تست روانشناسی شناخت همسر درونگرایی برونگرایی

تست روانشناسی انتخاب همسر درونگرایی-برونگرایی

دانستن درونگرایی-برونگرایی در انتخاب همسر بسیار مهم است.
آیا تا به حال فکر کرده اید که ابعاد شخصیت تاثیر مستقیمی در انتخاب حوزه تحصیل، اشغال، محل اقامت و سبک زندگی عمومی دارد؟
اگر دقت نکنید، خطوط بعدی را بخوانید.
درونگرا از احساسات و هیجانات فقط برای دوستان بسیار نزدیک صحبت می کنند، اما برون گراها کاملا از جهان خارج می شوند؛ آنها دوست دارند گمراه کننده، اجتماعی، رقابتی، سریع و واقع بینانه باشند.
مردم درونگرا بیشتر صرف وقت خود را صرف تحصیل می کنند و کمتر مایل به تعامل با دیگران هستند.
از سوی دیگر، افراد بی عیب و نقص دیدگاه عینی و بیرونی بیشتری دارند و فعالیت عملی بیشتری دارند اما اعتماد به نفس کمتری نسبت به برونگراها دارند.
آنها می خواهند بر محیط خود تأثیر بگذارند و با دیگران رقابت کنند و بیشتر در عموم ظاهر شوند.
اگر به نظر می رسد که خودآگاهی و برون گرایی در افراد افراطی باشد، ما دو شخصیت غیر طبیعی داریم، اما اینها بسیار کم است و اکثریت مردم بین دو قطب هستند.
با شناخت ویژگی های شخصی هر دو گروه، شما می توانید رابطه ای بهتر با آنها داشته باشید.
منبع :رجبی غلامرضا , فردوسی سیما , شهبازی مسعود. بررسی کیفیت روان سنجی مقیاس باورهای محدودکننده انتخاب همسر. مشاوره کاربردی: بهار و تابستان ۱۳۹۰ , دوره ۱ , شماره ۱ ، ۲-جبرائیلی هاشم , زاده محمدی علی, حیدری محمود. تفاوت ملاک های انتخاب همسر بین دو جنس. فصلنامه خانواده پژوهی : تابستان ۱۳۹۲ , دوره ۹ , شماره ۳۴
تست زیر را انجام دهید:
۱٫من می خواهم همیشه افراد زیادی در اطرافم داشته باشم.
۲٫۲٫پیدا کردن آن آسان است به لبخند در دیگران و رفتن با آنها و از آن لذت بردن و از با جمعیت بودن لذت بردن.
۳٫من لزوما خودم امیدوار نیستم.
۴٫من واقعا از صحبت کردن با دیگران لذت می برم.
۵٫من ترجیح می دهم در جایی باشم که در آنجا فعال و پر جمعیت است.
۶٫من معمولا ترجیح می دهم تنها کار انجام دهم.
۷٫اغلب احساس انرژی و پویایی می کنم.
۸٫من روحیه بالایی دارم
۹٫من خوش بین نیستم
۱۰٫زندگی من سریع می گذرد
۱۱٫من شخصی بسیار فعال هستم
۱۲٫من ترجیح می دهم راه خودم را بروم، به طوری که رهبر دیگران نخواهم بود.

24 پاسخ
  1. mobina گفته:

    سلام من ۱۵ سالمه و همیشه خیلی اروم و ساکت بودم ، اکثر اوقات حس خاصی ندارم و کلا بی احساسم و اینطور که اطرافیانم میگن هم سرد ، خشک و بیخیال و بی احساس هستم . ولی واقعا من اینطور احساس نمیکنم ولی به تنهایی علاقه دارم. من باید چکار کنم؟ چون هربار ک سعی در نشون دادن احساساتم میکنم و میخوام خودمو عاطفی نشون بدم همه متوجه میشن که دارم زور میزنم برای همین میگن خودت باش لازم نیس خودتو با احساس نشون بدی.

    پاسخ
    • روانشناس گفته:

      سلام به شما
      مبینا جان در این مور نیاز هست که به تفاوت در ویژگی های شخصیتی توجه کنید و در مورد این مسئله خودتون رو سرزنش نکنید و الگوی ارتباطی خاصی رو به خودتون تحمیل نکنید، البته توانایی ابراز وجود یکی از مسائل مهم در افزایش سلامت روان است و می تواند سبب ارتقای کیفیت ارتباطات میان فردی شود ولی این به معنای این نیست که فردی که شخصیت درون گرایی دارد و از تنهایی لذت می برد از سلامت روان برخوردار نیست و یا مشکلی دارند، به طور کلی افراد برون گرا و درون گرا با وجود تفاوت های زیادی که در شیوه های ارتباطی و رفتاری خود دارند هر کدام ویژگی های مثبت منفی دارند و هیچکدام نسبت به گروه دیگر برتری ندارند بنابراین اگر از سبک ارتباطی خودتون لذت می برید سعی کنید به این مسئله توجه نکنید و خودتون رو سرزنش نکنید.

      پاسخ
  2. Hni گفته:

    سلام
    نتیجه تست من شده کاملا درون گرا نیستم
    خب این الان خوب هست یا بد؟
    و اینکه این به این معنی هست که من در معرض درون گرایی هستم؟🤔
    لطفا یه راهکار در رابطه با برقراری ارتباط بهتر در دنیای واقعی بدین آخه من برقراری ارتباطم در دنیای مجازی خیلی بهتره ولی خودم از این موضوع اذیت میشم و دلم میخواد زود و خیلی راحت ارتباط برقرار کنم
    و اینکه من یک مقدار دیر ارتباط برقرار میکنم منتها وقتی ارتباط برقرار کردم خیلی با اون شخص راحت و صمیمی میشم
    به نظرتون این اشتباهه؟ آخه گاهی مورد بی احترامی قرار میگیرم و احساس میکنم شاید بخاطر راحتیمع و نباید با دیگران راحت و صمیمی باشم این افکار من درسته یا.. ؟

    پاسخ
    • Hni گفته:

      البته اینم بگم که من یک راحتی و صمیمیت توام با احترام دارم نه راحتی که با بی ادبی و بی احترامی باشه
      قبلا زود عصبانی میشدم و از کوره درمیرفتم ولی اخیرا سعی میکنم با آرامش و احترام جواب بدم منتها یه بدی دیگه ای که دارم اینه که بعدش که بهش فکر میکنم پشیمون میشم و حس میکنم میتونستم در اون لحظه جواب بهتری بدم بنظرتون این یک مشکله یا یک موضوع عادی هستش؟

      پاسخ
    • روانشناس گفته:

      سلام به شما
      عزیزم درون گرا و برون گرا بودن یک ویژگی شخصیتی هستش و هیچکدام نسبت به دیگری برتری ندارن و هرکدام ویژگی های مثبت و منفی خودشون رو دارن و حتی با تصور درون گرا بودن شما نباید این مسئله براتون به نگرانی تبدیل بشه و به همین دلیل به خودتون برای تغییر فشار وارد کنید. شما باید خودتون رو همینطور که هستین دوست داشته باشید و ویژگی های شخصیتی خودتون رو بپذیرید. و در مورد ارتباطاتتون عزیزم اینکه دیر با دیگران ارتباط برقرار می کنید می تونه ناشی از دورن گرایی شما باشه و همونطور که عرض کردم در اینباره نباید به خودتون خرده بگیرید و البته که بهتر هستش که قبل از شناخت کامل اطرافیان صمیمیت زیادی با آنها برقرار نکینم. در موزد تغییر رفتاریتون بهتون تبریک می گم خیلی خوبه که تلاش می کنید هیجانات و خشم خودتون رو کنترل کنید ولی در نظر بگیرید که کنترل هیجان خشم نباید با سرکوب کردن احساس خشم اشتباه گرفته بشه بلکه نیاز هست که شما درکمال خونسردی و آرامش از حق خودتون دفاع کنید و ناراحتی و احساس خشم خودتون رو بروز بدین ولی بروز خشم نباید با داد و بیداد و تحریک پذیری اشتباه گرفته بشه در واقع شما باید محکم و جدی در مورد اون شرایط با فرد مقابل صحبت کنید که البته بهتر هست صحبت کردن رو به زمانی موکول کنید که از هیجانات منفیتون کاسته شده باشه و بتونید با کمال آرامش در مورد احساساتتون با فرد مقابل صحبت کنید.

      پاسخ
  3. reyhane گفته:

    سلام
    من دختر ۱۵ ساله ای هستم که نزدیکه ۳ سالی هست بطور ناخوداگاه از خانوادم فاصله گرفتم و خیلی نسبت به قبل کم حرف شدم
    البته همیشه آدمه درونگرایی بودم ولی مدتیه تشدید شده
    و یه دوسته صمیمی دارم که میتونم بگم کل زندگیمه حتی جای خانوادم همه چیم توی چت کردن با اون خلاصه شده و البته اینم بگم که من رو در رو خیلی ساکتم ، ولی توی چت کاملا برعکس
    میشه بگید چیکار کنم که بتونم از این حجم از کم حرفی فاصله بگیرم و به خانوادم نزدیک تر بشم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      سلام به شما ریحانه جان
      در این مورد نیاز است که افکار و احساسات شما بررسی شود تا بتوانیم به شما کمک کنیم تا در دنیای واقعی بتوانید با دیگران از جمله خانواده و دوستان خود ارتباط برقرار کنید .
      دقت کنید که اگر شما ندانید که دلیل کناره گیری از خانواده و دوستانتان چیست در این مسیر تنها یک سری رفتار را مشاهده خواهید کرد بدون اینکه دلیل آن را بدانید .
      بهتر است بدون سرزنش کردن خود و یا دیگری در این مسیر یک دوره مشاوره حضوری یا تلفنی را تجربه کنید تا در این مسیر بتوانیم به شما کمک کنیم تا شرایط بهتری را بتوانید تجربه کنید .
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ
  4. Fatii گفته:

    سلام من ۱۸ سالمه دختر ارومیم و بیشتر اوقات حرفی برای گفتن ندارم با پسرا نمیتونم حرف بزنم و کلا زیاد پسر تو زندگیم نبوده دوس پسر داشتم اما نمیتونم راحت باهاشون ارتباط برقرار کنم و ساکتم حتی تو جمع دخترا هم گاهی ساکتم و معمولا شروع کننده بحث نیستم وحس میکنم برای این شخصیتم هیچکس سراغم نمیاد و هیچ پسری جذبم نمیشه حتی هیچ دختری باهام حال نمیکنه که رفیقم باشه برای همین رفیق کم دارم همیشه هیچ پیام و تلفنی ندارم از کسی حس میکنم برای شخصیت اروم و ساکتم کسی کنارم نمیاد و شخصیت کسل کتنده ای دارم در واقع بیشتر مشکلم ارتباط برقرار کردنمه من همونطور که گفتم حرف برای گفتن با کسی ندارم و خیلی خونگرم نیستم و بابت این اتفاق ناراحت نمیدونم چطور میشه کمکم کنید اما واقعا به راهنمایی احتیاج دارم چون هرکاری کردم نتونستم نه شخصیتمو درست کتم نه حتی باهاش کنار بیام اگر میشه کمکم کنید

    پاسخ
    • روانشناس گفته:

      سلام به شما
      عزیزم مسئله ای که در شما وجود داره این هستش که اصرار به تغییر خودتون نداشته باشید و خودتون و شخصیتتون رو بپذیرید و سعی کنید خودتون رو دوست داشته باشید، شما فردی درون گرا هستید و افراد درون گرا معمولا کم حرف هستند و همونطور که خودتون بیان کردین در جمع شروع کننده ی حرف نیستن و نشانه های خونگرمی در اون ها دیده نمیشه ولی این موارد دلیلی بر بد بودن و جذاب نبودن شما نیست، درون گرایی نیز یک نوع ویژگی شخصیتی است و شما نمیتونید اون رو به طور کامل تغییر بدین ولی میتونید کارهایی کنید که احساس رضایت از خودتون رو افزایش بدین. سعی کنید کارهایی که باعث پیشرفت شخصی شما میشه رو بیشتر انجام بدین و موفقیت های فردی بیشتری کسب کنید، فعالیت های لذت بخش خودتون رو پیدا کنید و برای اون ها تلاش کنید، رابطتون رو با خانواده ی خودتون و افراد نزدیک تر فامیل بیشتر کنید ولی در حد توانتون نه در حدی که برای این کار به خودتون فشار وارد کنید، با دوستانتون هرچند به تعداد کم سعی کنید بیشتر ارتباط برقرار کنید و گاهی خودتون پیشنهاد دهنده ی تفریح باشید، گاهی وقت ها خودتون با دوستاتون تماس برقرار کنید و حال احوال ساده بپرسین ولی سعی نکنید پرحرفی کنید چون افرادی مثل شما هرچقدر بیشتر برای پر حرفی تلاش کنن بیشتر احساس ناکامی می کنن، به طور کل سعی کنید خودتون رو رها کنید و با پذیرش خودتون شرایط رو برای خودتون آسون تر کنید.

      پاسخ
  5. ناشناس گفته:

    یعنی به نظر شما من تو این رابطه مقصرم دائم همسرم به من میگه توحساسی تو زود رنجی ولی این موضوعات باعث شده حتی من حساسیت بیشتر هم بشه و احساس کنم اونها می خواهن فرزندم رو ازم بگیرن

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      دوست عزیز دقت داشته باشید که در این رابطه ما به دنبال مقصر نیستیم و بلکه می خواهیم مسیری را به شما نشان بدهیم که در اول خودتان احساس آرامش بیشتری داشته باشید و زندگیتان در مسیر بهتری حرکت کند.
      اینکه شما نیز بخواهید دنبال مقصر بگردید تنها باعث می شود که آرامش خودتان را از دست بدهید و تمرکز شما بر این مووع و رفتارهای دیگران بیشتر شود.

      پاسخ
      • ناشناس گفته:

        من نمی دونم چطور باید برخورد کنم باهاشون که به خودشون اجازه دخالت و ناراحت کردن ندن و ارامش خانواده هم بهم نریز من و همسرم دنبال یه راهکاریم که بتونیم مدیریت کنیم این موضوع رو

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          دوست عزیز در این مورد همانطور که اشاره کردم در اول نیاز است که شماها زندگی مشترکتان را جدا از زندگی خانوادگی بدانید و دوم اینکه اجازه بدهید همسرتان در این موراد با آنها صحبت کنند و دقت داشته باشید که شماها برای احترام می توانید به آنها یک لبخند بزنید و رد شوید ولی مسیری را برای زندگی مشترکتان در پیش بگیرید که مورد تایید خودتان و همسرتان باشد .
          در این مورد نیاز است که شما و همسرتان به یک توافق برسید .

          پاسخ
  6. ناشناس گفته:

    من نمی خواهم خانواده اش رو رها کنه من می خواهم منو فرزندم رو حداقل یک بار در هفته باشه رفتنمون اون هر روز ببینه وقتی زیادی بری یا تماس زیاد داشته باشی بی احترام میشم

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      شما با بهبود روابط خودتان و احترام متقابل به خانواده ایشان می توانید این موضوع را بیشتر مدیریت کنید اما اگر بخواهید به شیوه های قبلی این موضوع را بیان کنید بازهم نتایج مشابه دفعات قبل بدست خواهید آورد .
      سعی کنید محیط خانه یک محیط امن بدون تشنج و رابطه شما با همسرتان نیز یک رابطه با درک متقابل با رعایت نکات قبلی باشد که بتوانید نتیجه گیری کنید.
      شما مثلا می توانید با بهبود روابط بجای اینکه بیان کنید تو همیشه میری خانه مادرت و برای ما وقت نمیزاری عنوان کنید که وقتی کنارمون هستی و باهم میریم پارک چقد احساس بهتری دارم و روحیه بچه ها چقد تغییر می کنه و اگر این موضوعات در کنار احترام به خانواده ایشان باشد ایشان نیز توجه بیشتری به این موارد و احساسات شما می کنند چون روابط ایشان با خانوادیشان موضوع مهم و پر اهمیتی برای خودشان می باشد و می خواهند که شما آن را درک کنید.

      پاسخ
  7. سحر گفته:

    سلام
    من یک مشکلی با خانواده همسرم دارم
    دیروز تولد دوسالگی پسرم بود و از صبح تمام سعیم رو کردم که شب خوبی بشه براش درست ٢ ساعت قبل اومدنشون به همسرم تماس می گیرن و ازشونمی خواهن که ببرم بچه رو اونجا
    همسرم هم فکر می کنه شاید لباسی خریدن که اندازه نباشه یا بخواهن به عنوان تم تنش کنن میره اونجا و میبینه هدیه تولد رو به بچه نشون میدن
    من از این ماجرا بسیار ناراحت شدم چون می تونستن این کار رو تو خونه ما هم انجام بدن
    همش اصرار دارن کارهای مربوط به بچه من رو انجام بدن اینقد که حتی در مورد دستشویی بردن هم به بچه من اونجا پافشاری می کنن
    من بعد از اینکه این کار رو کردن باهاشون تماس گرفتم و گلگی کردم حتی خواستم تولد رو بهم بزنم چون تولدی که کادوش از قبل داده شده دیگه جشن و سوپرایز نمیشه
    به اصرار همسرم قبول کردم که بیان و کوتاه اومدم ولی وقتی اومدن اینجا یکیشون حتی لب به غذایی که من پخته بودم نزد بقیه هم قیافه گرفتن و رفتن
    حالا همسرم اصلا قبول نمی کنه که کارشون منو دلخور کرده و اشتباه بوده

    پاسخ
    • مشاور 24 ساعته گفته:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      در این مواقع بهتر است آرامش خودتان را حفظ کنید تا بتوانید بهتر تصمیم گیری داشته باشید و این مشکلات بر زندگی مشترکتان تاثیر منفی نگذارد.
      ۱٫ هریک از شما چند سال دارید؟
      ۲٫ چند سال است ازدواج کرده اید؟
      ۳٫ روابط شما در کل با خانواده همسرتان چگونه است؟
      ۴٫ مشکلات شما با آنها بر روی زندگی مشترکتان نیز تاثیر گذاشته است؟
      ۵٫ منظور شما چیست که در مورد دستشویی رفتن پا فشاری می کنند و کودکتان چند سال دارد؟
      ۶٫ در این مواقع واکنش شما نسبت به همسرتان چگونه است و همسرتان نسبت به شما؟

      پاسخ
      • sahar گفته:

        من ۳۳ همسرم ۳۷ سال ۵ سال زندگی کردیم در کل چون همسرم فرزند اول خانواده هست میگه من مسئولیت دارم و در هفته حداقل دو روز به منزلشون میریم بله جدید دعواها زیاد شد و این که من حتی ای بحساس می کنم با دیدنشون یا تماس تلفنی اونها دچاره تپش قلب میشم پسرم تازه دو سالش شد مادرشوهرم هر وقت میبینه اونو باز میکنه باوجود اینکه من می گم خصوصی و باید با مادرت یا پدرت به دستشویی بری از ۶ ماهگی اصرار به سرپاکردن پسرم داشت متاسفانه چون نمی تونم به اونها حرف بزنم با همسرم دعوا می کنم که گاهی منجر به برخورد فیزکی بین ما میشه

        پاسخ
        • مشاور 24 ساعته گفته:

          دوست عزیز دقت داشته باشید که این تشنجات می تواند آسیب های زیادی برای فرزند شما داشته باشد و بهتر است همسرتان را بخاطر رفتارهای دیگران و خانواده ایشان سرزنش نکنید چون ایشان تنها مسئول رفتارهای خودش می باشد و درگیری دائم شما با ایشان و صحبت در مورد خانواده ایشان کمکی به بهبود مشکلات شما نمی کند .
          سعی کنید در مورد احساسات و نیازها و نگرانی هایتان بدون نام بردن از فرد خاصی با همسرتان صحبت کنید چون حتی اگر ایشان بدانند که حق با شما می باشد بازهم اگر از خانوادیشان بدگویی کنید در مقابل شما جبهه گیری می کنند اما اگر نگرانی های خود را بدون توهین و مقصر دانستن فرد خاصی بیان کنید احتمال اینکه صحبت شما به نتیجه برسد و موضوع اصلی فراموش نشود بیشتر می باشد .
          در این مواقع بهتر است با آرامش با مادرشوهرتان صحبت کنید و در جایی که فرزندتان حضور ندارد و به صورت مبادله اطلاعات این گفت و گو را انجام بدهید مثلا اینکه بپرسید شما قبلا چگونه این مسائل را با بچه ها آموزش می دادید و در میان صحبت ایشان آسیب های احتمالی یک سری رفتارها را بیان کنید تا این موضوع از طریق بهتری حل شود .
          در هرحالتی بهتر است از توهین به خانواده همسرتان خوداری کنید و بخاطر همسرتان سعی کنید احترام آنها را حفظ کنید تا بتوانید آرامش بیشتری را تجربه کنید.

          پاسخ
          • ناشناس گفته:

            من بارها به صورت غیر مستقیم گفتم ولی اونها تغییری تو رفتارشون ایجاد نمی کن به صورتی که حتی بیشتر به رفتارشون پا فشاری می کنن حتی دائم به فرزندم می گن ما تورو از مادرتم بیشتر دوست داریم البته از اول ازدواج ما هم مخالف زندگی ما بودن و این رو بارها به من گفتن من نمی دونم چطور همسرم رو مجاب کنم که کمتر به منزلشون بریم که فرصت نشه که بخواهن کاری یا حرفی بزنن ولینمی پذیره

          • مشاور 24 ساعته گفته:

            به نظر می رسد که دلخوری های شما بر روی هم انباشته شده است و این موضوع باعث ایجاد حساسیت های بیشتر در شما شده است . دقت کنید انها حتی اگر رفتارهای مناسبی نداشته باشند خانواده همسرتان محسوب می شوند و شما نمی توانید از ایشان بخواهید که قید رفتن پیش انها را بزند چون دلیل شما هرچقد هم که قانع کننده باشد این درخواست شما برای همسرتان یک درخواست غیر معمول و توهین آمیز می تواند محسوب شود.
            سعی کنید همسرتان را فردی جدا از خانواده بدانید و بخاطر رفتارهای دیگران او را سرزنش نکنید و در هنگام صحبت مسائلی را که در تایپیک قبلی اشاره کردم رعایت کنید تا بتوانید در زندگی مشترکتان آرامش بیشتری داشته باشید .
            تمرکز زیاد شما برا گذشته ورفتارهای انها میتواند آرامش شما را کاهش بدهد و خشم شما را افزایش بدهد به این موضوع فکر کنید که شما انتخاب همسرتان می باشید و ایشان شما را پسندیده اند و انتخاب کرده اند و با شما زندگی می کنند .

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.