واقعیت درمانی

کسی که واقعیت درمانی را ابداع کرد دکتر ویلیام گلسر بود.

واقعیت درمانی و تئوری انتخاب

گلسر با ارائه ی تئوری انتخاب به عنوان نظریه ی زیر بنایی برای تببین فنون و روش های درمانی، تلاش نموده است در مقام یک نظریه پرداز ابتدا توضیح دهد مردم چرا و چگونه رفتارهای خود را انتخاب می کنند.

و سپس برای کمک به کسانی که رفتارهای ناکارآمد و نا موثر انتخاب می کنند روش های مداخله را در قالب روش های واقیعت درمانی ارائه کند.

بر اساس تئوری انتخاب گلسر، به جز بیماری، فقر و کهنسالی، سایر مشکلات انسانی ناشی از روابط ناخشنود است.

در این راستا گلسر روی ۴ نوع رابطه که همگی باید بهبود یابند، تمرکز کرد:

  • رابطه معلم – شاگرد
  • رابطه والد – فرزند
  • رابطه زن – شوهر
  • رابطه کارفرما – کارمند

نظریه ی انتخاب مخالف سنت باستانی من “صلاح تو را می خواهم است” و یکی از علت های اساسی ناراحتی را یکی از موارد ۴ گانه تلاش برای کنترل دیگری می داند:

  • شما می خواهید دیگری کاری را که نمی خواهد انجام دهد.
  • دیگری می خواهد شما را وادار به کاری کند که دوست ندارید.
  • هر ۲نفرتان می خواهید یکدیگر را مجبور کنید کاری را که دوست ندارید انجام دهید.
  • خودتان را مجبور می کنید کاری را که انجام دادن آن خطرناک یا غیر ممکن است انجام بدهید.

تا وقتی معتقدیم می توانیم دیگران را کنترل کنیم یا دیگران ما را کنترل کنند احساس بدبختی خاموش نخواهد شد.

به گفته گلسر تمام اختلالات روان پزشکی معمول، به جز مواردی که در آن ها صدمه مغزی قابل مشاهده مطرح است، تابع یک یا چند دلیل از دلایل انتخاب ۳ گانه افسردگی کردن است:

  • مهار خشم

هرگاه فرد به خواسته اش نرسد دچار ناکامی می شود.

نشان دادن خشم و عصبانیت، اولین پاسخی است که به ذهن می آِید، ولی چون خشم و پرخاشگری چهره ی خوبی ندارد فرد سعی می کند آن را کنترل کند و نتیجه ی مستقیم کنترل خشم افسردگی کردن است.

  • درخواست کمک بدون التماس

افسردگی کردن روشی نیرومند و در عین حال غیر مستقیم برای دریافت کمک است.

بسیاری از مردم را می توان از طیق رفتارهای افسردگی تحت تاثیر قرار داد تا کاری را که می خواهیم انجام دهند.

  • اجتناب از کاری که دوست نداریم یا می ترسیم در آن شکست بخوریم

افسردگی اغلب توسط افراد به عنوان عذری در قبال اینکه هیچ کاری نمی توانند انجام دهند یا از انجام کاری واهمه دارند است.

همچنین وقتی می خواهیم انتخاب رفتار دردناکی مثل افسردگی را متوقف کنیم با این گزینه ها مواجه هستیم:

  • تغییر خواسته ها
  • تغییر عمل
  • تغییر هردو

طبق تئوری انتخاب هر آنچه که از انسان سر می زند یک رفتار است. رفتارها از درون برانگیخته می شوند و معطوف به هدف هستند، که هدف هر رفتار ارضای یک یا چند نیاز از پنج نیاز های اساسی (ژنتیکی ) زیر است:

  • نیاز به بقا و زنده ماندن (سلامت، آرامش، فعالیت جنسی، غذا، مسکن، پوشاک، امنیت)
  • نیاز به عشق و احساس تعلق (دوست داشته شدن، مهرورزی، تعلقات اجتماعی)
  • نیاز به قدرت و پیشرفت (احترام، موفقیت، مهارت، نفوذ)
  • نیاز به آزادی (استقلال، خود مختاری)
  • نیاز به تفریح

گلسر نیازهای ۵ گانه  را نیازهای ژنتیکی می داند و معتقد است این نیازها در  تمام انسان ها دیده می شوند.

در عین حال این نیازها در هر انسانی به شیوه ی خاص بر آورده می شوند که به آن ها خواسته می گوییم، خواسته ها منحصر بفردند و مجرا یا روش هایی هستند که ما نیازهایمان را به وسیله ی آن ها ارضا می کنیم.

روان درمانی پویشی کوتاه مدت

مفاهیم اصلی و اساسی واقعیت درمانی

  • واقعیت و مسئولیت پذیری دو وفهوم اصلی واقیعت درمانی می باشند.
  • واقعیت به طور کلی به عنوان توانایی و گرایش به پذیرش پیامدهای منطقی و طبیعی رفتار خود تعریف می شود.

زمانی که ما از پیامدهای رفتار و تصمیماتمان سر باز می زنیم، در عمل واقیعت را انکار می کنیم و مستعد آنیم که از روی مسئولیت گریزی عمل کنیم.

  • مسئولیت پذیری، یعنی توانایی مواجه شدن با نیازهای فردی، به شکلی که برای براورده ساختن نیازهای خود، به نیازهای دیگران تعدی نکنیم و نیازهای خود را به هزینه دیگران برآورده نکنیم.

روبرت ووبلدینگ برای انجام واقیعت درمانی سیستم W.D.E.P را معرفی کرده است:

Want: خواسته ها

Doing: اقدام/رفتارهای کنونی

Evaluation: ارزیابی اثربخشی رفتارهای کنونی

Plan of action: طرح عملی برای برای جایگزینی رفتارهای موثر

  • روش های واقیعت درمانی سعی دارد مراجعان را یاری کند تا از این جنبه که آیا رفتاری که اکنون انتخاب کرده اند نیازهایشان را براورده می کند یا خیر و نیز اینکه آیا به خواسته هایشان رسیده اند یا نه، رفتارهای خود را ارزیابی کنند.

گلسر مفهوم رفتار کلی را برای چهار مولفه ی جدایی ناپذیر رفتار به کار می برد که به طور همزمان عمل می کنند:

  • عمل

شامل فعلیت هایی است که در آن بعضی قسمت های بدن به طور آگاهانه درگیر حرکت می شوند، مانند قدم زدن یا دویدن.

با این حال برخی حرکت های عادی هم وجود دارند که در آن ها گاهی حرکت دخالت چندانی ندارد مانند بلعیدن حین غذا خوردن

  • فکر

شامل تولید افکار به صورت هشیار یا ناهشیار است، مانند اندیشیدن به مفهوم واقعه خاصی یا دیدن رویا.

  • احساس

شامل تجربه انواع بسیار وسیعی از هیجان ها و عواطف خوشایند و ناخوشایند است که انسان ها در خود ایجاد می کنند.

  • فیزیولوژی

عبارت است از کارکرد هشیار یا ناهسیار سازوکار بدن، ضمن درگیر شدن با دیگر بخش های رفتار کلی، یعنی عمل، فکر و احساس. به عنوان مثال عرق کردن یا تپش قلب.

در فردی که افسردگی را انتخاب کرده، در بخش عمل ممکن است کندی حرکتی، در بخش احساس، احساس رنج و بدبختی، در بخش فکر، فکرهایی از قبیل چه فایده ای دارد و کاری از دستم ساخته نیست، و در بخش فیزیولوژی ممکن است شاهد بی اشتهایی و اختلالات در خوابیدن باشیم.

واقعیت درمانی

ماشین رفتار

گلسر برای تبیین و توضیح روشن تر رفتار کلی تمثیل ماشین رفتار را به کار برد.

در این تمثیل رفتار ما همانند ماشین های معمولی چهار چرخ دارد. چرخ های جلو معرف بخش های عمل و فکر کردن و چرخ های عقب معرف بخش های احساس و فیزیولوژی اند.

نیازهای اساسی هم حکم موتور ماشین را دارند که راننده اتومبیل (یعنی فرد رفتار کننده) را از نزدیک ترین مسیر به تصویر یا مقصد دلخواهش هدایت می کند.

وقتی یک رفتار کلی را انتخاب می کنید همیشه هر چهار چرخ فعال می شوند، اما از آنجایی که همواره این چرخ های جلو هستند که مسیر و جهت گیری ماشین را تعیین می کنند و این چرخ ها نیز توسط فرمان (خواسته های کنونی) تحت کنترل هستند.

شما روی افکار و اعمال خود (دو چرخ جلوی ماشین) کنترل مستقیم دارید و از طریق کنترل عمل و فکر می توانید دو مولفه ی احساس و فیزیولوژی (دو چرخ عقب ماشین) را که بر آن ها کنترل مستقیم ندارید، کنترل کنید و تغییر فکر و عمل بسیار آسان تر تغییر احساس و فیزیولوژی است.