مهارت حل مساله

  • تعریف مساله و انواع آن

مساله: وقتی فرد با موقیعت یا تکلیفی رو به رو می شود که نمی تواند از طریق کاربرد اطلاعات و مهارت هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقیعت یا تکلیف سریعا پاسخ دهد، گفته می شود که او با مساله ای رو به رو است.

انواع مساله

مساله ها، از این بعد که راه حل قاطع و روشن دارند و راه حل آن هم در دسترس است یا نه، به دو گروه مسائل خوب تعریف شده و مسائل بد تعریف شده تقسیم می شوند.

مسائل خوب تعریف شده یا خوب ساختار، مسائلی اند که مسیرهای روشن و واضحی برای راه حل دارند و یک راه قاطع و روشن برای آن مسائل در دسترس است. بسیاری از مسائل ریاضی و علوم مسائل خوب تعریف شده اند.

مسائل بد تعریف شده یا بد ساختار، مسائلی اند که خود مساله به خوبی روشن نیست و راه حل ها بسیار است، در نتیجه حل کننده مساله کاملا از پاسخ خود مطمئن نیست.

اگر از ما بخواهند یک بیت شعر ناقص را تکمیل کنیم نمونه ای از مسائل بد تعریف شده است، زیرا با واژگان زیادی می توان این بیت شعر را کامل کرد، در نتیجه بازنمایی این بیت مشکل است.

بسیاری از مسائلی که ما در زندگی با آن ها مواجه هستیم مسائل بد تعریف شده هستند.

حل مساله

حل مساله عبارت است از پردازش شناختی برای تبدیل موقیعت مفروض به موقیعت مطلوب

مهارت حل مساله

  مهارت حل مساله تفکر و رفتاری است که جهت رسیدن به هدفی که به آسانی در دسترس نیست به کار گرفته می شود.

در واقع مهارت حل مساله یک فرآیند خطی و سلسله مراتبی است که هر مرحله نشانه هایی از مرحله ی دیگر را درون خود دارد و به صورت زنجیره وار به هم متصل هستند.

این مراحل عبارت اند از (۱) فهم مشکل، (۲) برنامه ریزی، (۳)کاربست برنامه و (۴) نگاه به عقب و بازنگری.

هر مرحله به عنوان یک مهارت مجزا قلمداد می شود که این مهارت ها به عنوان راهبردهای حل مساله شناخته می شوند.

 مهارت حل مساله و توصیه هایی جهت حل آن

خود آگاهی و نقش آن در چگونگی حل مساله

به منظور برخورد موثر با مشکلات، آگاهی داشتن از خود، شرط ضروری است.

خودآگاهی بدین معناست که فرد آگاهانه بداند در چه وضعیتی به سر می برد.

علاوه بر این آگاهی یافتن از افکار اتوماتیک و گفتگوهای درونی ای که به هنگام مواجهه با مشکلات در ذهن ما فعال می شود بسیار ضروری است.

در برخورد با مسائل سخت و دشوار زندگی، افکاری به صورت خودکار در ذهن انسان ها فعال می شوند که ما آن را گفتگوی درونی می نامیم، این گفت و گوهای درونی می توانند هم مثبت و هم منفی باشند.

گفتگوهای درونی مثبت:

من می توانم مساله را حل کنم.

من انسان توانمندی هستم.

باید به دنبال راه حل مناسبی بگردم.

گفتگوهای درونی منفی:

من خیلی بدبختم.

هرچه بلاست سر من نازل می شود.

من نمی توانم این مساله را حل کنم.

من خیلی ناتوان هستم.

به هنگام برخورد با مسائل اگر گفتگوهای درونی منفی در ذهن فعال شود نمی توانیم مسائل را به خوبی حل کنیم و ناتوانی در حل مساله خود باعث تقویت و تشدید افکار منفی و کاهش اعتماد به نفس می شود.

بنابراین اولین گام در هنگام برخورد با مسائل زندگی شناخت گفتگوهای درونی خود می باشد. اگر درچنین مواقعی گفتگوهای درونی منفی فعال شوند باید آن ها را شناسایی کرده و سعی کنیم گفتگوهای درونی مثبت را جایگزین کنیم.

گذشته خود

اولویت بندی کردن مسائل و تاثیر آن در چگونگی حل مسائل

هریک از ما در طی روز با مشکلات مختلفی رو به رو هستیم، مشکلاتی که هرکدام نیاز به صرف وقت و انرژی دارند. مسلما برخی از آن ها ضروری تر و برخی دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند.

در پاره ای اوقات افراد در تشخیص اولویت مسائل خود دچار اشتباه می شوند و نمی دانند کدامیک در اولویت قرار دارند. در چنین مواقعی قسمت عمده ای از انرژی و توان افراد صرف کنترل تضاد و تردیدهایشان می شود.

در اولویت بندی فرد باید بتواند مسائل خود را بر اساس اهمیت و ضرورت آن ها طبقه بندی کند.

  • مسائل مهم: به مسائلی گفته می شود که حل آن برای ما ضروری است ولی برای حل این مسائل محدودیت زمانی نداریم.
  • مسائل فوری: به مسائلی گفته می شود که شاید مهم نباشند ولی در یک محدوده ی زمانی حتما باید حل شوند و اگر زمان بگذرد امکان حل مشکل بسیار سخت می شود.
  • مسائل مهم وفوری: مسائلی هستند که هم برای خود فرد مهم است و هم برای حل آن محدودیت زمانی وجود دارد.
  • مسائل غیر مهم و غیر فوری: مسائلی هستند که نه برای فرد مهم است و نه حل آن دارای محدودیت زمانی است.

مهارت حل مساله

مهارت حل مساله شامل چه فرایندهایی می شود؟

  • تعریف و شناسایی مشکل
  • پیدا کردن راه حل های مختلف
  • تصمیم گیری
  • بازنگری
  1. تعریف و شناسایی مشکل

اولین مرحله از فرآیند حل مساله، تعریف مساله می باشد. این مرحله خود شامل چند مرحله است.

در اولین گام از این مرحله فرد باید در خصوص مشکل خود فکر کند و دریابد که مشکل او چیست.

پس از اینکه فرد توانست به تعریف کلی از مشکل خود دست یابد، باید در خصوص مشکل خود به خوبی فکر کند و دریابد که چه عواملی باعث ایجاد آن شده اند. مشکل از کی شروع شده، دلیل آن چه بوده، در این مرحله مشکل باید به صورت دقیق مشخص شود.

چنانچه مشکلی مبهم و یا پیچیده باشد نمی توان راه حل موثری برای آن پیدا کرد.

پس از اینکه در خصوص مشکل به خوبی اندیشه شد حال مراحل زیر باید طی شوند:

الف) پاسخ به سوال چه کسی یا چه کسانی باید مشکل را حل کنند.

ب) تعریف مشکل به شکل واضح و مکتوب: هرچه تعریف مساله ای که قرار است حل شود، دقیق تر باشد، شانس موفقیت آن بیشتر خواهد بود. برای رسیدن به یک تعریف مناسب، تعریف باید به شکل روشن، ساده و دقیق نوشته شود.

  1. پیدا کردن راه حل های مختلف

هنگامی که مساله یا مشکل دقیقا مشخص و معلوم گردید فرد باید بکوشد تا راه حل های مختلفی برای مشکل خود پیدا کند. یکی از مهم ترین و بهترین روش ها برای پیدا کردن راه حل های مختلف، روش بارش فکری است.در این روش فرد ابتدا باید از خود بپرسد که چه راه حل هایی برای این مشکل وجود دارد و سپس سعی کند همه راه حل هایی را که به ذهنش می رسد بیان کند.

در این جا کمیت راه حل ها مهم هستند نه کیفیت آن ها.

مهم ترین مساله در روش بارش فکری

مهم ترین مساله در روش بارش فکری این است که فرد ذهن خود را آزاد بگذارد و از سانسور نمودن ایده هایی که به ذهنش می رسد خودداری کند.

هر راه حلی که به ذهن می رسد، چه خوب و چه بد، چه مثبت و چه منفی، باید نوشته شود. این امر به دو دلیل است:

اولا هنگامی که فرد ذهنش را باز می گذارد، بسیاری از راه حل هایی را که قبلا آموخته است ولی به دلیل اینکه مدت هاست آن ها را به کار نبرده و فراموش کرده از قسمت نهان مغز فرا خوانده می شود و دوباره آن ها را به شکل جدیدی به کار می برد.

ثانیا هدف این مرحله دست یافتن به راه حل های متعدد است. چیستی و چگونگی راه حل ها مهم نیست زیرا در این مرحله راه حل ها مورد قضاوت و ارزشیابی قرار نمی گیرند. ارزیابی و قضاوت در مورد کیفیت راه حل ها مربوط به مراحل بعدی است.

فرض بر این است که کمیت تولید کیفیت می کند. راه حل های خوب در صورتی ظاهر می شوند که امکانات و یا راه حل های بسیاری در نظر گرفته شوند.

اما در پایان توجه به این نکته ضروری است که در روش بارش فکری فرد مجاز به اجرای راه حل هایی می باشد که نه به خودش ونه به دیگران صدمه و آسیب نزند.

  1. تصمیم گیری

پس از آنکه راه حل های مختلف را به دست آوردید باید بین راه حل های موجود، بهترین راه حل هارا انتخاب کنید. در این مرحله باید راه حل های مختلف را باهم مقایسه کنیم تا بفهمیم کدامیک از همه بهتر است.

برای این کار باید از خودتان بپرسید که اگر از این راه حل استفاده کنم چه اتفاقی خواهد افتاد و پیامد و نتیجه ی آن چه خواهد بود. واقیعت این است که هرکاری ما انجام می دهیم نتایج یا پیامدهایی دارد و اگر یاد بگیریم که قبل از انجام کارها، پیامد و نتایج آن را پیش بینی کنیم، آن وقت کمتر اشتباه کرده و با مشکلات و دردسرهای کمتری رو برو خواهیم شد.

در مرحله تصمیم گیری، این فرصت به فرد داده می شود تا قبل از اینکه از یک راه حل استفاده کند، نتیجه و پیامد هریک از راه حل ها را پیش بینی کند و سپس با مقایسه پیامدها و نتایج راه حل های مختلف، بهترین راه حل را انتخاب نماید.

متخصصان علوم رفتاری به منظور انجام این مقایسه ها روش های مختلفی را پیشنهاد می کنند . اما دوتا از مهم ترین آن ها عبارتند از:

روش اگر…آن وقت

یکی از روش های پیش بینی پیامدها روش اگر… آنوقت است. مقصود از این روش آن است که در مورد هر راه حل خوب فکر کنیم و به خود بگوییم اگر از این راه حل استفاده کنم آن گاه این اتفاق خواهد افتاد.

اگر موفق به اتخاذ تصمیم مناسب شدید که تصمیم گیری به همین مرحله ختم می شود و اگرنه می توانید از جدول تصمیم گیری استفاده کنید.

جداول تصمیم گیری

جداول تصمیم گیری جدول هایی هستند که به شما کمک می کنند مزایا و معایب هر راه حل را لیست کنید و آنچه را در ذهن می گذرد به عینیت بدل کنید.

اگر این روش نیز کمک نکرد که گزینه ی مناسب را پیدا کنیم می توانیم به جدول تصمیم گیری عینیت بیشتری بدهیم. برای انجام این کار بهتر است به هرکدام از گزینه های موجود در هر جدول نمره ای اختصاص دهیم و سپس جمع جبری نمرات با یکدیگر مقایسه شوند.

  1. بازنگری

پیش از آنکه خود را به اجرای راه حلی متعهد کنیم، لازم است یک بازنگری نهایی انجام شود.

همچون سایر موارد مربوط به فرآیند حل مساله، طول مدت زمان بازنگری و شیوه هایی که به کار می گیریم، به اهمیت و فوریت مساله بستگی دارد. ممکن است این بازنگری چند ثانیه یا چندماه طول بکشد. ولی همیشه انجام این بازنگری با ارزش است. لازم است راه حل خود را از چند زاویه بازنگری کنیم.