بی اعتماد در زندگی

آیا تا به حال اعتماد مناسبی در رابطه تان داشته اید؟

در زمانیکه با گروه ها صحبت می کنم یا یک سری دوره های آموزشی را برگزار می کنم، در اغلب مواقع نظر سنجی زیر را انجام می دهم (ادامه بدهید و پاسخ خودتان را انتخاب کنید):

در روابط شما اعتماد چه وضعیتی دارد؟

  • هیچ نوع مشکلات مربوط به اعتماد در روابط ما وجود ندارد.
  • در برخی از روابطی که دارم، سطح اعتماد موجود می تواند افزایش پیدا کند.
  • در برخی از روابط خودم با یک سری از مشکلات جدی در مورد اعتماد مواجه هستم.

در صورتی که با صداقت جواب داده باشید و واقعا هیچ نوع مشکل مربوط به اعتماد را در روابط خودتان نداشته باشید، در این صورت باید به شما تبریک بگویم!

واقعیت این است که اعتماد موجود در هر رابطه ای می تواند بهبود پیدا کند.

در روابط شخصی، ما در اغلب مواقع خودمان را نسبت به منتفع شدن از سطوح بالاتر اعتماد محروم می کنیم، چرا که هیچ نوع تمایلی نسبت به قرار گرفتن آن در سطوح مناسب نداریم.

اعتماد یک ماهیت دو طرفه دارد – هر چقدر بیشتر اعتماد داشته باشید، بیشتر مورد اعتماد قرار خواهید گرفت.

در صورتی که به افراد دیگر اعتماد نداشته باشید، شانس مورد اعتماد قرار گرفتن شما پایین خواهد آمد.

در برخی مواقع ما بدترین دشمن خودمان در مورد این مسئله هستیم.

سوء ظن و شک و نقش آن در تخریب روابط شما

در ادامه چهار دلیل بیان شده اند که مربوط به نبود اعتماد در روابط شما می باشند:

۱٫ تمایل محدودی نسبت به اعتماد دارید

– تمایل ما نسبت به اعتماد بر مبنای عوامل مختلفی می باشد که برخی از آنها عبارت از شخصیت ما، مدل های نقش و تجربیات دوران کودکی اولیه، اعتقادات و ارزش ها، فرهنگ، خود آگاهی و بلوغ عاطفی می باشد.

ترکیب این عوامل و تجربیات منجر به شکل گیری مقدار و سرعت ایجاد اعتماد ما نسبت دیگران می شوند. تجربیات شما می تواند مربوط به دیدگاه شما نسبت به اعتماد باشد؛

اعتماد یک مورد به دست آمده می باشد و یک مورد اهدا شده نمی باشد، بنابراین تا زمانی که مطمئن شوید که افراد دیگر لیاقت اعتماد را دارند، خودتان را از مورد اعتماد قرار گرفتن محروم خواهید کرد.

حتی با وجود این شرایط، شما فقط می توانید به صورت لجوجانه اعتماد را گسترش بدهید یا اینکه به صورت محدودی آن را گسترش بدهید. تمایل داشتن به سطح اعتماد پایین می تواند منجر به ممانعت شما از داشتن روابط لذت بخش و کامل شود.

۲٫ شما نمی خواهید از کنترل دست بردارید

– از دست دادن کنترل به معنای پذیرفتن ریسک می باشد و زمانی که ما در معرض ریسک قرار می گیریم، بیشتر در معرض آسیب قرار خواهیم داشت.

بنابراین ما در واکنش نسبت به این وضعیت، از اعتماد کردن خودداری می کنیم و سعی می کنیم که برای محافظت از ایمنی خودمان بر روی افراد و موقعیت های موجود در اطراف خودمان کنترل داشته باشیم.

در صورتی که کنترل را به عنوان ابزاری برای به دست آوردن و کامل کردن قدرت بیشتر تعریف کنیم، به سرعت متوجه خواهیم شد که نمی توانیم کنترل زیادی داشته باشیم. شاید ما بتوانیم بر روی افراد یا موقعیت ها تاثیرگذار باشیم، ولی نمی توانیم آنها را کنترل کنیم.

تنها چیزی که در واقعیت می توانیم بر روی آن کنترل داشته باشیم، عبارت از خود ما می باشد – که شامل اقدامات، ویژگی ها، ارزش ها، عواطف و عقاید خودمان می باشد.

برخی از افراد فرض می کنند که بدگمانی (یا سوء ظن) نقطه مقابل اعتماد می باشد؛ این مورد درست نمی باشد. نقطه مقابل اعتماد عبارت از کنترل می باشد و به منظور اینکه اعتماد به دست بیاورید، در مرحله اول باید متمایل به اعتماد کردن باشید.