بر اساس تجارب بالینی، تجربه ی شکست عاطفی می تواند در کنار عواملی مانند سیل، زلزله، تصادف، آتش سوزی و مرگ عزیزان قرار گیرد و شک عصبی سهمگینی را به فرد وارد کند که متخصصان از آن به عنوان “تروما” یاد می کنند.

فرد شکست خورده ممکن است دامنه ی وسیعی از علایم جسمی و روانی از جمله:

  • احساس گیجی،
  • مشکل در تصمیم گیری،
  • مشکلات جسمی- عصبی،
  • دردهای بدنی بدون دلیل،
  • بیماری های روان تنی،
  • کابوس های شبانه،
  • حالت بهت و درماندگی،
  • تپش قلب،
  • خودسرزنشی
  • کناره گیری از دیگران

به میزانی که فرد انتظار مواجهه با چنین شکستی را نداشته باشد و برای آن آماده نباشد، سندرم شکست عاطفی قوی تر خواهد بود و فرد را با علایم سنگین تر و بیشتری مواجه میکند.

در صورتی که فرد شکست خورده به دنبال استفاده از منابع حمایت اجتماعی نرود و از دیگران برای غلب بر مشکلاتش استفاده نکند، خطر ابتلابه افسردگی و اضطراب بسیار بالاست و مساله می تواند با چندین اختلال دیگر نیز همراه شود.

در چه مواقعی به روانشناس مراجعه کنیم؟

طبیعی است که مواجه شدن با شکست عاطفی مساله ای بسیار دردناک و آزاردهنده است اما اگر نتوانید پس از گذشت حداکثر ۶ ماه، بهبودی لازم را به دست آورید و به کار و  زندگی روزانه تان بازگردید، لازم است هرچه سریعتر به یک روانشناس و یا مشاور مراجعه کنید.

پیشنهاد حرفه ای تر می تواند این باشد که منتطر گذر زمان نمانید و برای حفاظت از سلامت روانی تان، با یک روانشناس گفت و گو کنید.

بر اساس ماهیت شکست عاطفی، صرف گفت و گو کردن و بیان مشکل نیز تاثیر زیادی در تخلیه ی احساسات منفی دارد و می تواند حال تان را بهتر کند.

در صورتی که پس از تجربه ی شکست، از دیگران فاصله گرفته اید و قادر به برقرای روابط صمیمانه نیستید و یا برای داشتن تجربه ای خوشایند به مواد مخدر و یا داروهای آرامبخش روی آورده اید نیز بهتر است هرچه سریعتر برای حل ریشه ای مشکل از روانشناس کمک بگیرید.

تست سنجش استرس و اضطراب

پس از شکست عاطفی چگونه دوباره سرپا بایستیم؟

مراجعین زیادی پس از تجربه ی شکست عاطفی و قلب شکسته و احساس نابودی می کنند.

آن ها احساس می کنند زندگی شان را از دست داده اند و اگر چه زنده اند و در بین مردم راه می روند اما روح و عاطفه شان متلاشی شده است.

بر اساس میزان ضربه ی روحی وارد شده به فرد، بازگشت او به زندگی عادی، سطوح مختلفی از دشواری را طی می کند.

برای برخی از افراد، سال ها طول می کشد تا بتوانند به فردی عادی تبدیل شوند.

بنابراین در اینجا به نکاتی می پردازیم که به شما کمک کند تا دیدگاه واقعی تری را شکل دهید و دوره نقاهت تان را کوتاه تر کنید.

دست از خودسرزنش گری بردارید.

ممکن است ساعت های زیادی را به نشخوار فکری در مورد گذشته بپردازید و اما و اگرهایی را پرورش دهید که “اگر اینطو رفتار می کردم، این تفاق نمی افتاد”.

واقعیت آن است که با شکست عشقی گذشته به پایان رسیده و فرد شکست خورده، بیش از سرزنش و تحقیر، محتاج نوازش و همدلی است.

تا زمانی که خودتان را سرزنش کنید، نمی توانید برای بهبود حال تان کاری کنید.

در حقیقت با سرزنش و مقصر دانستن خودتان، در حال وارد کردن ضربه های روحی بیشتری به خود هستید.