جدیدترین راه تشخیص و درمان فوبیا / ترس

دسامبر 11, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

پرخاشگری چیست و انواع پرخاشگری در روانشناسی pdf

فوریه 22, 2020/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

۱۲ روش کاهش استرس در دوره بارداری -مقاله مورد تایید

سپتامبر 8, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

اسکیزوفرنی و ازدواج / آیا با افراد اسکیزوفرنی ازدواج کنیم؟

آگوست 6, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

مشاوره دو قطبی و اختلال افسردگی شیدایی

فوریه 15, 2020/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

چرا استرس اتفاق می افتد و چگونگی آن را مدیریت کنیم؟

جولای 26, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

همسرتان زیاد حرف می زند؟ دیگر توان و تحمل ندارید؟

سپتامبر 29, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

علائم افسردگی شدید در زنان و مردان چیست؟ – چگونه درمان می شود؟

آگوست 9, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

اگر می خواهید به الزایمر مبتلا نشوید حتما…

آگوست 28, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

۱۴ راه درمان افسردگی بدون دارو

آگوست 23, 2018/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

درمان فوبیای اجتماعی ، گوشه گیری ، انزوای اجتماعی

فوریه 29, 2020/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

ویدیو تشخیص و درمان افسردگی و دو قطبی

فوریه 1, 2020/توسط سارا نظری مقدم مشاور خانواده

اختلال افسردگی یک بیماری معمول و جدی پزشکی است که منفی بر احساس شما، نحوه فکر کردن و نحوه رفتار شما تاثیر می گذارد.

خوشبختانه، این نیز قابل درمان است. افسردگی احساس غم و اندوه و / یا از دست دادن علاقه به فعالیت های یک بار لذت می برد.

این می تواند منجر به مشکلات مختلفی از لحاظ احساسی و جسمی شود و توانایی فرد در کار و در خانه را کاهش دهد.

اختلال افسردگی

علائم اختلال افسردگی

علائم افسردگی می تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد و می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • احساس ناراحتی یا خستگی افسرده
  • از دست دادن علاقه و یا لذت بردن از فعالیت های یک بار لذت می برد
  • تغییرات اشتها – کاهش وزن یا افزایش غیر مرتبط با رژیم غذایی
  • مشکل خوابیدن یا خوابیدن بیش از حد
  • از دست دادن انرژی یا افزایش خستگی
  • افزایش فعالیت فیزیکی بدون هدف (به عنوان مثال، دست زدن به دست و یا قدم زدن) یا حرکات آرام (اقدامات قابل مشاهده توسط دیگران)
  • احساس بی ارزش یا گناه
  • دشواری تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری
  • افکار مرگ یا خودکشی

علائم باید حداقل دو هفته برای تشخیص افسردگی ادامه یابد.

علائم فیزیکی افسردگی

  1. مشکلات تیروئید
  2. تومور مغزی
  3. کمبود ویتامین

می تواند علائم افسردگی را تقلید کند، بنابراین مهم است که علل عمومی پزشکی را کنار بگذاریم.

اختلالات عصبی شناختی

چه کسانی مستعد افسردگی هستند؟

افسردگی در ۱۵ سال بزرگسال (۷/۶٪) برآورد شده است. و یکی از شش نفر (۶/۱۶٪) بعضی اوقات در زندگی خود دچار افسردگی می شوند.

افسردگی می تواند در هر زمان، اما به طور متوسط، در ابتدای ظهور نوجوانان تا اواسط دهه ۲۰ ظاهر می شود.

زنان به علت افسردگی بیشتر از مردان هستند. برخی مطالعات نشان می دهد که یک سوم زنان در طول زندگی خود یک قسمت افسردگی عمده را تجربه خواهند کرد.

افسردگی از غم و اندوه متفاوت است؟

مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن یک کار یا پایان دادن به یک رابطه، تجربیات سخت برای یک فرد برای تحمل است.

برای احساس غم و اندوه در پاسخ به چنین شرایطی، طبیعی است.

کسانی که از دست دادن تجربه می کنند، اغلب خود را “افسرده” توصیف می کنند.

اما غم انگیز بودن این نیست که افسردگی وجود دارد.

فرایند گرایش طبیعی و منحصر به فرد برای هر فرد است و برخی از ویژگی های مشابه افسردگی را نیز به اشتراک می گذارد.

هر دغدغه و افسردگی می تواند غم و اندوه شدیدی از فعالیت های معمول داشته باشد.

افسردگی از غم و اندوه متفاوت است؟

راه تشخیص افسردگی از غم و اندوه

در غم و اندوه، احساسات دردناک در امواج می آیند، اغلب با خاطرات مثبت مرده مخلوط می شوند.

در حالت افسردگی، خلق و خو و یا علاقه (لذت) برای بیشتر دو هفته کاهش می یابد.

در غم و اندوه، عزت نفس معمولا حفظ می شود. در افسردگی عمده، احساس بی ارزش بودن و خودخواهی، شایع است.

برای برخی از افراد، مرگ عزیزان می تواند افسردگی بزرگی ایجاد کند. از دست دادن شغل یا تبدیل شدن به یک قربانی یک حمله فیزیکی یا یک فاجعه بزرگ می تواند منجر به افسردگی برای برخی افراد شود.

هنگامی که غم و اندوه و افسردگی هم وجود دارد، غم و اندوه شدید تر و طولانی تر از غم بدون افسردگی است.

با وجود برخی همپوشانی بین غم و افسردگی، آنها متفاوت هستند.

تمایز میان آنها می تواند به کمک مردم، کمک و یا درمان آنها کمک کند.

مشاوره فوبیا و درمان فوبیا هراس و ترس

عوامل خطر برای افسردگی

افسردگی می تواند بر هرکسی، حتی شخصی که به نظر می رسد در شرایط نسبتا ایده آل زندگی می کند، تاثیر بگذارد.

عوامل متعددی در افسردگی نقش دارند:

بیوشیمی

تفاوت های شیمیایی خاصی در مغز ممکن است به علائم افسردگی کمک کند.

ژنتیک

افسردگی می تواند در خانواده ها اجرا شود. به عنوان مثال، اگر یک دوقلو یکسان دارای افسردگی باشد، دیگر احتمال ۷۰ درصد در معرض بیماری در زندگی وجود دارد.

مشاوره حضوری آنلاین و تلفنی

شخصیت

افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند و به راحتی تحت فشار قرار می گیرند یا افرادی که به طور کلی بدبین هستند احتمال بیشتری دارند که افسردگی را تجربه کنند.

عوامل محیطی

قرار گرفتن در معرض خشونت، غفلت، سوء استفاده یا فقر مستمر ممکن است برخی افراد را به افسردگی آسیب برساند.

علائم فیزیکی اضطراب و نشانه های رفتاری اضطراب و عوارض اضطراب چیست؟
درمان فوبیای اجتماعی گوشه گیری و انزوا درمان
راهکارهای طلایی درمان اختلال پرخاشگری -باورهای غلط در معنی پرخاشگری
علت پرخاشگری و بی صبری - فرقش با شجاعت علت پرخاشگری
انواع پرخاشگری در روانشناسی - پرخاشگری چیست
راهکارهای جلوگیری از دزدی کودک - دزدی یا عدم درک مالکیت؟
مراحل کنار آمدن با فوت همسر و استرس ناشی از آن چه کنیم؟
با مشکل بی خوابی چه کنم؟ شبا خوابم نمی بره
مشاوره دو قطبی و اختلال افسردگی شیدایی
14 comment(s) need to be approved.
مشترک شوید
قابل توجه
689 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده تمام کامنت ها
zahra
2 روز پیش

سلام من نمیدونم افسردم یا ن ولی به تنهایی شدیدا وابستم ،دلم نمیخاد تو جمع باشم و جدیدا حتی نمیتونم گریه کنم تو بدترین شرایط فقد میخندم خیلی آزارم میده میشه کمکم کنید برطرفش کنم

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
2 روز پیش
پاسخ به  zahra

سلام به شما زهرا جان ببین عزیزم در این مورد ان چه که قابل مشاهده هست این است که شما نیاز به کمک های حرفه ای دارید تا هم ما بتوانیم با بررسی همه موراد و علایم و افکار و احساساتی که تجربه می کنید تشخیص گذاری دقیقی داشته باشیم در کنار اینکه بتوانید در پروسه درمانی شرایط بهتری را نیز تجربه کنید. سعی کنید که به احساسات و شرایط روحی خودتان احترام بگذارید و در مسیر درمانی با شناخت بهتر خودتان و بررسی وابستگی که بیان می کنید پاسخ بهتری بدهید تا بتوانید ادامه مسیر رشدی خود را طی… ادامه دیدگاه »

Sajad
6 روز پیش

سلام من نزدیک به چند ماه هست با یک دختر در ارتباطم ، مادرش از رابطه ما خبر داره هر دو ۱۷ سالمونه ، اون چند روزی بود ک حال خوبی نداشت و وقتی همو دیدیم یه جوری رفتار کرد ک کاملا دلم شکست و ناراحت شدم ، بعد از اون بهش اتفاقی ک افتاده و کاری ک انجام داده رو بهش گفتم و میخواستم بگم که از رفتارش ناراحت شدم ، ولی اون یه جوری رفتار کرد ک همه تقصیر ها با من شد همه چی عوض شد و باعث سد ۳ هفته کلا یه جور سردی بشه باهام… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
6 روز پیش
پاسخ به  Sajad

سلام به شما دوست عزیز دقت کنید که در این مورد نیاز است که خود این خانم ناراحتی خود را بیان کنند تا شما بتوانید اگر این ناراحتی به شما ارتباطی دارد در این مسیر برای رفع این دلخوری ایجاد شده کاری انجام بدهید اما این درگیری و تغییرات خلقی م یتواند بخاطر سردگمی و شرایط سنی هردوی شما نیز باشد چون در سن شماها وارد شدن به این روابط بدون کسب هویت کامل می تواند با سردگمی های زیاد مواجهه باشد در کنار اینکه آینده رابطه قابل پیش بینی نیست . سعی کنید در کنار احترامی که برای احساسات… ادامه دیدگاه »

Dina
6 روز پیش

سلام من ۲۰ سالمه، از نوجوانی دچار افسردگی شدم و درمان هم نشدم،اعتماد به نفس خیلی پایینی دارم به این دلیل که همیشه از خانواده سرکوفت شنیدم ، مورد تمسخر قرار گرفتم و اینکه هیچ وقت به احساساتم توجهی نشد. از اونجایی که در برقراری ارتباط و نشون دادن احساسات و هیجاناتم به شدت ضعیفم متوجه علائم اختلال اسکیزویید شدم
به شدت احساس بی ارزشی میکنم و نمیتونم ساده ترین کارها رو انجام بدم
لطفا کمکم کنید

Last edited 6 روز پیش by Dina
ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
6 روز پیش
پاسخ به  Dina

سلام به شما دوست عزیز در این مسیر بهتر است سعی کنید که برای ردمان به صورت حضوری به روانشناس و روان پزشک مراجعه داشته باشید چون نداشتن اعتماد به نفس و مشکلات ارتباطی خود نشان از افسردگی می باشد و در حالت های شدید افسردگی برای افراد رخ می دهد . در این مسیر شما با بهبود شرایط روحی خودتان می توانید در این مسیر نیز نتیجه گیری بهتری داشته باشید . سعی کنید از تشخیص گذاری و خود درمانی خوداری کنید و در این مسیر با کمک متخصص پیش بروید . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران… ادامه دیدگاه »

مریم
7 روز پیش

خیلی خستم بابام به شدت محدودم میکنه پرخاشگره وبرام احترام قائل نیس مادر بزرگمو سه هفته پیش از دست دادم ۱۰ سال پیش اون بودم قبل از فوت ایشونم به شدت احساس اسردگی میکردم خیلی وزن کم کردم میشه ۴ روز سه بار غذا میخورم بعضی وقتا همش گرینم میشه و روزی چند بار غذا میخورم به شدت پرخاشگر وعصبی شدم بچگی خیلی کتکم زدن الان همش یادم میوفتن گریه میکنم شاگرد زرنگ بودم ولی به خاطر افسردگی نتونستم کنکور درس بخونم همش تو اتاقمم گریه میکنم موهای پشت دستم و اونقدر کندم که کاملا زخمن موهای سرمو درآوردم وبعضی… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس مختاری
7 روز پیش
پاسخ به  مریم

سلام به شما مریم جان بسیار برای شرایط شما متاسف هستم عزیزم، عزیزم شما در وضعیت روانی خا صی هستی و در این شرایط نیاز است که شما به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید. اگر شرایط مراجعه دارید سعی کنید حتما با صورت حضوری در جهت دریافت مشاوره اقدام کنید و اگر شرایط مشاوره ی حضوری را ندارید میتونید به صورت تخصصی مشاوره ی تلفنی دریافت کنید ولی قبل از هر اقدامی برای مراجعه به روانشناس نیاز هستش که انگیزه ی کافی برای درمان خودتون رو پیدا کنید، این انگیزه بوجود نمیاد مگر با امید به بهبود، عزیزم این… ادامه دیدگاه »

مریم
7 روز پیش

سلام من ۲۱ سالمه و از وقتی یادم میاد و خیلی کوچیک بودم از وقتی بیدار می شدم تا وقتی می خوابیدم پدرم برام برنامه ریزی می کرد کار می کردم و یادم نمی یاد برای انجام کار خاصی تصمیم گرفته باشم حالا که بزرگ شدم این اوضاع برام سخت تر شده ۳ ساله مدرسم تموم شده و پدرم به خاطر تعصب زیادی که داره اجازه نداد برم دانشگاه در حالی که خیلی سخت تلاش می کردم تا یه رشته خوب قبول شم بهم اجازه نمی ده بیرون برم همه دوستامو از دست دادم احساس پوچی می کنم به خصوص… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
7 روز پیش
پاسخ به  مریم

سلام به شما مریم جان قابل درک هست که این سبک رفتاری والدین و گرفتن آزادی و استقلال برای شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما در این مسیر کناره گیری شما و یا آسیب زدن به خودتان کمکی به رفع این مشکلات نمی کند بهتر است در کنار احترامی که برای آنها قائل هستید و در بیان درک نگرانی و احساسات انها در زمان مناسبی بیان کنید که از این سبک رفتاری چه احساسی دارید و اینکه می خواهید چه مسیری را دنبال کنید و توقع دارید که آنها در این مسیر با شما همراه شوند تا… ادامه دیدگاه »

مریم
7 روز پیش

من بارها و بارها خواستم باپدرم صحبت کنم ولی پدرم اصلا به خواسته ها و نیاز هام توجهی نمی کنه و آبرو و اعتقاداتش از زندگی و اینده دخترش مهم تره من با نرفتن به دانشگاه کنار اومدم ولی می خوام کار کنم و استقلال مالی داشته باشم ولی افکار پدرم دست و پا مو بسته به نظرتون چطور باید باهاش حرف بزنم تا حرف هامو جدی بگیره و کمکم کنه؟ می ترسم اخرش این اره گفتن ها به حرف های پدرم ایندمو نابود کنه حتی می ترسم مثل خواهرم مجبور باشم با کسی که نمی شناسمش ازدواج کنم لطفا… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
7 روز پیش
پاسخ به  مریم

ببین مریم جان قابل درک هست که این سبک رفتاری برای شما با فشار روحی زیادی همراه هست اما عزیزم در این مسیر بهتر است شما مسیر و کار مورد نظرتان را انتخاب کنید و تحقیقات لازم را نیز انجام بدهید و در زمان مناسبی در احترام به پدرتان بیان کنید که می خواهید وارد این حیطه علاقه و یا کارتان شوید و در جایگاه پدری از ایشان توقع حمایت را دارید . سعی کنید که خودتان تلاش کنید و مسیری را که دوست دارید دنبال کنید در این حالت انها نیز تلاش شما را می بینند و می توانید… ادامه دیدگاه »

niyayesh
9 روز پیش

سلام من پونزده سالمه..یه دختر بشدت اروم و سر بزیر..هرجا میرم جواب تست افسردگیم شدید درمیاد..ولی خانوادم جدی نمیگیرن مامان بابام درگیر یه مشکل مالی ان و اصلا به من توجه نمیکنن..دوستی هم ندارم ک بتونم در این باره باهاش حرف بزنم.کل روز تو اتاقمم احساس پوچی میکنم حالم از خودم بهم میخوره مطمین نیستم بخوام این زندگی کوفتیو ادامه بدم.از همه ادما بدم میاد خانوادم قد نخود هم واسم ارزش قایل نیستن .خیلی سریع عصبی میشم ..من هیچی نمیخوام فقط میخوامم فرار کنم ازاین اشغالدونی ک اسمشو گذاشتن زندگی کم فقط همینو میخوام..

ویرایشگر
روانشناس مختاری
9 روز پیش
پاسخ به  niyayesh

سلام به شما نیایش جان توجه کن که شما در سن حساسی به سر می بری عزیزم. در سنین نوجوانی فرد ممکن است احساسات شدید غم و تنهایی را بیش از حدی که واقعا وجود دارد تجربه کند و نسبت به آن واکنش های شدیدی نشون بده. عزیزم این خیلی ناراحت کننده است که پدر و مادر شما به احساسات شما توجه نمی کنن ولی ناراحت کننده تر و نگران کننده تر این هستش که شما خودتون هم به احساسات خودتون توجه نکنی و برای بهبود حالتون و شرایطی که در آن به سر می بری تلاشی نکنی ، اینکه… ادامه دیدگاه »

Sahel
15 روز پیش

با سلام من ۲۵سالمه فرزند آخر خانواده هستم فقط خودم و برادرم مجردیم بقیه ازدواج کردن ،یه مدتیه خیلی احساس ناامیدی و پوچی میکنم توان انجام حتی ساده ترین کارها رو ندارم ۹کیلو وزن کم کردم اشتهام و خوابم خیلی کم شده پرخاشگر شدم زیاد گریه میکنم هرکی کوچکترین حرفی بهم بزنه ناراحت میشم نسبت به آیندم بدبین شدم حس میکنم انسان پوچی هستم و به هیچ جایی نرسیدم حالم خیلی بده مدتیه که به فکر خودکشی افتادم ولی جراتشو ندارم فقط مبخوام بمیرم کمکم کنید لطفا

ویرایشگر
روانشناس مختاری
15 روز پیش
پاسخ به  Sahel

سلام به شما عزیزم علائمی که شرح میدین (کاهش وزن شدید، اختلال در اشتها و خواب، خلق غمگین و افکار خودکشی)، نشان از وجود اختلال افسردگی در شما رو میده و نیاز هست که حتما به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید و بعد از ارزیابی بالینی و تشخیص قطعی توسط متخصص روند بهبودی و درمانتون رو شروع کنید. عزیزم دقت کن که نیاز هستش که شما هرچه سریع تر برای درمانتون اقدام کنید و برای این کار تردید نکنید، تداوم این حالت ها در شما میتونه باعث عقب افتادن شما از کارهای روزمرتون بشه و در فعالیت های اجتماعی… ادامه دیدگاه »

Shide
16 روز پیش

سلام من ۲۱ سالمه و دانشجو هستم حدود هشت ماهه که از خونه بیرون نرفتم دائم میخوابم و حوصله انجام کار هامو ندارم و اینکه کاری انجام نمیدم بیشتر ناراحتم میکنه . با خانوادم یا قهرم یا حرفی نمی زنم یا دعوا میکنم . احساس میکنم بود و نبودم برای کسی فرقی نداره . بیشتر از یک ساله نتونستم رابطه عاطفی با کسی برقرار کنم . و شدت حس میکنم تنهام . چند وقت پیش برای مادرم تعریف کردم و اون فکر میکنه شرایطم عادیه و همه در حال حاضر اینطورین ولی این رفتارام از قبل هم بودن با توجه… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس مختاری
16 روز پیش
پاسخ به  Shide

سلام به شما
شما تک فرزندین یا اینکه خواهر برادری هم دارید؟
علت بیرون نرفتن شما به خاطر کروناس؟ یا به طور کلی علاقه ای به بیرون رفتن ندارید؟
روابط شما با دوستاتون چطور هست؟

Shide
16 روز پیش

خیر یه برادر کوچک تر دارم . با اکثر دوستام ارتباطمو قطع کردم . حوصله بیرون رفتن ندارم . انگیزه انجام دادن کار هامو ندارم ، چند بار اومدم لیستی از کارهایی که باید فرداش انجام بدم تهیه کردم ولی تمام طول روز احساس خستگی میکنم و میخوام بخوابم و میگم کارهامو انجام بدم که چی بشه . فقط با یکی از دوستام در ارتباطم که اونم زیاد صحبت نمیکنیم .

ویرایشگر
روانشناس مختاری
12 روز پیش
پاسخ به  Shide

لیست کارهایی که می نویسین بیشتر شامل چه فعالیت هایی میشن؟ برنامه ی سنگین برای خودتون طرح می کنید یا برنامه های سبک و مفرح؟

دختر35
17 روز پیش

حال خوبی ندارم، دلم پر از غصه است، توان گریه کردن هم ندارم، نمی دونم انسانی هست بتونه به من کمک کنه یا نه، درس تا دکترا خوندم، تنهام خیلی تنها، دعا و نمازم می خونم ولی خوب نمیشم انگار، ۳۵سالمه یه خواهر دارم ۷سال از خودم بزرگتر یه برادر۴سال از خودم کوچکتر، خواهرمم مثل من ازدواج نکرده، من هم اجازه ازدواج کردن ندارم ، از کودکی تا الان تبعیض وجود داشت تو خانواده، من فرزند وسطم هیچ کس اهمیتی به من نمیده، یه دکتر بیکارم که گوشه خونه موندم، آرزومه بمیرم شاید راحت شم، فقط دارم درد میکشم، اسیرم،… ادامه دیدگاه »

Last edited 17 روز پیش by دختر35
ویرایشگر
روانشناس مختاری
16 روز پیش
پاسخ به  دختر35

سلام به شما عزیزم احساس شما قابل درکه و قطعا این شرایط میتونه برای شما با فشار روحی زیادی همراه باشه، احساس تنهایی و وسواس از جمله مشکلاتی هستن که میتونن بسیار شما رو آزرده خاطر کنن ولی عزیزم نیاز هست که برای رفع مشکلات و درمان اون ها حتما به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنی، نیاز هست که در کنار بهبود شرایط برای پیشرفت موقیعت اجتماعی خودتون تلاش کنید، هوش بالای شما و مدرک تحصیلی شما میتونه موقیعت های نسبتا خوبی برای شما به همراه داشته باشه ولی به دست آوردن این موقیعت خوب منوط به تلاش شما… ادامه دیدگاه »

دل آرا
1 ماه پیش

سلام. من یه دختر ۲۰ساله دانشجوام. تقریبا شش سالی میشه ک پدرمادرم از هم جداشدن و بخاطر همین منو مامانم خونه پدربزرگ مادریم هستیم. بچه ک بودم شیطون و سرحال بودم اما بعد از جدایی پدرمادرم کاملا عوض شدم چون تو دوران بلوغم اتفاق افتاد خیلی روم اثرگذاشت. از اونموقع از جمع دوری میکنم سعی برای ایجاد دوستی نمیکنم دوست ندارم تو دید باشم میخوام همیشه تنها باشم با اینکه از درون دوست دارم بقیه پیشم باشن. سال کنکورم خیلی سختی کشیدم. پدربزرگ و مادربزرگ خوبین اما به هیچ وجه نه من و نه مامانم رو درک نمیکنن. مدام نیش… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس مختاری
1 ماه پیش
پاسخ به  دل آرا

سلام به شما عزیزم برای شرایط شما متاسف هستم و قطعا این شرایط میتونه با سختی زیادی برای شما به همراه باشه متاسفانه تجربیاتی که از جدایی پدر و مادرتون داشتید باعث ایجاد ترس و شناخت منفی از زندگیتون شده و این موارد باعث شده که از نظر روانی تحت فشار باشید. دل آرا جان میشه گفت که در شرایط شما تجربه کردن چنین حالت هایی طبیعی هستش و دور از ذهن نخواهد بود ولی جای نگرانی نیست فقط شما نیاز به یک دوره ی شناخت درمانی دارید تا حال روحیتون بهبود پید کنه. بنابراین نیاز هستش که در اولین… ادامه دیدگاه »

فاطمه
1 ماه پیش

من ۲۰ سالمه شاید ۲ ۳ سال بیشتر باشه که توی هر هفته چند شب گریه کردم و هر چیزی باعث ناراحتی من میشه که این اواخر خیلی بیشتر شده شاید بیشتر از یک ماه باشه که من هر شب سر چیزای مختلف گریه میکنم و امروز حس میکنم دیگه این برام غیر قابل تحمله و نمیتونم تحملش کنم حس اضطراب و استرس در خصوص ارتباط با پدرم همیشه داشتم و میترسم که باهاش حرف بزنم یا از واکنش هاش همش ترس دارم حس دوست داشتنی که داشتم نسبت بهش تبدیل به ترس شده این به این معنی نیست که… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس مختاری
1 ماه پیش
پاسخ به  فاطمه

سلام به شما
عزیزم بسیار برای شرایط و حال روحی شما متاسف هستم ولی با توجه با توضیحاتی که از حال روحیتون شرح میدین شما نیاز به مراجعه به روانشناس و ارزیابی بالینی و شروع روان درمانی دارید.
علت اصلی مخالفت مادرتون برای مراجعه به روانشناس چه چیزی هستش؟

فاطمه
1 ماه پیش

اینکه این وضع روحی طبیعی باید باشه و همه ی آدما درحال تجربه ش هستن و یا تجربه ش میکنن
من حتی یک بار هم برای سرما خوردگی حدود ۳ سال پیش به پزشک داخلی مراجعه کرده بودم تپش قلب و استرس داشتم و صحبت کردم برام پروپرانولول نوشتن و گفتن که کفایت میکنه و فکر میکنم همین موضوع هم دلیل مخالفتشون باشه که فکر میکنه چیز مهمی نباید باشه

ویرایشگر
روانشناس مختاری
1 ماه پیش
پاسخ به  فاطمه

عزیزم سعی کنید در مورد احساسات و شرایط فعلی که در حال تجربه ی آن هستید با مادرتون به طور واضح صحبت کنید و مادرتون رو متقاعد کنید که پزشک عمومی تخصصی در زمینه ی مسائل روانی ندارد و شما با توجه به شرایطی که در حال حاضر تجربه می کنید نیاز به مراجعه به روانشناس دارید.
اگر ایشون متقاع نشدن سعی کنید خودتون برای مراجعه به روانشناس تلاش کنید و اگر شرایط مشاوره ی حضوری را ندارید به صورت تلفنی مشاوره دریافت کنید.
روانشناس
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵

Arsham
1 ماه پیش

سلام من یک پسر ۱۸ ساله هستم . به صورت عادی یه آدم کم حرف و درونگرا . ولی این چند وقته احساس خلإ دارم ، انگار بی تفاوتم ، هدفی ندارم ،یه جور بی احساسی ، خواب منظمی ندارم شبا گاهی وقتا به زور خابم میبره ، اشتهام هم متغیره
بی حوصله و خستم انگار همیشه . نمیتونم احساساتم رو بروز کنم اگه کسی هم با من همچین کاری رو کنه گارد دفاعی میگیرم ولی اصن دست خودم نیس انگار یه واکنش نا خودآگاه از طرف بدنمه ،همش یه حالت گیجی دارم انگار منتظر یه اتفاقم .

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
1 ماه پیش
پاسخ به  Arsham

سلام به شما دوست عزیز این علایمی که بیان می کنید متفاوت از رون گرا بودن می باشد و می تواند نشان های افسردگی آن را در نظر گرفت و اگر شما به مدت دو هفته این علایم را داشته باشید احتمال افسردگی وجود دارد که در این شرایط واکنش های هیجانی و افت عملکرد نیز یک اتفاق جانبی افسردگی می باشد پس بهتر است در این مسیر به صورت حضوری برای بررسی افکار ، احساسات و شرایط روحی که تجربه می کنید به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم تا شرایط بهتری… ادامه دیدگاه »

Sogand
1 ماه پیش

سلام من دخترم و ۱۷ سالمه از بچگی پدر مادرم دعوا های خیلی شدیدی داشتن و من حتی چند بار برای جلب توجه یا سعی کردن به این که دعوا تموم شه به خودم اسیب زدم ولی با مرور زمان کم کم دعوا ها کمتر شد و تغریبا به صفر رسیده اگر هم چیزی توی خونه اتفاق بیوفته معمولا یه بحث ساده اس ولی من پارسال یه بار سر یه بحث ساده با مادرم قصد خودکشی داشتم دستمو با تیغ زدم که خیلی عمیق بود و منجر به بخیه شد بعد از اون هم همش احساس میکنم میخام به خودم… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
1 ماه پیش
پاسخ به  Sogand

سلام به شما سوگند جان قابل درک هست عزیزم که بحث های بین والدین برای شما با فشار روحی زیادی همراه بوده است اما عزیزم دقت کن که روابط پدر و مادر موضوعی می باشد که بهتر است به خودشان واگذار شود و شما به این روابط وارد نشوید چون اگر شما بخواهید بجای مادر و در جایگاه مادر با پدر وارد ارتباط شوید این عصبانیت یک فرایند طبیعی می باشد در صورتی که روابط شما با پدر روابط دختر و پدری می باشد و نه روابط زن و شوهری و اگر شما بر این روابط وارد شوید می تواند… ادامه دیدگاه »

Moon
1 ماه پیش

سلام خسته نباشید.من دختر هستم و ۱۶ سالمه و از بچگی توی انزوا بودم و افسردگی داشتم و روابط اجتماعی به شدت ضعیفی دارم به طوری مه تنها انسانایی که باهاشون گفت و گو میکنم خانوادمن. یه دوره این افسردگی خوب شد و مثل بقیه بچه ها بودم اما تقریبا دوساله به شدت افسردم. نه درسم واسم مهم بود دیگه و نه رشته ورزشیم و همه چیم رسما به هم ریخته بود و با کسی صحبت نمیکردم.توی هنه زمینه ها افت کردم و بیخابی شدید پیدا کردم.طوری که دچار میگرن شدم اما دکترا فقط یران قرص ضد افسردگی یا قرص… ادامه دیدگاه »

Last edited 1 ماه پیش by Moon
ویرایشگر
مشاور 24 ساعته
1 ماه پیش
پاسخ به  Moon

سلام به شما مونا جان در این مسیر بهتر است با توجه به تایم طولانی مدت افسردگی و شرایط روحی که دارید در کنار دارو درمانی از پدر و مادر بخواهید که برای شما شرایط حضور در جلسات روان درمانی تحلیی را نیز محیا کنند تا بتوانیم در این زمینه با بررسی احساسات ، افکار و هیجاناتی که شما تجربه می کنید در این مسیر به شما کمک کنیم تا بتوانید شرایط روحی بهتری را تجربه کنید. اگر افسردگی طولانی مدت شود کاهش عملکرد ، کاهش تمرکز ، و کاهش روابط اجتماعی یک امر طبیعی می باشد که فرد می… ادامه دیدگاه »

Arezio
1 ماه پیش

سلام من ۱۷ سالمه و وقتی بچه بودم خیانت مادرم به پدرم رو دیدم حتی رابطه اون رو با اون اقا و این جریان ادامه داشت و من بی اهمیت بودم بهش تا به امروز که مادرم کلید رو از تو کیف من برداشته بود و رفتم سر کمدش و یه گوشی پیدا کردم و با دیدن یک سری پیامک فهمیدم میخواد بده به اون اقا من باید چیکار کنم خیلی عصبی و بی صبر شدم واقعا کنترل اعصابم دست خودم نیست

ویرایشگر
روانشناس مختاری
1 ماه پیش
پاسخ به  Arezio

سلام به شما عزیزم بسیار برای شرایط شما متاسف هستم و احساسات شما کاملا قابل درکه ولی این رو در نظر داشته باش که این مسئله مربوط به پدر و مادرتون هست و بهتر هست که در اینباره دخالتی نداشته باشید، طبیعی هستش که بی تفاوت بودن نسبت به این مسئله برای شما سخت باشد ولی نیاز هست که قبل از هر اقدامی از خودتون بپرسید که آیا دخالت کردن من تاثیری در بهبود شرایط داره یا خیر و اگر پاسختون منفی هست سعی کنید با این مسئله کنار بیاید و در این مورد خودتون رو درگیر نکنید و در… ادامه دیدگاه »

Mehrnoosh
1 ماه پیش

سلام. من ۱۷ سال سن دارم و دختر هستم. تو حالت عادی هم من فردی درون گرا هستم و استرس و ازین جور چیزا ندارم به طوریکه اطرافیانم اسم منو گذاشتن بی احساس. تقریبا میشه گفت ۳یا ۴ ماه هست که حس میکتم هیچ هدفی برای زندگیم ندارم و از هیچ چیزی لذت نمیبرم انقدر روزها برام تکراری و کسل کننده شده که دیگه حتی نمیخوام از خواب پاشم . من سال بعد قراره کنکور تجربی بدم و درسته که علاقه ای ندارم اما به دلیل شرایط مالی مجبورم قبول شم و درسامم خوبن تو فرزانگان درس میخونم ولی از… ادامه دیدگاه »

ویرایشگر
روانشناس مختاری
1 ماه پیش
پاسخ به  Mehrnoosh

سلام به شما
عزیزم بیشتر چه چیزی در ذهنتون هست که احساس می کنید شما رو اذیت می کنه؟
ایا اخیرا اتفاق خاصی برای شما افتاده؟
ارتباطتون با خانوادتون چطور هست؟
اشتها و کیفیت خوابتو چطور هست؟
آیا اخیرا افزایش یا کاهش وزن داشتید؟
تمرکز شما چطور هست؟

1 7 8 9
2.8 4 votes
Article Rating
689
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x