آیا از جنگ و دعوای مدام و همیشگی خسته شده اید؟ آیا جدیدا حس می کنید که ارتباط شما در ورطه ی نابودی است؟ ممکن است با خودتان بگویید چطور شد که کار به اینجا کشید.

در شرایط بدتر، اگر مسائل و مشکلات تم روزانه ی زندگی شما شده است این به آن معنی است که هر دوی شما واقعا با هم نیستید و ارتباط صحیح ندارید.

هر رابطه ی بلند مدتی بین اوقات بد و خوب در نوسان است. و این کاملا نرمال است. اما رابطه ای که پایدار است و مدت زمان زیادی دوام می آورد، رابطه ای است که در آن هر دو فرد به اندازه کافی به فرد دیگر در مشکلات و اوقات سخت اهمیت می دهد و یاری کننده است.

ارتباط نیازمند نگهداری و محافظت است تا در یک شرایط سالم حفظ شود.

در اینجا نکاتی آورده شده اند که کمک می کنند بدانید چگونه می توان یک ارتباط را نجات داد و اگر احساس رضایت از رابطه ندارید چگونه می توان خوشی و شادی را به رابطه برگرداند.

قدم اول:

اولین گام این است که یک زمان را به خودتان اختصاص دهید. به پیاده روی بروید یا نه با یک زیر انداز به پارک بروید و از آفتاب لذت ببرید و از خودتان بخواهید تا با خودتان با ملایمت رفتار کنید.

این بخش مقداری سخت است. نیاز است تا به صورت بی رحمانه ای با خود صادق باشید. آیا تنش در شما ایجاد می شود بخاطر اینکه سعی می کنید فاصله بگیرید؟

یا نه این تنش به این خاطر است که شما عادات بدی دارید و الان این عادات بد برای رابطه ی شما مشکل ساز شده است؟

گاهی دانستن و حل مشکلات آسان است، اما گاهی نیاز است تا عمیقا مسائل را بشکافیم و بررسی کنیم و به هسته مساله برسیم تا بتوانیم آن را حل کنیم.

قدم دوم:

گام دوم این است که اطمینان حاصل کنید که هر دوی شما چنین حسی دارید. هیچ فایده ای ندارد اگر تلاشتان را بکنید و سنگ تمام بگذارید در حالیکه همسر شما نخواهد در این ارتباط باقی بماند.

شما نیاز دارید تا در ابتدا یک مکالمه روشن و باز داشته باشید تا بدانید که این خواسته ی هر دو شما است که رابطه را برگردانید یا نه.

اغلب افراد زمانی که با هم مکالمه و بحث می کنند متوجه می شوند که هر دو واقعا می‌خواهند که در کنار هم باقی بمانند و این روند بهبود را تسریع می بخشد.

زمانی که رفتار شما نسبت به همدیگر هیچ احساسی را نشان نمی دهد اما نسبت به هم هنوز اهمیت نشان می دهید، در چنین شرایطی احساس عدم علاقه و عشق آسان است.

این خود باعث ایجاد تنفر و عدم علاقه و پاسخ منفی شده و به مرور این چرخه تداوم پیدا کرده و قوی تر می شود.

بوسپیرون و افسردگی - تداخل دارویی و عوارض

بعد از اینکه مطمئن شدید هر دو خواهان ماندن در ارتباط هستید، توصیه های زیر را به شما پیشنهاد می کنیم:

۱٫ ارتباط چشمی برقرار کنید.

هرگز قدرت ارتباط چشمی را در هنگام صحبت با همسر خود دست کم نگیرید. در عصر مزاحمت های تکنولوژیکی، بسیاری از ما زمان زیادی را برای نگاه کردن به گوشی موبایل خود صرف می کنیم و به اندازه کافی به چشمان عشق خود نگاه نمی کنیم.

اگر قرار است مطلبی را بگویید، ارتباط چشمی تان را با او حفظ کنید. این باعث می شود حرف های شما بیشتر در خاطرش بماند و مفهوم مد نظر شما را عمیقا متوجه شود.

۲٫ همانگونه که احساس می کنید، صحبت کنید.

آسان ترین راه برای اینکه فردی را مجبور به حالت دفاعی کنیم، این است که به شیوه انتقادی صحبت کنیم و آنها را نقد کنیم. بنابراین اگر همسر شما برای شام دیر کرده است، بجای مواخذه او برای این کار با یک جمله مانند “تو همیشه دیر میکنی”،

” نه من همیشه هم دیر نمیکنم این عادلانه نیست” سعی کنید این تاکتیک را به کار ببرید:” زمانی که دیر می کنی من واقعا ناراحت می شوم چون باعث می شود حس کنم تو بمن توجه نمی کنی”.

به این شیوه دیگر شما پرخاشگر نیستید. در عوض، شما آن چیزی را به او می گویید که واقعا احساس می کنید.

۳٫ گوش فرا دهید و همدلی ایجاد کنید.

قبل از این که بخواهید با عجله جواب بدهید اجازه بدهید فرد مقابل حرفهایش را به طور کامل بزند و بگذارید حرفهایش تمام شوند.

اغلب مکالمات ما شامل منتظر ماندن برای تمام شدن حرفهای فرد مقابل است تا بتوانیم انچه را که میخواهیم بگوییم. ما در گوش دادن خیلی هم خوب نیستیم.

اما تلاش کنید که یاد بگیرید شنونده های خوبی باشید. به مرور خواهید فهمید که چقدر به شما کمک می کند تا درک کنید و دیگر مثل قبل زود از کوره در نمی روید. قبل از این که سر نقطه نظر شما بحث کنید، سعی کنید مسائل را از دید فرد مقابل ببینید.