ؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز این می تواند علایم افسردگی باشد البته به بررسی دقیق تر نیاز دارد اما بی هدفی ، تغییرات خواب، کاهش روابط اجتماعی، افت تحصیلی و.. از نشانه های افسردگی می باشد بهتر است برای بررسی دقیق این موضوع به صورت حضوری به روانشناس مراجه داشته باشید تا چند جلسه مشاوره را دریافت کنید و بتوانید از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید . داشتن شرایط روحی بهتر به شما انگیزه و هدف بیشتری می دهد که می توانید با داشتن یک برنامه ریزی منظم نتایج بهتری بدست اورید. درمسیر می توانید با متخصصین… ادامه دیدگاه »

Sadaf

بله مایل به تغییر شرایطم هستم باید چه کنم

مشاور

با توجه به اینکه امکان افسردگی برای شما وجود دارد و شما مایل به تغییر شرایط روحی و عملکرد خودتان می باشید بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید و چند جلسه مشاوره را دریافت کنید تا بتوانید نتایج بهتری بدست آورید .با بهبود شرایط روحیتان می توانید تغییرات مثبتی در عملکرد و سبک زندگیتان بدست اورید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

فاطیما

سلام.وقتتون بخیر.من میخواستم در مورد ی مسئله ای ازتون مشاوره بگیرم.اما چطور بعد میتونم جواب سوالم ببینم .چون سرم شلوغه و سرکار خیلی ننیتونم گوشیمو چک کنم؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
شما در زیر همین پیامتان در پاسخ به مشاور می توانید سوال خود را ارسال کنید و پاسخ مشاور را نیز در همین لینک و رد زیر سوالتان مشاهده کنید

سلام من دختری ۱۸ ساله هستم خیلی کم حوصله شدم اصلا میلی به غذا خوردن ندارم اصلا دوست ندارم برو گردش با کسی صحبت کنم شب ها یا خیلی کم می خوابم یا بیشتر از حد می خوابم وقتی از خواب بلند میشم اصلا امیدی ندارم به زندگی دوست دارم هیچ وقت از اتاقم نیام بیرون همش جاهای تاریک باشم با کوچک ترین حرف میشکنم هر روز و هر شب هر موقع که میخوام خواب خودکشی میبینم دوس دارم زندگیم تموم شه خیلی خستم خواهش میکنم کمکم کنید

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز این علایم علایم افسردگی می باشد که می تواند به دلایل مختلف در شما ایجاد شده باشد و اگر بیشتر از دو هفته از این علایم در مشا می گذرد نیاز است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید و روند درمانی خود را طی کنید .
داشتن افکار خودکشی یک زنگ خطر برای شما محسوب می شود شما می توانید با طی کردن روند ردمانی از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و به سمت اهداف خودتان گام بردارید .

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱

شیرین

سلام من یه دختر ۱۷ سالم از سوم راهنمایی کم اشتهاو بی روحو بی حوصله شدم ینی حس میکنم ادامه زندگی با این شرایطو نمیتونم تحمل کنم کم میخوابم یا بهتر بگم نمیخوابم الانم ک ساعت ۳:٣۵ دیقه صبه و بیدارم کم غذا میخورم معدم مشکل داره عصبیه میلی به حرف زدن ندارم کوووچک ترین چیز میتونه نقطه انفجار اعصاب منو تحریک کنه بی دلیل یا با دلیل گریه میکنم بشدت آرومم تا مجبور نشم حرف نمیزنم البته فقط با اعضای خانوادم توی جمع عادیم میخندم حرف میزنم ولی توی خلوت یه ادم بیمارو مرده ام امشب یکی از عزیزامو… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این علایم می تواند علایم افسردگی باشد که می تواند در پرخاش و عملکرد اجتماعی شما نیز نقش داشته باشد.
۱٫ افکار خاصی در مورد مردن نیز در ذهن شما وجود دارد؟
۲٫ رابطه شما با پدر و مادرتان چگونه می باشد؟
۳٫ در چه زمان هایی احساسات بهتری دارید؟
۴٫ روابط شما با دوستانتان چگونه می باشد و از نظر ردسی عملکرد شما به چه نحوی می باشد؟
۵٫ دوست دارید که تغییراتی در زندگیتان رخ بدهد؟
۶٫ بعد از اتفاق خاصی این علایم در شما شروع شد؟

شیرین

۱_بله مثلا تصادف کنم برم کما این خیلی تو سرمه
۲_عادیه
۳_وقتی ورزش میکنمو باخودم تنها نیستم
۴_با دوستام معمولیم درواقع اوناام مثل منن درسم نمیخونم
۵_بله دوس دارم تمومش کنم این وضعو
۶_من بچگیه سختی داشتم میتونه از اون روزا باشه؟

مشاور

این علایم می تواند علایم افسردگی یاشد که در عملکرد درسی شما نیز تاثیر داشته است بله تجربه شرایط محیطی در افسردگی نقش دارد بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در این مسیر به شما برای بهبود شرایط روحی و عملکرد کمک شود.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴

سلام خداقوت من ی دختر ۲۲ ساله هستم دانشجوام تو دانشگاه خوبی درس میخونم.دانشجوی خوبی هم هستم.ولی اصلا احساس رضایت از زندگیم ندارم همیشه خستم و دوست ندارم زندگی کنم فردی هست ک دوسش دارم ولی همش فکر میکنم خوشبخت نمیشم یا ی روزی ازش زده میشم .کلا دوست ندارم زیاد زتدگی کنم دلم میخواد قبل تولد امسالم بمیرم یعتی هیچ چیزی ندارم ک بخواد باعث شه به زندگیم بچسبم . امسال باید برای کنکور ارشد درس بخونم من تو کنکور قبلیم اصلا نتونستم درس بخونم و واقعا بخاطر سوابق تحصیلی و پایه ی قوی ای ک داشتم تونستم دانشگاه… ادامه دیدگاه »

مشاور

سلام به شما دوست عزیز
لطفا اطلاعات بیشتری در ااختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
۱٫ چند مدت است این علایم را دارید؟
۲٫ افکار مرگ و خودکشی دارید؟
۳٫ خواب و تغذیه شما چگونه می باشد؟
۴٫ رابطه شما با والدین و دوستان چگونه می باشد؟
۵٫ دوست دارید زندگیتان چه تغییراتی کند؟
۶٫ هدف شما از این دوستی چیست؟
۷٫ معیار شما برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟

ازت ممنونم ک اینقدر زود جواب دادید فک‌میکنم از سال سوم دبیرستان البته اون موقع فک میکردم ی زندگی خوب و پرهیجان پیشرومه ولی رفته رفته حس و حال این چیزا ببشتر شد. به خودکشی فکر میکنم گاهی ک خیلی حالم بده ولی هیچ وقت جرات این کارو نمیکنم چون میدونم چه ضربه ی بزرگی به خانوادم میزنه پس مطمئنی هیچ وقت اینکارو نمیکنم. خوابم زیاده و تغذیمم خوبه ولی قبلا از غذا خوردن لذت بیشتری میبردم الان اینجوری نیستم . نمیدونم منظورتون از رابطم با والدینم چیه رابطه ی به عنوان ی خانواده درکنار هم زندگی میکنیم.درمورد دوستامم دوستای… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام مجدد
این علایمی که بیان کردید می تواند علایم خلقی شما باشد که به دلیل افسردگی یا بعد شخصیتی شما ایجاد می شود که بر عملکر اجتماعی شما و روابط شما با دیگران تاثیر منفی زیادی دارد . بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در این مورد به شما کمک شود برای بهبود شرایط نیاز به مصاحبه دقیق و طی کردن پروسه درمانی می باشد .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۹۰

سلام من دختری ۱۸ ساله هستم حدود یک ماهی هست اصلا اشتها ندارم شب ها از خواب میپرم همش به فکر خودکشی ام چندین بار تا مرز خودکشی رفتم ولی نتونستم فقط به خاطر خانوادم خیلی خستم اصلا زندگی واسم ارزشی نداره از کوچک ترین چیز ناراحت می شم هر کاری میکنم حالم بهتر بشه نمی شه لطفا کمکم کنید

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این علایم می تواند نشانه های افسردگی باشد که نیاز به بررسی دقیق دارد . دقت کنید که افکار خودکشی یک زنگ خطر برای مراجعه حضوری به روانشناس می باشد .
۱٫ اتفاق خاصی باعث ایجاد این علایم در شما شده است؟
۲٫ رابطه شما با خانواده و دسوتانتان چگونه می باشد؟
۳٫ در زمان فعلی برنامه روزانه زندگی شما چگونه می باشد؟
۴٫ برای بهبود حالتان چه کارهایی انجام داده اید؟

mobina

سلام من ۱۷ سالمه هیچوقت تا الان نتونستم برا خودم تصمیم بگیرم ن اینکه کسی نزاره ن اصلا همه تصمیما ب عهده خودمه…تا الان ۳ بار تغییر رشته دادم همش استرس نا امیدی تستای مختلفم دادم همشون نتیجش این بوده که یا افسردگی شدید دارم یا دوقطبیم من باید چیکار کنم؟؟
زیاد با ادمای جدیدم نمیتونم ارتباظ بر قرار کنم همیشه وقتی میریم جایی همه میگم چقد ساکتی یا همش ما باید ازتحرف بکشیم خودت ی چیزی بگو

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سن تشکیل هویت می باشید و نداشتن بینش لازم در مورد علایق ، احساسات می تواند باعث کناره گیری شما از دیگران و در کنار این موارد تغییر دادن کار و رشته مداوم خودتان شود . ۱٫ دلیل شما برای این تغییرات رشته ای چیست؟ ۲٫ رابطه شما با اعضای خانوادیتان چگونه می باشد؟ ۳٫ چند مدت است این علایم را دارید؟ ۴٫ رابطه شما با همکلاسی هایتان چگونه می باشد و عملکرد درسیتان به چه نحوی می باشد؟ ۵٫ خواب و تغذیه شما چگونه می باشد؟ ۶٫ افکار خاصی د مورد… ادامه دیدگاه »

Bita

سلام من با ٢٢ سالمه با یه اقایی در ارتباط بودم حدود یک سال و دو ماه ب قصد ازدواج ولی ب علت اینکه اون خرج خانوادش رو میداد خانوادش با اومدن خواستگاری مخالفت کردن و گفتن چند سال دیگ منم با این اقا تموم کردم ولی الان ٢ ماهه نتونسم فراموشش کنم همش دلتگ میشم ناراحتم هیچی خوشحالم نمیکنه همش ب اون فکر میکنم دارم روانی میشم نمیدونم باید چیکار کنم.

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که در این مورد بهتر است که به خودتان اجازه بدهید تا در طول زمان عملکرد بهتری را بدست اورید . ۱٫ معیارهای شما برای انتخاب این آقا چه ویژگی هایی می باشد؟ ۲٫ واکنش این آقا به پایان رابطه چگونه بود؟ ۳٫ این آقا چند سال دارند و امکان اداره کردن دو زندگی برای ایشان وجود دارد؟ ۴٫ برای شما امکان این وجود دارد که چندین سال منتظر ایشان بمانید و فکر می کنید که در چند سال آینده نیز تصمیم شما همین می باشد؟ ۵٫ در زمان فعلی برنامه زندگی… ادامه دیدگاه »

Bita

١- میدیدم اهل کاره همین ک خرج خانوادش رو میده و احترام براشون قائله همین ک مثل پسرای دیگ دنبال سو استفاده ازم نیس اینکه ب خاطر من با خانوادش حرف زِد تا راضیشون کنه ولی پدرش زندانه گفته بود صبر کن تا من بیام من ارزو دارم حتی با من هم حرف زِد پدرش تلفنی ولی ما ک نمیتونیم صبر کنیم معلوم نیس کی بیاد ٢-همیشه وقتی قهر میکردیم میومد التماس میکرد من فکر میکردم این دفعه هم میاد یا سعی میکنه خانوادش رو راضی کنه ولی اون گفت منو میخای منتظرم بمون تا بابام بیاد خانوادم رو راضی… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز دقت کنید کهب هرت بود به شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر می رسیدید و بعد وارد رابطه عاطفی می شودید چون رابطه عاطفی تاثیر زیادی در روند تصمیم گیری دارد . بهتر است همه جوانب را مد نظر قرار بدهی با توجه به شرایط ایشان به نظر می رسد امکان ازدواج و حتی خواستگاری به دلیل نبودن پدرشان وجود ندارد و ایشان در صداق این موضوع را بیان کرده اند و شما نیز بهتر است که همه جوانب را مذ نظر قرار بدهید و بعد تصمیم گیری داشته باشید . داشتن احساس دلتنگی ، ترس از تنهایی علایمی… ادامه دیدگاه »

میم

سلام
نمیدونم مشکل من افسردگیه یا چیز دیگه ای
من از احساسات بدم میاد و خودم آدم خنثی ای هستم
مثلا خیلی بدم میاد از اینکه یکی بهم بگه دوستم دارم، عاشقتم و… کلا از این جور ابراز علاقه ها
از جمع بستن هم خیلی بدم میاد
یعنی یکی میگه بریم اینکارو باهم انجام بدیم خیلی اذیت میشم از جمله و حرف زدنش
مشکل من چیه؟؟؟

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
لطفا اطلاعات بیشتری در اختیا رما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنم.
۱٫ چند سال دارید؟
۲٫ ورابط شما با دوستان و خانواده چگونه می باشد؟
۳٫ فکر می کنید اگر اگر احساسات خود را نمایش بدهید چه اتفاقی رخ می دهد؟
۴٫ این موضوع تاثیری بر روابط و عملکرد شما گذاشته است؟

میم

۱ ۱۸ سالمه
۲ روابطم خوبه اما تنهایی رو بیشتر دوست دارم
۳ احساساتم رو ک نشون بدم از خودم بدم میاد، برای بقیه هم یکمی غیر عادیه
۴ قطعا چون وقتی میبینم آدمی ابراز علاقه میکنه به یه شخص دیگه ای ازش بدم میاد و نزدیکش هم نمیرم
اگه تیم شخصیتی هم به درد میخوره تیپ شخصیتی من INFP هستش

مشاور

در این مورد در شما یک بینش و تفکر وجود دارد که می تواند از سبک تربیتی شما نشعت بگیرد و برای بررسی دقیق این موضوع نیاز است که شما چند جلسه به صورت حضوری به روان درمانگر و طرحواره درمانگر مراجعه داشته باشید.
شناسایی احساسات درست در مسیر رشد فردی کمک زیادی می کند و نیاز است که به عنوان یکی از وجه های انسان مورد پذیرش قرار گیرد .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴

Setare

سلام. وقتتون بخیر. من مدت زیادیه ک حس خوبی ب خودم ندارم و احساس سر در گمی زیادی دارم. نمیدونم واقعا چی خوبه چی بد. احساس سر خوردگی میکنم.خیلی حالم بده. ممنون میشم کمکم کنید

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
لطفا اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنید.
۱٫چند سال دارید؟
۲٫ روابط شما با اعضای خانواده و دوستانتان چگونه می باشد؟
۳٫ تغییراتی در خواب و تغذیتان ایجاد شده است؟
۴٫ چند مدت است این علایم را دارید؟

Setare

دختر ۲۲ ساله هستم. رابطه ام با خانوادم خوبه ولی آنطوری نیست ک صمیمی باشیم و حرف دلمو بهشون بگم. با دوستامم همینطور. کلا آدم ساکت و کم حرفی هستم. این خیلی منو عذاب میده. جدیدا شبا تا صبح بیدارمو خوابم نمیبره. تغذیه ام مشکلی نداره. تقریبا تا جایی ک یادم میاد همیشه سر در گم بودم. سرگشته و حیران

مشاور

در این مورد ممکن است شما افسردگی داشته باشید و نیاز است چند جلسه مشاوره را دریافت کنید تابتوانید به شناخت بهتری نسبت به خودتان برسید و عملکرد بهتری را تجربه کنید . انزاویی که شما برای خودتان ایجاد کرده اید در روند فکر و عملکرد شما تاثیر منفی زیادی دارد و نیاز است که این انزوا به مرور و به کمک مشاور شکسته شود و از آن خارج شوید تا بتوانید مسیر دلخواهتان را پیدا کنید. میزان شناخت شما و هویتی که شکل داده اید در مسیری و روند کاری شما تاثیر زیادی دارد به نظر می رسد که… ادامه دیدگاه »

Setare

خیلی ممنونم از راهنماییتون و اینکه چقدر خوب حرف منو میفهمین

Naznin

سلام من دخترم و ۱۷ سالمه مشکل من اینه که اصلا نمیتونم تو اجتماع قرار بگیرم و اعتماد بنفس ندارم.خانوادم مذهبین به همین دلیل از طرف دوستام مسخره میشم و این باعث شده همیشه جلوی دوستام چیزی رو نشون بدم که نیستم وخودم نباشم و نشون بدم که منم مثل خودشونم. این باعث شده از شون کناره گیری کنم و خیلی وقتا باهاشون در ارتباط نباشم. خیلی خودمو با همسن و سالام مقایسه میکنم و همیشه میبینم که چقد از من بهترن و من درمقابلشون اعتماد بنفس ندارم همیشه تو جمعا ساکتم و گوشه گیرم. همش حس میکنم بقیه دوس… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز در سن شما گرایش به بودن و اهمیت روابط دوستی زیاد می باشد و همین موضوع باعث می شود که گاه نوجوان سعی کند برای مورد پذیرش قرار گرفتن تغییراتی در خود ایجاد کند که گاه حتی مورد قبولش نیز نمی باشد . ۱٫ مذهبی بودن خانواده شما باعث می شود چه رفتاری داشته باشند که شما آنها را دوست ندراید؟ ۲٫ فکر می کنید افرادی که نمی توانند به هنجارها و انواده شما احترام بگذارند می توانند دوستان خوبی باشند؟ ۳٫ شما تا به حال از دوستانتان شنیده اید که مایل به رابطه… ادامه دیدگاه »

Naznin

ممنون از پاسختون.راستش خیلی وقتا که با دوستام میخوام برم بیرون خانوادم اجازه نمیدن و دوستام مسخره میکنن به خاطر همین خیلی وقتا مجبورم نگم خانوادم نمیزارن و از طرف خودم بهونه ای بیارم یا زمانی که با دوستام بیرونم همش زنگ میزنن و منو چک میکنن بخاطر اینم مسخره میشم البته مستقیم نه اما بهم میفهمونن یا مثلا خانواده من طورین که من باهیچ پسری در ارتباط نیستم و از این موضوع هم دوستام تعجب میکنن.راستش من قبول دارم کسایی که به عقاید خانوادم احترام نمیزارن دوستای خوبی نیستن اما من از اول راهنمایی تا به الان میدیم که… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز دقت کنید که اینکه شما با جنس مخالف در ارتباط نیستید می تواند نشانه رشد یافتگی شما باشد چون روابط در این سن بیشتر بر پایه هیجان می باشد و می تواند برای نوجوان آسیب های زیادی را به همراه داشته باشد در کنار اینکه به گرایش خود به جنس مخالف احترام بگذارید نیاز است که به اینگونه روابط به صورت اغراق آمیز که دوستانتان بیان می کنند توجه نکنید چون همیشه همه مائل بیان نمی شوند و سعی دارد جوان مسائل را به گونه ای جلوه بدهد که برای دیگران جذابیت زیادی داشته باشد. در مورد والدینتان… ادامه دیدگاه »

Naznin

خیلی ممنون از شما.البته خودم هم علاقه ای ندارم توی این سن با جنس مخالف ارتباطی داشته باشم ولی چون دوستام از این موضوع تعجب میکنن باعث میشه نگران شم و فک کنم مشکل از منه.

مشاور

دوست عزیز نگرانی ندارد و بهتر است به نیمه پر لیوان پر لیوان نگاه کنید و این نیمه پر این مورد است که شما از آسیب های احتمالی دور می مانید و می تواند در زمان مناسب و در رشد مناسب یک ارتباط سازنده داشته باشید .
سن شما تخیلات و هیجان زیادی در آن وجود دارد بخاطر همین دوستان شما با این سبک اغراق آمیز از روابط خود تعریف می کنند در صورتی که این میزان از روابط سازنده در سن شما وجود ندارد و احساسات زودگدر می باشد

Naznin

مرسی از لطفتون.

سارا

در ضمن بعضی وقتا هم قلبم تیر میکشه و یه مدتی هم تپش قلب پیدا کرده بودم که به تازگی رفع شده البته خود به خود . در مورد خواهرم هم بگه که از لحاظ ظاهر و اندام بهتر از منه ولی از لحاظ اخلاق و علم و ادب من خیلی از اون سر تر هستم ولی چون فامیلای ما آدمای سطحی نگری هستن به ظاهر و زیبایی بیشتر از علم و دانش اهمیت میدن و از وقتی هر دومون به نوجوونی رسیدیم فقط به خواهرم توجه می کنن و دایما ازش تعریف میکنن.البته فقط فامیل هاا.خونوادم منو بیشتر از… ادامه دیدگاه »

سارا

سلام من دختری ۱۷ ساله هستم .شخصیت من جوری هست که دوست دارم بهم توجه بشه .شاید بخاطر اینه که وقتی یک سال ونیم داشتم خواهرم به دنیا اومده.به هر حال ؛ به دلیل اینکه فک میکردم و میکنم که خونوادم بهم محبت نمی کنن وقتی ۱۴ سالم بود با پسر خالم وارد رابطه شدم که یکساله که این رابطه یکم جدی تر شده .الان متوجه شدم اشتباه کردم وارد این رابطه شدم و پسر خالم اون پسری نیس که من دوسش داشته باشم. دروغکی بهش گفتم که گوشیم خرابه و تقریبا یک ماهه که ندیدمش. الان کابوس روز و… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و گرایش به جنس مخالف و اینکه بخواهید در مرکز توجه قرار داشته باشید کاما قابل درک می باشد اما نیاز است که شناخت بیشتری در مورد خودتان داشته باشید تا بتوانید در مسیر زندگیتان عملکرد بهتری از خودتان نشان بدهید . هر فردی ویژگی های مثبت و منفی منحصر به فرد خود را دارد و با شناخت هر فرد نسبت به خود می تواند در بهبود خود گام بردارد . ۱٫ پدر ومادرتان چند سال دارند؟ ۲٫ پسر خاله شما چند سال دارند و… ادامه دیدگاه »

سارا

۱) مادرم ۴۷ سال پدرم ۵۲٫ ۲)پسر خالم ۲۴ سال داره .من دوست دارم کسی که قرار است با او زندگی کنم فردی جدی نسبت به زندگی باشد نه اینکه فقط دنبال راه های آسون بره و همچنین ایشان چند ماهی میشد که فقط راجب رابطه جنسی حرف میزدند و من اصلا دوست ندارم با فردی نامحرم رابطه داشته باشم. ۳) در حدی که بعضی مواقع منو با ماشینش به کلاس می رسوند .من اجازه ندادم که جدی تر بشه .۴)مثل بقیه ی نوجوونا نیستم اصلا .از کارایی که اونا لذت می برن من خوشم نمیاد و همیشه مثل بزرگتر… ادامه دیدگاه »

مشاور

در این مورد با توجه به سن شما و اینکه بیان می کنید ایشان در مورد مسائل جنسی که خط قرمز شما می باشد صحبت می کنند بهتر است در احترام و بدون توهین به ایشان بیان کنید که مایل به ادامه این رابطه نمی باشید و تصمیم دارید تمرکز خودتان را به درس اختصاص بدهید و سعی کنید اجازه بدهید از نظر سنی به رشد بالاتری برسید و بعد در مورد این روابط تصمیم گیری کنید . ممکن است همین افکاری که در ذهنتان وجود دارد باعث فشار بر شما می شود و این موضوع می تواند به صورت… ادامه دیدگاه »

سارا

واقعا ممنونم سعی می کنم خیلی سریع تکلیف این رابطه رو مشخص کنم و به کنکورم برسم

بی نام

سلام خسته نباشید دختری هستم ۲۰ ساله حدودا یک سال پیش با پسری ۲۴ ساله آشنا شدم و دوست شدیم ایشون از همون هفته اول رابطمون خانوادشونو در جریان گذاشتن و من رو به مادرشون معرفی کردند . چند ماه بعد از طریق راه سنتی و رسم رسوم اقدام به آشنایی کردندو خواستن به خاستگاری بیان که پدرم مخالفت کردند و حتی ایشون رو راه ندادن به منزلمون. البته خانواده من از رابطه ما با خبر نبودند. این آقا در طول یکسالی که با من رابطه عاشقانه داشتند همه جوره کنارم بودند و تکیه گاه محکمی برای من شدند و… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که این فرار از منزل که تصمیم هیجانی می باشد و می تواند برای شما آسیب های زیادی به همراه داشته باشید و بعد از فرار شما و قطع ارتباط با خانواده ممکن است خانواده این آقا نیز مخالف ازدواج شما باشند . بهتر است سعی کنید آرامش خودتان را حفظ کنید و از تصمیم های ناگهانی خوداری کنید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . ۱٫ دلیل مخالفت پدرتان با آمدن این آقا به خواستگاری چه بوده است؟ ۲٫ در زمان فعلی می دانند که این آقا همان آقای است… ادامه دیدگاه »

mehman

سلام وقت بخیر من دختری ۲۷ ساله هستم.کلا زندگیم اونجوری که فکر میکردم نشد.حتی یک درصد.کلا احساس پوچی میکنم.دوس دارم فقط بمیرم و راحت شم.کلا زندگیم باب میلم نیست.من آدم بلند پروازی بودمو هستم از بچیگیم.و الانم که دیگه بزرگ شدم و نتونستم حتی به یکی از اون آرزوهام برسم احساس میکنم که خیلی ضعیفم.من در یک خانواده پرجمعیت به دینا اومدم و ته تغاری هستم . خونوادم تا سن ۲۴ سالگیم با من مثله یه نوجوان ۱۴ ۱۵ ساله رفتار میکردن.چون از بچگی به درس و تحصیل علاقه خاصی داشتم و همیشه سرم توو لاک خودم بود.شاید اصلا به… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز داشتن آرزو می تواند به داشتن هدف در افراد کمک کند اما اگر این آرزوها با واقعیت های زندگی و توانایی های فرد همخوانی نداشته باشد می تواند باعث ایجاد ناامیدی و خشم و.. شود با توجه به توضیحات شما به نظر می رسد که شما پذیرش لازم را نسبت به یک سری مسائل اولیه چون خانواده ، محل زندگی، میزان توانایی خود ندارید و این باعث می شود که شما تمرکز زیادی بر موضوعاتی بگذارید که قابل تغییر نمی باشد و انرژی خود را برای سازندگی زندگی شخصیتان کاهش بدهید. ۱٫ شما چه… ادامه دیدگاه »

mehman

ممنون که انقد سریع جواب میدید آرزوهام در حدی نبودن که غیرقابل دسترس باشن.مثلا یادمه از همون دوران ابتدایی میگفتم انقد باید درسامو خوب بخونم تا بتونم برا ادامه تحصیل برم خارج کشور متاسفانه چون برای انتخاب رشته ام هیچ کسی راهنمایی نکرد و همینجوری یه رشته ای رو انتخاب کردم که الانم هر کدوم از دوستام منو بیرون میبینن با خودشون فکر میکنن که به جاهای بزرگی رسیدیم و همینکه میفهمن مثله بقیه بیکار و جای خاصی نرسیدم ناراحت میشن که با اون همه زرنگیم آخرش پوچ شدم.حتی در شبکه های اجتماعی هم دوس ندارم به دوستای قدیمیم پیام… ادامه دیدگاه »

مشاور

داشتن رویا یک وجه مثبت انسان ها می باشد که اگر با پشتکار همراه باشد می تواند باعث شود که فرد به چیزهایی که مایل است نزدیک شود اما دقت کنید که شما نمی توانید همه چیز را تحت کنترل خود در آورید بخاطر همین در برنامه واهدافتان باید انعطاف پذیری داشته باشید . سعی کنید با برنامه ریزی بجای تخیل اهداف خود را در دنیای واقعی دنیال کنید اینکه شما باهوش باشید و استعداد لازم را نیز داشته باشید اما تلاش لازم را برای تحصیل و رفتن به خارج و… نکنید به شما کمکی برای رسیدن به اهدافتان نمی… ادامه دیدگاه »

mehman

ولی من خیلی تلاش کردم.منتهی امکاناتم خیلی کم بود.یادمه اولین بار که کنکور داشتم(هنرستانی بودم)کتاب کنکور نداشتم.و با همون کتابای درسی تونستم از دانشگاه قبول شم.
ممنون که وقت گذاشتین.مرسی از لطفتون

rozita

سلام و روز بخیر من ۳۰ سالمه و با آقایی که از من چند ماه بزرگتر هستن به مدت هفت ساله که دوست هستیم ایشون خیلی پسر موجهی هستن خانواده هامون در جریان رابطه هستن و توو این مدت چندین بار به پای عقد رفتیم ولی بنا به دلایلی که عرض میکنم نشد . این آقا تک فرزند هستن و پدرو مادرشون از هم جدا شدن و ایشون با مادرشون تنها زندگی میکنن متاسفانه مسائلی که توو زندگیشون رخ داده به شدت بهشون از نظر عاطفی لطمه وارد طی این چند سال من متوجه این نمیشدم چون رفتارشون عادی بود… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد دقت داشته باشید که علایم ایشان نیاز به بررسی دقیق و برای بهبود نیاز به طی کردن پروسه درمانی دارند و شما به تنهایی نمی توانید به بهبود ایشان کمک کنید . ممکن است افکار ایشان از نوع وسواس نیز باشد و در کنار افسردگی و وابستگی افراطی که نیازمند بررسی سبک شخصیتی ایشان می باشد . بهتر است قبل از تصمیم گیری برای ازدواج به صورت حضوری به روان درمانگر مراجعه داشته باشید تا ایشان با طی کردم پروسه درمانی از نظر روحی رد شرایط بهتری برای تصمیم گیری قرار… ادامه دیدگاه »

rozita

ممنون از پاسخگوییتون خیلی دوست دارم که دوباره مراجعه حضوری داشته باشن ولی باتوجه به تجربه خیلی بدی که داشتیم قبلا دیگه نمیتونم راضیشون کنم خواهر من وسواس شدید فکری و عملی داره با این بیماری کاملا آشنا هستم ۱- نمیدونم افکار تکراری داره یا نه ولی همیشه از تنهایی مادرش واهمه داره هر موقع حرف ازدواج میشه استرسش کاملا مشهوده حتی گاهی از حرف زدن فرار میکنه همیشه هم نگران اینکه اگه از من جدا شه من برم با کس دیگه همیشه استرس این موضوع رو داره کلا افکار مزاحم زیاد داره زیادم آدمی نیست که حرف بزنه بیشتر… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز این موضوعی نمی باشد که شما به تنهایی بتوانید از عهده آن بر آید و نیاز به تشخیص گذاری و پروسه درمانی دارد . دقت کنید که این مشکلات با ازدواج برطرف نمی شود و می تواند بر روند زندگی مشترک شما نیز تاثیرات منفی داشته باشد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۹۰

rozita

ممنون از پاسخگوییتون خیلی دوست دارم که دوباره مراجعه حضوری داشته باشن ولی باتوجه به تجربه خیلی بدی که داشتیم قبلا دیگه نمیتونم راضیشون کنم خواهر من وسواس شدید فکری و عملی داره با این بیماری کاملا آشنا هستم ۱- نمیدونم افکار تکراری داره یا نه ولی همیشه از تنهایی مادرش واهمه داره هر موقع حرف ازدواج میشه استرسش کاملا مشهوده حتی گاهی از حرف زدن فرار میکنه همیشه هم نگران اینکه اگه از من جدا شه من برم با کس دیگه همیشه استرس این موضوع رو داره کلا افکار مزاحم زیاد داره زیادم آدمی نیست که حرف بزنه بیشتر… ادامه دیدگاه »

امیر

سلام. من ۱۷سال سن. دارم رابطم با خانواده. خوبه. بخاطر. مشکلاتی ک. از کودکی وجود داشته مانند. اعتیاد. پدر و به دنبال ان دعوا پدر و مادر. دید اطرافیان. نسبت به ما یعنی خانواده ما. در همان سال های کودکی افت تحصیل پیدا. کردم. همیشه. سر کلاس. گریه. میکردم و. همین طور پیش رفت. و کم کم از جمع فاصله گرفتم. کم کم داره. لذت های. زندگی از جلوی چشمم محو میشه. از مسافرت. لذت. نمیبرم. زود. رنج. شدم. به. سیگار. رو اوردم. همش. توی خونه. هم. و نمیتونم خودمو با جمع و جامعه سازگار کنم. اصلا نمیتونم. باهاشون ارتباط… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز دوس عزیز با توجه به توضیحات شما نیاز می باشد که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا مصاحبه بالنی به صورت دقیق برای شما صورت گیرد و یک سری تست های شخصیتی نیز برای شما انجام شود تا بتوانید با چند جلسه مشاوره عملکرد بهتری را بدست اورید و در کنار آن دوره های روحی بهتری را تجربه کنید . مشکات در بین همه خانواده ها وجود دارد اما نوع واکنش فرد به این مشکلات می تواند بر گرفته شده از سبک تربیتی والدین و آمادگی ژنتیکی او باشد دقت کنید… ادامه دیدگاه »

امیر

واقعا. امکانش. نیست. نمیشه. با مشاور چت کرد. حتی نمیتونم تماس صوتی هم بگیرم

مشاور

در همین قسمت سوالتان را مطرح کنید پاسخ ارسال می شود
برای مشاوره تلفنی با شماره زیر تماس بگیرید
۰۲۱-۸۸۴۱۹۸۳۲

امیر

مطرح کردم ک سلام. من ۱۷سال سن. دارم رابطم با خانواده. خوبه. بخاطر. مشکلاتی ک. از کودکی وجود داشته مانند. اعتیاد. پدر و به دنبال ان دعوا پدر و مادر. دید اطرافیان. نسبت به ما یعنی خانواده ما. در همان سال های کودکی افت تحصیل پیدا. کردم. همیشه. سر کلاس. گریه. میکردم و. همین طور پیش رفت. و کم کم از جمع فاصله گرفتم. کم کم داره. لذت های. زندگی از جلوی چشمم محو میشه. از مسافرت. لذت. نمیبرم. زود. رنج. شدم. به. سیگار. رو اوردم. همش. توی خونه. هم. و نمیتونم خودمو با جمع و جامعه سازگار کنم. اصلا… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز در این مورد من یک سری سوالات در پست قبلیتان مطرح کردم به کامنت قبلیتان مراجعه کنید

امیر

فکر کنم ژنتیکی هم باشه چون مادرم. افسردگی. داره

مشاور

در این مورد نیاز می باشد که به صورت حضوری مراجعه فرماید تا بررسی دقیق صورت گیرد و پروسه درمانی را طی کنید.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

Amir

در حال حاضر با دوستانم قطع رابطه کردم بیشتر از یک سالی میشه و خلق و خوی بنده با اطرافیان نزذیکم از لحاظ عصبی بودن خیلی زود از کوره در میرم و عصبی میشم قرص های خواب آور مثل کلرودیازپوکساید و آلپرازولام رو خودم بدون تجویز پزشک دارم مصرف میکنم اما اون حالت بی قراری و اضطراب مو بی خوابی و بی اشتهایی رو هم چنان دارم و اینکه سرترالین رو قبلا در گذشته مصرف میکردم بهتر بودم قرص هابی که سال پیش دکتر برای من تجویز کرده بود است سیتالوپرام و الانزاپین بود که درمان رو ادامه ندادم بعد… ادامه دیدگاه »

مشاور

دوست عزیز مصرف خودسرانه این داروها یم تواند تاثیرات مخرب بیشتری ایجاد کند با توجه به توضیحات شما نیاز است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در پروسه مشاوره قرار گیرید و علایم اضطراب و افسردگی شما به صورت دقیق بررسی شود و در روند مشاوره بتوانید عملکرد بهتری کسب کنید .
در صورت نیاز برای دریافت دارو در کنار جلسات مشاوره نامع ارجاع به روان پزشک به شما داده می شود.

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱

Amir

سلام پسری هستم ۲۶ساله از دوران کودکی شرایط سختی داشتم و تحت فشار بودم قرص سرترالین هم مصرف کردم فلوکستین هم یک مدته بعد از مسافرت دچار بی خوابی شدیدی شدم در حال حاضر قرصی جز آلپرازولام نیم و کلرودیازپوکساید نمی‌خورم اما همچنان اضطراب و استرس رو دارم و تعریق بیش از حد دارم خیلی بی انگیزه و بی حوصله شدم تمایلی به کار کردن حتی ندارم اصلا نمیتونم بخندم یا توی جمع باشم اعتماد به نفسم و هم از دست دادم کم تحرک و بی اشتها هم شدم کلی هم کاهش وزن پیدا کردم از بس سر موضوعات مختلف… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این علایم می تواند علایم افسردگی باشد که نیاز است به صورت دقیق تر مورد بررسی قرار گیرد .
۱٫ مصرف این قرص ها در شما زا چند سالگی شروع شده است و تحت نظر روان پزشک می باشد؟
۲٫ چند مدت است کاهش وزن و کناره گیری و خلق غمگین دارید؟
۳٫ روابط شما با اعضای خانواده و دوستانتان چگونه می باشد؟
۴٫ این مشکلات و خلق تاثیری بر عملکرد درسی و روابط شما گذاشته است؟
۵٫ منظور شما زا شرایط سخت کودکی چیست؟

Mahdi

سلام من پسر ۱۶ ساله هستم. حس میکنم خیلی تنها هستم. دوستای زیادی دوروبرم هستن اما هیچکدوم با من صمیمیه صمیمی نیستن. حتی بهترین دوست خودم که خیلی هم دوستش دارم. از بچگی هم همین اوضاع بود. من همسن نداشتم.برای همین بقیه که سنشون نزدیک من بود باهم صمیمی تر از من بودن. همیشه درگوشی حرف میزدن و این منو خیلی آزار میداد همینطور دوستام هم همینکارارو میکردن.ز طرفی نمیخواستم ولشون کنم چون از تنهایی خوشم نمیاد. این موضوع چند سال پیش کمرنگ تر شده بود ولی الان انگار دوباره قوت گرفته پیش دوستان. جدیدا بعضی روزها از کوچکترین اتفاق… ادامه دیدگاه »

Mahdi

و یه چیز دیگه اینکه اصلا از قیافه و شکل ظاهریم راضی نیستم. همین هم باعث شده اعتماد به نفسم کم شه . خیلی هم تلاش کردم که راضی باشم اما نمیشع. همیشه هم تو ذهنمه

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز گ دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن حساسیت به ظاهر و قیافه بیشتر می شود و گاهی حتی فرد فکر می کند که در جمع همه به او توجه دارند و سعی می کنید به ظاهر و قیافه خود بیشتر از گذشته رسیدگی کند و فرد روابط دوستی برایش از اهمیت زیادی برخوردار می شود که باعث می شود به رفتارهای گروه حساسیت بیشتری نشان بدهد . ۱٫ روابط شما با اعضای خانواده چگونه است؟ ۲٫ شما فکر می کنید دوستانتان در مورد شما صحبت می کنند؟… ادامه دیدگاه »

Mahdi

۱ روابط خیلی خوبی با خانواده دارم و از اون بابت هیچ مشکلی نیست
۲ شاید بعضی مواقع
۴ معمولا زمان هایی که روابطم با دوستام مشکل نداشته باشه و مشغله ذهنی از این بابت نداشته باشم اعتماد به نفس بالاتری دارم و خوشحال تر هم هستم
۵ همیشه تو بحث و دعواها کوتاه میام و سعی میکنم کمترین مشکل رو با افراد داشته باشم. حتی وقتایی که باهم دعوا میکنن همیشه سعی میکنم آشتیشون بدم
۶ واقعا نمیدونم چون نمیفهمم که وقتی حضور ندارم چی راجع به من میگن

مشاور

دوست عزیز در سن شما اینگونه حساسیت ها دیده می شود و فرد خود را در راس توجه می داند و فکر می کند که دیگران مداوم به قیافه و رفتارهای او توجه دارند در صورتی که در واقعیت اینگونه نمی باشد و این افکار اگر تمرکز شما را در بر بگیرد شما عملکردتان کاهش می یابد و باعث می شود که شما مداوم به رفتارهای دیگران توجه کنید و سعی داشته باشی خودتان را تغییر بدهید . بیشتر این رفتارها و افکار مربوط به سن شما می باشد و با رشد عقلی، اجتماعی، فرهنگی ، جنسی و… هویت شما… ادامه دیدگاه »

Mahdi

مثلا چه تغییراتی باید ایجاد بشه؟

مشاور

اینکه سعی کنید در شناخت خودتان و علایقتان بیشتر گام بردارید و می توانید یک لیست از ویژگی های مثبت و در کنار آن یک لیست از ویژگی های منفی خودتان را بنویسید و سعی کنید به مرور ویژگی های منفی خودتان را با اصلاح به جدول ویژگی های مثبت انتقال بدهید . در این مورد نیاز است که به خودتان با همه ویژگی های مثبت و منفی احترام بگذارید و بدانید که هیچ فرد کاملی وجود ندارد و از مقایسه کردن خودتان بپرهیزید اما می توانید افرادی راب ه عنوان الگو انتخاب کنید و از بعضی از رفتارهای آنها… ادامه دیدگاه »

Mahdi

ممنون از کمکتون

confused

سلام وقتتون بخیر پسرم و ۱۷.۵ سالمه همه چی برام سیاهه و این واقعا اذیتم میکنه‌‌‌. خانواده ناارومی دارم برای همین تقریبا از وقتی به بلوغ رسیدم رفتم سمت خوندن راجب فلسفه و رمان(تو دنیای خودم سیر میکردم و میکنم) ولی این موضوعا بیشتر منو انگار تو خودم فرو برد. نمیدونم افسردم یا نیستم. چون حالت عادی اونقد تو خودم میرم که گاهی ممکنه حتی بزنم زیر گریه ولی در مقابلش با یه سوژه ریز هم شاد میشم اوایل فکر میکردم هیجانای سنمه ولی فقط احساسات نیستن چون از دنیا اومدنم تا جایی ک هستم و مشکلاتی که دارم از… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد نیاز است که بررسی دقیق تری صورت گیرد تا بتوانیم به نتیجه بهتری برسیم. همه انسان ها دو حالت غم و شادی را تجربه می کنند اما اگر یکی از این موارد به اندازه ای زیاد باشد که بر کارکرد فرد تاثیر گذارد نیاز به بررسی دقیق تر دارد. ۱٫ چند مدت است این علایم را دارید؟ ۲٫ تغییراتی را در میزان خواب و تغذیه خود احساس می کنید/؟ ۳٫ روابط شما با اعضای خانواده و دوستانتان چگونه می باشد؟ ۴٫ عملکرد درسی شما رضایت بخش است؟ ۵٫ در چه زمان… ادامه دیدگاه »

confused

۱/حدود دو سال ۲/خیر خواب و تغذیه معمول دارم ۳/بستگی به فرد داره ولی اکثرا پیش دوستام ادم شادیم، پیش خانواده معمولیم ولی توی تنهاییام ذهنم مشغول میشه ۴/بخاطر علاقم به رشتم و اینکه خودم دوست دارم بتونم روانشناس بشم اوضاع درسیم خوبه(ولی اخر همه اینا یه حسی همش بهم میگه خب که چی) ۵/وقت هایی که با دوستام هستم. کلا یه سرگرمی یا حواس پرتی که باعث میشه موقتا فراموش کنم ۶/بیرون از خونه بدون استثنا درحال گوش دادن آهنگام هستم. خونه هم که هستم قبل خواب باز آهنگ گوش میدم و میخوابم. کتاب هم اکثرا در طول روز… ادامه دیدگاه »

مشاور

با توجه به نوع عملکرد شما نمی توان بیان کرد که شما افسردگی دارید چون علایم اولویه افسردگی نیز برای شما صادق نمی باشد دقت کنید که همه افراد سردرگمی و ناراحتی و غم را تجربه می کنند و برای اینکه بیان کنیم فرد افسرده است نیاز است یک سری علایم را در زمان مشخصی داشته باشد و بر عملکرد او او نیز تاثیر گذاشته شده باشد . بهتر است سعی کنید مشکلات خانوادگی را به خودشان واگذار کنید و سعی کنید در کنار احترام برای همه آنها مسیر و برنامه خودتان را دنبال کنید هرچقد شما بخواهید بیشتر بر… ادامه دیدگاه »

Sahar

سلام من مشکل شدیدی در بروز احساسات دارم این احساس از سنین خیلی پایین روی من بوده من اصلا نمیتونم توی جمع گریه کنم به خاطر همینم همه فکر میکنن من خیلی بی احساسم همین چند وقت پیش ختم یکی از عزیزترین افراد زندگیم بود به قدری خودمو سرخاکسپاری کننرل کردم هی اشکام میومد اجازه خارج شدن رو نمیدادم بعدش توی سرم انقدر احساس سنگینی میکردم وقتی تنها شدم انقدر گریه کردم به خاطر اینکه چشمام پف کرده بود خودمو به خواب زدن که وقتی میان خونه نبینن منو یا وقتی دارم با یکی درد و دل میکنم و گریم… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این موضوع می تواند به دیدگاه شما نسبت به داشتن احساسات و اینکه چه تفکری در مورد گریه کردن و نشان دادن احساسات خودتان دارید ارتباط داشته باشد.
۱٫ چند سال دارید؟
۲٫ ازچه زمانی متوجه این موضوع شدید؟
۳٫ روابط شما با اعضای خانواده و دوستانتان چگونه است و می توانید از احساسات خودتان با آنها صحبت کنید؟
۴٫ فکر می کنید شما حق داشتن احساس غم ، دلتنگی و… را دارید؟
۵٫به نظر شما اگر شما در مقابل دیگران احساسات خودتان را نشان بدهید چه دیدگاهی در مورد شما ایجاد می شود؟

Sahar

۱.اواخر نوجوانی
۲.ازاواخر کودکی از زمانی که عاقل شدم و از حالت کودکی دراومدم از گریه کردن جلوی دیگران فرار میکردم
۳.روابط خوبی دارم ولی از احساساتم خیلی کم صحبت میکنم چون حس امنیت ندارم و ممکنه با گفتن به اونا باعث بشه خیلی از افراد دیگه هم متوجهش بشن
۴.حتما هر انسانی توی زندگیش با احساسات مختلفی مواجه میشه و غم هم جزو اوناست
۵. از نظرمن دیدگاه خاصی ایجاد نمیشه ولی دوست ندارم درباره این موضوع پشت سرم صحبت کنن

مشاور

دوست عزیز نیاز است بدانید که هر انسانی به حکم انسان بودن خود احساسات متفاوتی را تجربه می کند از جمله احساس غم ، خشم، شادی، عصبانیتو… و کسی بخاطر داشتن اینگونه احساسات نباید فرد را مورد سرزنش قرار بدهد . در اول نیاز است که شما با احترام به احساسات خودتان توجه کنید و سعی کنید که اجازه بدهید این احساسات در زمان مناسب خودش بروز پیدا کند و با مدیریت درست آن ها را اگر نیاز است مثلا احساس خشم و ناراحتی دارید به فرد مقابل بیان کنید و یا احساساتی چون غم و دلتنگی ممکن است با… ادامه دیدگاه »

Sahar

من توی خلوت خودم گریه میکنم اینجوری نیست که اصلا نباشه الان پیشنهاد شما چیه

مشاور

بله در خلوت خودتان چون فرد دیگری در آنجا وجود ندارد .
در پست قبلی هم بیان کردم در اول نیاز است که شما با احترام به احساساتتن نگاه کنید و آن ها را مایع تمسخر دیگران و یا اینکه دیگران بتوانند با آن به شما آسیب بزنند نبینید و در کنار آن یک دوره مشاوره را نیز تجربه کنید تا در این مسیر به شما کمک شود.

Sahar

با تشکر از راهنماییتون

Alone

سلام من پسری هستم ۱۸ ساله . قضیه از نوروز ۹۷ شروع شد یهو رابطه مو بادوستام قطع کردم. خونه نشین شدم با هیچکسی حرف نمیزدم. و به دوران کودکی مزخرفم فکر میکردم. مامانم همیشه رو مخم بود تو بچگی هم کتکم میزد سرچیزای الکی.پدرم هم ازوقتی به دنیااومدم تا۸سالگیم اعتیاد داشت بعد پاک شد ولی بعد از ۹سال پاکی دوباره الان اعتیاد به متادون داره.ولی برعکس مادرم منو درک میکنه .مادرم هم الان که بزرگتر شدم بهتر شده.ماه ها گذشت شب ها الکی گریه میکردم بیشترروزهاهم خواب بودم .یکی از روزای مهرماه ۹۷سرم تو گوشی بود که از طریق… ادامه دیدگاه »

مشاور

با سلام خدمت شما دست عزیز علایمی که شما بیان می کنید می تواند علایم افسردگی باشد اما نیاز به بررسی دقیق تر نیز وجود دارد و اینکه شما وارد پروسه درمان شوید بهتر است اول به رانشناس مراجعه داشته باشید تا بررسی لازم صورت گیرد و در صرت نیاز برای دریافت دارو به روان پزشک ارجاع داده می شوید. ۱٫ در چه زمان های حتی به مقدار کم عملکرد شما بهبود می یابد؟ ۲٫ در نوروز ۹۷ اتفاق خاصی برای شما رخ داده است؟ ۳٫ زمان هایی که می خندید می توانید انرژی بیشتری برای کار و ریسک کردن… ادامه دیدگاه »

فائزه

سلام ۲۲سالم احساس افسردگی دارم همش احساس خستگی میکنم یاخیلی میخوابم یا اصلا نمیتونم درست بخوابم هیچی خوشحالم نمیکنه احساس پوچی وبی ارزش بودن دارم ازهمه بدم میاد مخصوصا ازخودم برای اینکه کسی چیزی نفهمه سعی میکنم عادی رفتارکنم اما تاحالا چندبار به خودکشی فکرکردم یک بارم خواستم انجامش بدم اما به خاطر ابروی خانوادم انجامش ندادم اما دیگه خسته شدم

مشاور

جواب شما در دو پست قبلی ارسال شد لطفا به همان قسمت مراجعه کنید